-
اون قسمتاشو که بیشتر دوست دارم
یکشنبه 12 آبانماه سال 1392 08:01
وقتی میام خونه کلید میندازم وارد خونه که میشم و بوی امنیت میاد و درو پشت سرم میبندمو دوست دارم وقتی نقاشی رو ی شال تموم میشه و یه طوری تاش میکنم ک کسی ک بازش میکنه اول چشمش ب نقاشی بیفته رو دوست دارم وقتی میشینم پای فرندز اما تو شدت خستگی هم خوابم نمیبره دوست دارم وقتی مسیج تکراری روز جهانی دوست رو تقریبا هر روز تو...
-
...
شنبه 11 آبانماه سال 1392 23:30
آمده نوشته ماشاالله به این همه سلیقه و تعریف و تمجید اینا رفته ام عکس های کار آخری رو تو گوشی نگاه میکنم: نه.... راست میگه خدایی ;-)
-
اعتراف
شنبه 11 آبانماه سال 1392 23:25
اعتراف میکنم وقتی کامنت کسیو می خونم که از کارم تعریف کرده صفحه وبلاگو باز میکنم و دوباره ادسر کارا رو تماشا میکنم.... یک دل سیر خواستم بدونید با یه همچین مشنگی روبرو هستید! :-)))
-
خواهرانه
چهارشنبه 8 آبانماه سال 1392 14:56
به خواهر دومی می گم خواهَن، یعنی کلا صداش می کنم خواهنمممم! امروز رفته ام پیشش زیر دست هایم را نگاه میکند، ابرو بالا می اندازد و یک طوری مذبوحانه و مهربان میگوید: : اینا همون رنگاست؟! همانا که بهشون افتخار هم میکنی دیگه . . . فقط می خندم خواهنم خیلی تر و تمیز است و اصلا سر صف کسانی که میگویند شلوارک طوسی را به گند...
-
سنگر بگیر!
دوشنبه 6 آبانماه سال 1392 15:04
هیچ کس غیر از بچه های واحد طراحی و توسعه ی طبقه اول نمی دانند سنگر گرفتن یعنی چی؟ به وقت کشیدن سیفون :) به تازه وارد ها هم توصیه میکنیم... یادت باشه خواستی سیفونو بکشی سنگر بگیر! یه همچین توالتی، یه همچین سیفونی
-
این روزها که حال میدهد . . .
یکشنبه 5 آبانماه سال 1392 08:14
همیشه دلم میخواست میز کارم زنده و پویا باشد، از میزی که به خواب رفته باشد متنفرم، دلم می خواست رنگ تازه خشک شده و قلم موی کثیف آغشته به رنگ در ظرف آب از دیشب جا مانده باشد و چراغ بالای سرم چسبیده باشد به میز. تعداد رنگ ها همین طور زیاد و زیاد تر بشن و کته گوری ها همین طور رو به افزایش ... رنگ های اکرلیک، رنگ های پارچه...
-
سوال فنی
شنبه 4 آبانماه سال 1392 16:16
مگه صورت نباید صورتی باشه؟ پس چرا این رنگیه!
-
آقا جون
شنبه 4 آبانماه سال 1392 12:23
شب عید، شب اول عید حالا کی همه رو جمع میکنه تا با هم باشید تا حس کنی هنوز کسایی هستن هنوز . . . حالا دیگه کدوم سبزی پلو ماهی سفید کدوم فسنجون گیرم ترش گیرم شیرین . . . روحش شاد
-
رمیکس چیست؟
پنجشنبه 2 آبانماه سال 1392 20:06
بلایی آسمانی که سر یک آهنگ می آید به گونه ای ک سر و تهش معلوم نیست، ترتیب شعر و ترانه اش از هم میپاشد، ب جای اغلب نت ها صدای دیس دیس جایگزین شده و گله گله ی گوشه هایش اسم فولان کسک که شاهکآر زده به گوش میرسد گاهی ریمیکس بعضی آهنگ ها را که میشنوم خیال میکنم آهنگ بیچاره به دست و پا افتاده و دارد جان میدهد لای آن همه...
-
قوانین مورفی
چهارشنبه 1 آبانماه سال 1392 11:57
بعد از یک دل سیر شکواییه بافتن آمدم دل خوش کنم به کش آمدن قبل خواب...لیز خوردم از تخت که افتادم هیچ! پشت دستم چونان از کنتکس دیوار خراش برداشت ک حالا از سوزشش خوابم هم نمی برد...
-
پله
شنبه 27 مهرماه سال 1392 09:37
روز آخریه که تو این شرکت هستم. در واقع اومدم استعفا بدم و کارای تسویه حسابمو انجام بدم از فردا میرم یه جای جدید برای کار یه جا با ادمای تازه و کارای تازه و حرفای تازه اینجا هم مثه همه جاهای دیگه ادمای خوب و بد زیاد داشت، البته فقط یکی از بچه های شرکت می دونست که من وبلاگ دارم و می نویسم و گاهی با اسم ناشناس برام کامنت...
