بی پروا به معنی عاشق | من یک شورشی عاشقم

بی پروا به معنی عاشق | من یک شورشی عاشقم

من ناگریزم از نوشتن، می نویسم و دوست دارم یاداشت های شما را بخوانم
بی پروا به معنی عاشق | من یک شورشی عاشقم

بی پروا به معنی عاشق | من یک شورشی عاشقم

من ناگریزم از نوشتن، می نویسم و دوست دارم یاداشت های شما را بخوانم

دریغ از پارسال

داشتم فکر می کردم زندگی در این مملکت چقدر عجیب است

وقتی تصمیم گرفتیم بجه دار بشویم تورم در حال افزایش بود و هر روز دلار بالا تر می رفت ۱۴۰۱

باردار ک شدم ماجرای مهسا امینی و زن زندگی آزادی شروع شد و بچه ک ب دنیا آمد ماجرای اعدام ها و …۱۴۰۲

با خودم فکر میکردم اگر بارداری را تا آلان عقب انداخته بودم با فکر جنگ چه کی کردم ؟ ۱۴۰۳