ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
دیروز آقای صاحب خانه با دو گروه آدم هماهنگ کرده بود و در دو سری پی در پی آمد و خانه را نشانشان داد
بعد من در خانه بودم، محیا هم بود شکر خدا والا همان موقع غمباد میگرفتم از بس هیچ کاری نداشتم که حواسم را از دیدنشان پرت کنم
آدم های غریبه ای که آمده بودند داخل خانه ام و داشتند سوراخ سمبه های اتاق خواب را هم تماشا می کردند
من حتا مهلت نکرده بودم کشوی دراور را کیپ کنم که لباس های زیر هم داخلش بود
من حتا مهلت نکردم سینی کوکوسبزی و نان لواش را جمع کنم
فقط توانستم لباس های آویزارن روی بند رخت را جمع کنم و سامان بدهم و متکایی که رویش شال اتو می کنم را جمع کنم
بعد شبیه ادم هایی که اصلا حواسشان نیست نشستم وسط حال و با محیا بلند بلند از ماجرای اس ام اس هایی که محیا به جای من داده بود حرف زدم و خندیدم!
حتا نشنیده گرفتم که آقای خریدار می پرسید مجسمه ها کار کیست
یا آن یکی که میگفت ما خانه را تماشا کنیم یا کارهای شما را
نه من هیچ کدام را نشنیدم و فقط روی ادامه حرف هایم تمرکز کردم و سعی کردم حتا نگاهم به قیافه آدم هایی که آمده بودند داخل خانه نیفتد
آدم هایی که حس میکردم چون پول بیشتری دارند جنسشان اعلاتر است
جنسشان مرغوب تر است از منی که باید در خانه ام را باز میگذاشتم تا با زن و بچه شان بیایند و درون خانه ام و داخل کشوی دراور و یادداشت های روی آیینه و عکس روی یخچال را دید بزنند و بروند . . .
البته میل خودته ولی تو حق داری که اجازه ندی تا وقتی توی خونه سکونت داری کسی رو بیارن به بهانه خونه دیدن تو حریم خصوصیت
حتی اگه قبول نکرد میتونی ازش شکایت کنی امیدوارم بریم خونه خودمون همگی از شر صاحبخونه خلاص شیم
آمین
بمیرن الهی
همه ی اونایی رو میگم که باعث میشن دل پروانمون بگیره
کاش کمکی از دستمون بر میومد


این شکلک منه
من عاشق شکلکتم
سلام عزیزدلم
موقع فروش خونه یه شب ساعت11:30 رفتم تو فضای سبز نشستم تا یه مشتری وقت نشناس خونه رو ببینه و بره...اون شب خیلی گریه کردم نه واسه فروش خونه واسه اینکه یه غریبه اومده بود تو خونه ام
خیلی حس بدیه و خجالت میکشم وقتی میرم و یا وقتی که کسی میاد واسه انتخاب خونه!چه تجاوز بشه به حریمت وچه تجاوز کنی به حریم دیگران بد و کاش خلاص بشیم ازین احساس منفی و یه چاردیواری کوچولو ازین دنیای بزرگ نصیبمون بشه تا وقتی توی این دنیاییم...
البته همه چنین حسی ندارن و خیلیها به این حسای من خندیدن
خیلی بده
خیلی
parvaneh jan man salha ghabl in tajrobeh ra dashtam va hanooz ehsas khashm va boghzi ke dashtam ra yadam narafteh .omidvaram harche zoodtar khodat sahebkhaneh beshi va az in barnameha rahat beshi
بعضی وقتا خیلی خسته میشم
احساس میکنم تا قیام قیامت وضعمون همین می مونه
این همیشه دویدن ها برای این زندگی که هرچی میری نمیرسی
اما خوشبینانه اش اینه که ما این سختی ها رومیکشیم تا قدر داشته هامون رو بیشتر بدونیم
اینو نگیم چی بگیم؟
ناراحت نباش پروانه
تا بوده صاحب خونه ها همین بودن
البته حق هم دارن...مالشونه ملکشونه چرا باید با ماها راه بیان؟
اما خدای تو هم کریمه
بهش اعتماد کن
چشمممممم
بمیرم برات
پارسال من تهران خونه گرفتم برا یک سال
آخر تیر امسال اجاره تموم شد
چشت روز بد نبینه از اول خرداد روزی دو سه بار این ماجرا رو داشتم
تا روزی که خالی کردمو برگشتم شهرستان
هر کی میومد همه سوراخ سنبه ها رو دید میزد
چنذش آور شده بود
طوری که نامردی کردمو دو هفته رو پیچوندم گفتم شهرستانم
یک ماه بعد از تخلیه هنوز به موبایلم زنگ میزدن واسه هماهنگی!!!
