ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
گاهی از خواب که بیدار می شوم و او را می بینم که کنارم، در آغوشم خوابیده و با چشم های سیاهش نگاهم میکند، نفسم بند می آید
او کودک من است
با خودم تکرار میکنم و هربار باورم نمی شود و میگویم او پسر من است
بچه ی من
پاره ی تن من، تکرار خود من، پسر من، فرزندم
عطر امنیت و آرامش میدهد و چشم هایش خود خود معجزه است
سرش را می چرخاند و نگاهم میکند ،و من عاشقش می شوم و با خودم تکرار میکنم من مادرش هستم
مادرش هستم
و دوباره و چند باره تماشایش میکنم. بی شک او قشنگ ترین اتفاق زندگی ام است .
خود را کنارش قوی میخواهم، شبیه یک اسطوره، باید یک مادر قوی باشم …
پ. ن:
لطفا کتاب های خوبی که در مورد تربیت و پرورش نوزاد خوندید رو بهم معرفی کنید، علاقمندم اطلاعاتم رو در این زمینه بیشتر کنم