-
به افتخار مهین خانوم
سهشنبه 23 مهرماه سال 1392 12:02
دنیا هنوز جای خوبیه وقتی یه نفر میاد بهم سفارش شال میده که: ک بهترین جنس باشه با بهترین کیفیت قیمتشم اصلا برام مهم نیست چون برای عروسم میخوام! ... از صبح هی درخواستشو میخونم کیف میکنم
-
آقای رییس . . .
شنبه 20 مهرماه سال 1392 10:29
بری با رییست درباره افزایش حقوق حرف بزنی من من کنه بگه: تو مگه اضافه حقوق نمی خوای بیا خونمون برای من کلاس فتوشاپ خصوصی بزار!
-
صبر کن
شنبه 13 مهرماه سال 1392 08:44
خودم را می اندازم زمین، لج میکنم و پا می کوبم کنج دیوار را میگریم و فریاد میزنم که صبر کن، صبر کن . . . وایسا! ناخن میکشم روی هر جایی که دستم می رسد، صبر کن، صبر کن . . . مهلت بده آخر من هنوز اماده ی رسیدن فردا نیستم من هنوز برنامه هایی که برای امروز داشتم را تمام نکرده ام من امروز و دیروز و پریروز را مطابق برنامه ی...
-
آیا کسی هست به من فرزند مرده شیون بیاموزد ؟
یکشنبه 7 مهرماه سال 1392 12:39
عزیز دلم . . . .
-
تجاوز
شنبه 6 مهرماه سال 1392 15:22
دیروز آقای صاحب خانه با دو گروه آدم هماهنگ کرده بود و در دو سری پی در پی آمد و خانه را نشانشان داد بعد من در خانه بودم، محیا هم بود شکر خدا والا همان موقع غمباد میگرفتم از بس هیچ کاری نداشتم که حواسم را از دیدنشان پرت کنم آدم های غریبه ای که آمده بودند داخل خانه ام و داشتند سوراخ سمبه های اتاق خواب را هم تماشا می...
-
آقای آبدار چی
چهارشنبه 3 مهرماه سال 1392 11:07
دلم نمیاد آقای آبدار چی رو صدا کنم به خاطر اینکه برام آب یا چای یا هر چیز دیگه ای بیاره، واسه همینم هر دفعه که یادش میره یا حواسش نیست خودم میرم چای می ریزم حالا الان بلند شدم رفتم برای خودم چای بریزم، دیدم تو آشپرخونه است میگه میریختم براتون، وظیفه منه میگم نه بابا . . . دستتون درد نکنه دیگه خودم میریزم یه استکان در...
-
هلاکت این رفاقتم . . .
چهارشنبه 3 مهرماه سال 1392 10:38
یه تئاتری تا جمعه رو پرده هست که من خیلی دوست داشتم ببینم! که به یکی از همکارام که همیشه رابطه مون پر از طنش بوده ولی برای این کارا پایه است سپردم برای منم بلیط بگیره تا با هم بریم! دیروز دیدم دختر معمولی رو پیجش استاتوس گذاشته من دو تا بلیط دارم واسه یه تئاتر، کی با من میاد!!! که گویا یکی از دوستای فیس بوکیش مایل...
-
تمدد اعصاب
چهارشنبه 3 مهرماه سال 1392 09:14
وقتی بیکار میشه میره یه گوشه زنگ موبایلشو عوض میکنه . . . . البته با تصور اینکه غار تنهاییش عایق صوتی هم داره
-
وقتی مستقیما به نتیجه اش فکر میکنه
چهارشنبه 3 مهرماه سال 1392 08:58
یه دوستی دارم روش نمیشه جلوی جمع داروهای ملین و مسهل بخوره . . .
