بی پروا به معنی عاشق | من یک شورشی عاشقم

بی پروا به معنی عاشق | من یک شورشی عاشقم

من ناگریزم از نوشتن، می نویسم و دوست دارم یاداشت های شما را بخوانم
بی پروا به معنی عاشق | من یک شورشی عاشقم

بی پروا به معنی عاشق | من یک شورشی عاشقم

من ناگریزم از نوشتن، می نویسم و دوست دارم یاداشت های شما را بخوانم

صدا

۱- هر صدای بلندی که می آید دلهره می گیرم، یکبار با شنیدن صدا با یار تماس گرفتم، زدن؟ گفت نه! کنازمون دارن ساختمان می سازن، حتما بار آهن خالی کردن

۲- برای پسرکم از شهاب سنگ های طلایی و نورانی که اگر به زمین بخورند صدای بلندی می دهند قصه گفته ام

۳- صدای شلیک که می آمد و هنوز هم می آید کاهی برایش میگویم که صدای ترقه است و مردم دارند شادی می‌کنند

۴_ خیلی جاها در تهران پناهگاه راه اندازی شده و آنجا را فرش کرده اند برای مردم

۵_ روز ۱۷ دی یکی از همکلاسی های باشگاه آمد سر کلاس مان، بسیار هراسیده بود و می گفت  صحنه های وحشتناکی دیده، باورم نشد و گفتم لابد آمده ما را بترساند اما بعد که آمار و ویدیو ها را دیدم گفتم طفلک چقدر آن روز ترسیده بود

۶_ جنگ واژه ی تلخی است، از هر سو نگاهش کنی مردم عادی قربانی آن هستند 

۷_ فیلتر شکنم فقط یک روز کار کرد و دیگر وصل نشد که نشد