-
برای شاد شدن کافیست
سهشنبه 28 مردادماه سال 1393 17:13
این عکس: این خبر: +
-
سی!
شنبه 25 مردادماه سال 1393 16:34
امروز، بیست و پنجم مرداد ماه 1393، آخرین روز از دهه ی سوم زندگی من است/بود و فردا بیست و شش مرداد ماه میشود اولین روز ازدهه ی چهارم و با حساب و کتاب و تقویم و عدد و رقم میشود سی سالم سی سال است که دخترم خواهرم دوستم خاله ام عمه ام ناخن هایم لاک قرمز دارد دلم هم سرخ است سی سال است که خسته نشده ام و هنوز چهار را با...
-
یعنی دیشب فرشته دندون چی براش آورده؟
پنجشنبه 23 مردادماه سال 1393 10:30
اولین دندانی که افتاد همانی بود که اول از همه در آمد . . . + فقط شبدر چهار برگ خوش شانسی میباره . . .
-
سفید سفید . . .
دوشنبه 20 مردادماه سال 1393 12:18
از یک دو روز پیش زمزه ی جمع شدن دوستان همکار و بنیان گذاری صندوق کوچولویی برای قرض الحسنه زمزمه میشد تا اینکه یکهو همه ی اعضا جد کردند و دیدم که اسم ها توی کاغذ نوشته شده و کم مانده قرعه کشی شروع بشود من که با هزار اکراه قبول کرده بودم در این صندوق شرکت کنم و هنوز هم مردد بودم که این ماه که اصلا پول ندارم و فولان و...
-
یک مصاحبه متفاوت
شنبه 18 مردادماه سال 1393 09:36
هفته ی پیش با گوگل مصاحبه کردم همین گوگل گوگولی خودمان از آنجا که در رزومه مختصری در سایت های کاریابی گذاشته ام از همان طریق در خیل شرکت کنندگان در آزمون مورد نظر قرار گرفتم بین 785 نفر از 195 کشور که در یک روز در این آزمون شرکت کرده بودند و جدای از هر چیز دیگری مبنی بر پذیرش و یا عدم آن آزمون بسیار جذاب و جالب و...
-
بهشت به تمام قد
چهارشنبه 15 مردادماه سال 1393 15:12
نان سنگک خاش خاشی داغ پنیر لیقوان ریحان شال خورشیدی میترا !
-
متولد 1363
دوشنبه 13 مردادماه سال 1393 16:04
سال های اولی که دانشگاه می رفتم غالب همسکلاسی هایم یا همسنم بودند و یا بزرگتر. تعدا سال هایی که تا رسیدن به آنها فاصله داشتم را می شمردم و با خود می گفتم تا رسیدن به آن موقع چقدر وقت دارم و چقدر کارهای مختلف می توان انجام بدهم اطرافم پر بود از پنجاه هفتی ها و شصتی ها و شصت و یکی هایی که هر کدام یک راه را می رفتند و من...
-
آن عشق آتشین
دوشنبه 13 مردادماه سال 1393 09:53
دیشب عشق دوران نوجوانیمو که دورانی سخت هلاکش بودم تو یه مهمونی، بعد از سالها دیدم زن گرفته بود و بچه داشت زیر ابروهاش صاف و سیقلی بود! از این شلوار براقا تن کرده بود مختصر اعتیادی هم داره در اثر تصادف جدی یکی از پاهاش کوتاه تر از اون یکی شده بود و شل میزنه گویا یه نمور دست کج هم هست جان خواهر برادر و پدر و مادرشم تو...
-
عروسک های کوکی
شنبه 11 مردادماه سال 1393 11:37
یک جایی خواندم مریلین مونرو ستاره ی جذاب و زیبای هالیود گفته: «من یک زن بازندهام. مردها، زیادی از من انتظار دارند؛ به خاطر تصویری که از من ساخته شده و خودم هم در ساخت آن کمک کردهام؛ من سمبلی از تنها چیزی هستم که مردان از آن استقبال میکنند» فکر می کنم اگر این جمله متعلق به امروز می بود باید این طور نقل می شد: لب...
-
قد آدم بزرگ ها
یکشنبه 5 مردادماه سال 1393 13:54
تا حالا اینقدر شکل ادم بزرگ ها نبوده ام در حالی که حساب بانکی ام صفر است و تا واریز حقوق سر برج شصت هزار تومنی را که دیروز مریم واریز کرد تا برای تولد خواهرش چیزکی نقاشی کنم را دارم و از چندین و چند سو در معرض بدهی های ریز و درشت هستم قسط های سرماه را که واریز کنم باید خرج صافکاری ماشین را هم بدهم که در یک تصادف...