مثل خواب بددددد ادامه داره
اولین مشتری را خوووووب یادم است حال بعد از آمدنش را...و اینکه تفاوتمان وزن جیبهایمان است و ...چه حال آشنایی
چه اعصاب خوردکن.
خب وقتی خونه رو میزارن بنگاه این چیزا رو جمع کن دیگه. ان شالله که یه خونه قشنگتر و بهتر و دوست داشتنی تر میری.
امین
صاحبخونه ی نامرد.
حیف میشه از اون جا بری. اونجا انگار فقط مال توئه پروانه. فقط به تو و نقاشی های تو میاد. چرا نمی فهمن اونجا مال توئه.
اخه اونم پول لازمه
والا بیچاره ادم بدی نیست
میخواد بفروشه یا بالاتر اجاره بده؟
محیا هنوز همون جای قبلیه؟
کاش بیای نزدیک من و محیا
فروش
نه محیا اینا رفت سمت غرب
چقده بد!
رفیق جانم سلام . خوبی ؟
می آید روزی که خانه ای از برای خودت داری و هیچ بالاسری به اسم صاحبخانه ای هم دیگر وجود ندارد . دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد . باور کن .
آنوقت میتوانی در و پیکر 4 دیواریت را فقط و فقط برای آنها که می خواهی باز کنی و لا غیر .
می آید آن روز . باور کن .
همیشه سالم باشی و شاد
یا علی ( گل )
عزیزم
مرغوبترند دیگه!
حالا بیا نطق کشیدن ملیکا را ببین.
ملیکا؟
یکم بیشتر توضیح بده
-----------------------
اها دیدمممم
بعد اونا هم که رفتن خونه تعریف کردند که بعله، رفتیم یه خونه ای صاحبش این قدر باسلیقه بود اصلا نفهمیدیم خونه چه شکلیه!
متاسفانه مستاجر بودن همینه
باید سوخت و ساخت ...
انشاالله که خودتون بزودی صاحبخونه بشید
تا از این مشکلات رهایی پیدا کنید.
گاهی چاره ای نیست و اینها جزیی از زنگیست هر چند سخت ......
سلام عزیزم این عناوین را مینویسی نمیگه خواننه سکته کنه
خیلی وقته دوباره میخونمت منو یادت هست؟؟؟
کارهاتم عالی اند دوست هنرمند من
ممنون عزیزم
اما تیتر نوشته زن باباست
منم خیلی متاثر شدم
من خونمو 10 450 دادم اگه میدونستم دنبال خونه ای پیشکش میکردم البته اگر دوست اشتی محل ما می اومدی
:)
مرسییییی
این نیز بگذرد
ی خونه بهتر و خوشگل تر میری دیگه (امیدوارم )
متاسفانه
پروانه میشه به عنوا یه خانوم شاغل لطفا این لینکو ببینی و نظرتو درباره اش تو یه پست جدا تو وبلاگت بزاری؟
اگه دوس داشتی اینکارو بکنی لطفا لینکشو به لینک زن هم بده تا نظرات دربارش یه جا جمع شه.
http://linkzan.com/archives/17628/%D8%B2%D9%86-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C
مرسی که لینکشو گذاشتی
خوندم
و کامنت گذاشتم
:/
خب عزیزم حق داشتی...منم جای تو بودم همین کارا رو میکردم
می فهممت این حس را تجربه کردم ولی حالا ورق برگشته
برا تو هم مطمئا ورق برمیگرده
به این فکر کن که برا خیلی ها پیش میاد تقصیر تو نیست و روزهای بهتری در راه هست
امین