-
یه روز
چهارشنبه 3 مهرماه سال 1392 08:29
اصلا از صبح نمیخواستم از خواب بیدار شم بعدش نمی خواستم از خونه در بیام بعدش دلم نمی خواست برم سر کار بعدش ک اومدم سرکار دلم نمی خواست کار کنم دلم میخواد ول بچرخم تو نت و پست هوا کنم اما پستم هم نمیاد
-
در احوالات خاله ها
سهشنبه 2 مهرماه سال 1392 10:27
تا حالا که عکس نوزاد های نزدیکانم را که چه در صفحه وبلاگ یا فیس بوک می گذاشتم شاکی میشدم چرا طرف بدون خواندن کپشن عکس فرت میگذارد تو کاسه ام که ا ا ا ا ا کی بچه دار شدی؟ بعد حالا که عکس نوزادهای صورتی پتو پیچ را میبینم تا می آیم ذوق کنم که ا ا ا ا فلانی بچه دارد شده میبینم نوشته جوجوی خاله یا جی جی عمه . . . این +
-
پاییز
دوشنبه 1 مهرماه سال 1392 15:16
هوا که رو به سردی میره انگار بدی های دنیا پررنگ تر میشن جای خالی بعضی ادم ها حجیم تر کدر ها کدورت میشن تاریکی ها ظلمات پاییز که میشه تو هوای سرد بیشتر از همه جای اونی خالیه که بی واسطه میگی: دمش گرم
-
اول مهر
دوشنبه 1 مهرماه سال 1392 09:07
اول مهر مصادف است با شب قبل را تا صبح بیدار ماندن از اضطراب روز اول مدرسه قرآن و کاسه آب دم در لقمه های نان و پنیر لای پلاستیک فریزر سیب زرد نفری یکی آلوچه های حاجی امدلی، تو راه که بعدش پلاستیکش را هم میجویدیم آبنبات های پونزه زار با چهار رنگ کوچه های اول صبح آب و جارو شده اول مهر یعنی بوی اتو روی سر آستین لباس هامان...
-
قالب وبلاگ
یکشنبه 31 شهریورماه سال 1392 09:46
همان طور که در جریان هستید سال های سال است که قالب وبلاگم یک تم آبی ساده است که پیش فرض ساخت هر وبلاگ ساده ای چه در بلاگفا و چه در بلاگ اسکای بوده و هست و دلیل اصلیش هم این بود که قالب های دیگر غیر از زلم زیمبو داشتن هیچ محسنه ی دیگری نسبت به آن قالب ساده نداشت که هیچ سرعت لود شدن صفحه را هم کم میکرد اما خوب چند روز...
-
فرم
یکشنبه 31 شهریورماه سال 1392 08:59
فرم استخدام شرکت جدید را خواهرم برایم پر میکند . . . وضعیت تاهل: مجرد متاهل مطلقه یکهو حس میکنم گونه هایم داغ شده، میراث یک مصیبت را بر دوشم حس میکنم، روی پیشانیم کبره بسته و جا انداخته و ردش تاریک و ضخیم تز از قبل میشود . . . یکهو یاد نگاه هایی که سنگین می شود می افتم چشم هایم را می بندم به درک . . . هر چه میخواهد...
-
او میرود دامن کشان
چهارشنبه 27 شهریورماه سال 1392 08:36
عکس پروفایلشو از پشت سرش گذاشته روی والش عکس همسرشه که از پشت ازش گرفته و چمدون به دست داره میره . . . و استاتوس گذاشته که: او میرود دامن کشان . . . من زجر تنهایی کشان بعد من هی دلم یه طوری مشه و به چیزایی که تو این عکسا پیدا نیست و میشه دید فکر میکنم، به قطره های شبنمی که رو گونه های زن آبی پوشی که پشتش به ماست در...
-
خیلی هم تخصصی
سهشنبه 26 شهریورماه سال 1392 10:08
یوهو! هوریاااا من اینـــــــــــــجا رو ساختم حس خوبی نداشتم که جایی که از هر چیزی می نویسم کارای نقاشی و . . . رو هم بزارم حالا من صاحب یک وبلاگ نقاشی هستم که به زودی کلی نمونه کار دیگه هم میزام توش میتونید پیگیریش کنید و بعدشم اگه دلتون خواست همون جا هم سفارش بدید و هم کارای جدیدو ببینید تازه می خوام یه لوگو هم واسه...
-
کار
دوشنبه 25 شهریورماه سال 1392 09:48
سابقه ی کاریم هشت سال بیشتر است، از بیست و یک سالگی و سال آخر دانشگاه به طور رسمی در یک مجله کار کرده ام و بعدش هم جاهای دیگر. اولین حقوقم هم مال وقتی است که پشت کنکور ریاضی مترصد تغییر رشته بودم، دیوارهای کلاس مهدکودک شهید رجایی را نقاشی کردم و با پولش کتاب های کنکور هنر را خریدم ! بعد هم سال آخر دانشگاه رسما کار...
-
مصاحبه
یکشنبه 24 شهریورماه سال 1392 14:41
1- دارم میرم یه جایی برای مصاحبه دعا کنید همونی باشه که من می خوام!!! 2- درخواست اضافه حقوق میکنم من: مستأجرم ، سر ماه سررسید قرار داد خونه است یا فسخ یا تمدید، حداقل باید ده تومن وام بگیرم، متعاقبا ماهی کلی باید قسط بدم! درخواست افزایش حقوق دارم برای تمدید لطفا!!! مدیر عامل محترم: نمی تونی همخونه بگیری هزینه هات نصف...