-
جای من کجاست؟
شنبه 4 مردادماه سال 1393 10:08
من نمی دانم اینکه کجا می روم؟ یا اینکه کجا باید باشم؟ همینقدر میدانم که از اینجایی که هستم راضی نیستم . . .
-
از اندوهی به اندوه دیگر...
جمعه 3 مردادماه سال 1393 18:06
از متملق زبان باز به جان می آیی خرس مهربان به چشمت می آید که صاف است و بی تزویر از حماقت های روشن، ساده ی بی فکر به ستوه می آیی عاقل به چشمت می آید از حساب کتاب های آدم های منطقی به ستوه می آیی شاعر سپید در نگاهت می نشیند از بی قید و بندی های همواره به جان می آیی چشمت به کم سو و پایدار کارمندی روسن می شود از تداوم بی...
-
در آستانه سی
پنجشنبه 2 مردادماه سال 1393 21:02
بیست و ششم مرداد 1363 بیمارستان شهدا تجریش وزن 3 کیلو و 500 قد 50 سانتیمتر زایمان طبیعی بیست و شش مرداد 1393 هنوز یک جایی همان اطراف... وزن 62 قد 168 سانتیمتر پ.ن: مرسی از تبریک اما امن که تولدم نیستتتتت... تولد من بیست و شیشمه :/
-
مثل دل من به عشق
سهشنبه 31 تیرماه سال 1393 15:43
مثل اتاقک تاریک به نور شمع مثل خالی لیوان به جاری آب مثل شب تاریک به نور ماه مثل کتاب به واژه مثل گلدان خالی به شاخه ی بابونه مثل گهواره ی خالی به گریه ی نوزاد من دلم می خواهد لبریز شوم سر بروم دم کنم و دلم پر بشود از شور، از شعر، از شعف من هیزمم خشک خشک، آتش نگیرم نم میزنم
-
لذت های یواشکی 2
سهشنبه 31 تیرماه سال 1393 09:50
وسط هال در حال خواندن کتاب خوابت برده آن وسط های خواب یادت می آید که گوشی ات شارژ ندارد و اگر خاموش شود صبح زنگ نمی زند و لابد خواب می مانی و . . . به زور چشم هایت را باز میکنی میبینی گوشی تو شارژ است زیرت سرت بالش هست رویت هم ملحفه ی خنک و تابستانی
-
لذت های یواشکی
دوشنبه 30 تیرماه سال 1393 08:51
گاهی وقت ها چیله را که بغل میکنم میخواهد صدایم که کند اشتباهی جای خاله میگوید مامان
-
در هجوم لحظه ها
پنجشنبه 26 تیرماه سال 1393 11:43
یکی باشد محکم در آغوشت بگیرد در گوشت بگوید باش! من هستم
-
جوش کوچولو و چال چونه
چهارشنبه 25 تیرماه سال 1393 16:31
یه روز یه جوش کوچولو بود که وسط چونه ی من رویید اولش خواستم ازش متنفر بشم که صورتمو زشت کرده اما بعدش فکر کردم شاید اگه دوستش داشه باشم و از اومدن دوستاش نترسم شاید بهتر باشه چون دیگه اضطراب و استرس ندارم این طوری شد که باهاش دوست شدم و وقتی تو آیینه ی اتاق پرو یه برآمدگی کوچیک دیگه کنار جوش کوچولو دیدم فریاد زدم که...
-
هنوز هم دانه می کارم
سهشنبه 24 تیرماه سال 1393 10:50
گاهی جایی دانه ای، بذری، چیزکی می کاری و از کنارش رد می شوی و گه گداری مهمانش میکنی به قطره ای و امید نبسته ای به روییدنش اما دانه می شکفد و میروید از زیر خروار ها خاک سر بر می آورد و میتاد به جهانی که پیش از او بوده . . گاهی اما دانه را سال ها کاشته ای و جای قطره خروار خروار آبیاریش کرده ای و دست را سایبان می کنی تا...
-
دنیا جای عجیبی است
شنبه 21 تیرماه سال 1393 10:13
گاهی برای ریخته شدن قطره ای خون از دماغ کسی کمپین و راه پیمایی و هوار هوار و گردهمایی های خود جوش و غیر خودجوش و چه و چه شکل میگیرد که گوش فلک را کر میکند و گاهی به راحتی از کنار دریای خونی که بالایش دایو شیرجه هم نصب شده و کنارش صندلی و روغن آفتاب هم هست می گذریم و انگار نه انگار! در اصالت خون و درد و رنج و شکنجه که...
-
احسان
چهارشنبه 18 تیرماه سال 1393 13:14
چیزی که کویر را زیبا میکند این است که یک جایی یک چاه در دلش پنهان کرده است + منم تا حالا ماه عسل رو تماشا نکردم اما این یکی . . . تنم لرزید و اشک هایم تمام نمی شه . . .
-
صبح
چهارشنبه 18 تیرماه سال 1393 09:42
سرشار بودم و از جانم کلمه می چکید . .
-
حس ناگهان
یکشنبه 15 تیرماه سال 1393 16:30
گاهی آدم خراب است گیج و گمگ و گم برمیگیردم خانه نگاه میکنم شال های رنگ به رنگ از کمد لباس سریز کرده و هر کدام چون کلافی سر در گم دور خودش پیچ و تاب خورده شال صورتی را بر میدارم تا میکنم و میگذارم درون قفسه بعد شال آبی بعد شال سیاه . . . کسی میگوید شاید فردا نباشم بهتر است که در کمد ها بسته باشد و لباس های داخل قفسه...
-
قطره چکان
شنبه 14 تیرماه سال 1393 12:45
نمیدانم از کی تا کی به مناسبت ماه رمضان یک جشنواره ای در برج میلاد و چند جای دیگر شهر در جریان است، مردم جمع می شوند و خانواده ها می آیند که تا ساعتی پس از نیمه شب غلغله و هیاهو بر پاست شهر ها و ملیت های مختلف و چند کشور هم غرفه اکی دارند برای عرضه ی چند قلم محصول ناقابل و قومیت های مختلف در جای جای محوطه سکنا گزیده...
-
با توام ایرانه خانم زیبا
شنبه 14 تیرماه سال 1393 10:53
دق که ندانی که چیست گرفتم دق که ندانی تو خانم زیبا دق که ندانی که چیست گرفتم دق که ندانی تو خانم زیبا حال تمامَم از آن تو بادا گر چه ندارم خانه در این جا خانه در آن جا سَر که ندارم که طشت بیاری که سر دَهَمَت سر با توام ایرانه خانم زیبا! با توام ایرانه خانم زیبا! شانه کنی یا نکنی آن همه مو را فرق سرت باز منم باز کنی یا...
-
دختری با هزار اسم
پنجشنبه 12 تیرماه سال 1393 10:11
از دغدغه هایم یکی انتخاب اسم دخترکی است . . . وقتی که نه شوهری به کار است و نه دختری و نه حتا رابطه ی جدی ای که مرا به فکرهای این چنینی وارد اما این تصورات برایم مثل زنگ تفریح می ماند و خیلی وقت ها گم شدن در این حواشی سرخوش و شادم میکند دیروزها داشتم فکر میکردم این سیر تغییرات را با کلی اسم خوشگل سپری کرده ام و خنده...
-
لطفا در نروید
سهشنبه 10 تیرماه سال 1393 13:21
اگر موقع دور زدن یا پارک کردن یا هر کار دیگری زدید به سپر سمت کمک راننده ی یک ماشین دیگر و هم رد سابیدگی ماند و هم جایش قلمبه شد و رفت تو، لطفا نگذارید بروید دنبال کارتان! شاید آن ماشین اولین ماشین صاحبش باشد شاید تازه یک ماه و ده روز است که خریداری شده شاید صاحبش تا حالا همه ی همه ی تلاشش را کرده که نزند به جایی و...
-
در جستجوی قطعه ی گمشده . . .
دوشنبه 9 تیرماه سال 1393 13:16
وقتی یکی از دندان های آدم می افتد دو تا اتفاق می افتد اول اینکه یک دندان را از دست داده ای و باید جای خالی این دندان را با هر روش دیگری پر کرد و دیگر اینگه، دیگر یک لبخند زیبا نداری! و این دومی به سبب اولی است که وقتی یک جای خالی بین ردیف مرواری های داخل دهان ایجاد شود انگار کن که رشته ی مروارید از هم گسسته و هر کدام...
-
آن بهار دلنشین . . .
دوشنبه 9 تیرماه سال 1393 09:49
دیروز که بهار مرخصی بود کل شرکت را پاییز به تمام قد در نوردید . . . +
-
تیرم چند؟!
شنبه 7 تیرماه سال 1393 14:40
در دلم سازی هست از جنس تار از جنس چنگ گه گداری دستی به زخمه در می آید و همه جانش را می لرزاند و می نوازد در دلم سازی هست از جنس رگ از جنس خون صدایش گرچه گوش فلک را پر نمی کند اما به راحتی می تواند جانم را کر کند در دلم سازی هست از جنس قاصدک از جنس مهتاب از جنس مروارید پر می دهمش در افق و کوکش میکنم تا جان بگیرد از...