-
ابر
دوشنبه 7 اسفندماه سال 1391 14:30
قبل تر ها فکر میکردم پاییز دلم را بی تاب می کند بعد تر فهمیدم زمستان ها هم با آهنگ های یواش گریه ام می آید تابستان هم کمی دلم را تنگ میکرد این روزها می توانست روزهای بهتری باشد اگر . . . اگر پول کلاس حجم را کامل داده بودم اگر بدهی های کار پروژه ای را دریافت می کردم اگر کسی بود که جنس روزهای مرا میشناخت برای بهتر شدن...
-
اشتباه لپی
دوشنبه 7 اسفندماه سال 1391 14:16
بعضی وقت ها آدم به صورت پیش فرض "ما" است! بعد برای تصحیحش دچار مشکل میشوی : خونه ما نه . . . خونه ی من!
-
دوقلوها
دوشنبه 7 اسفندماه سال 1391 11:34
-
جمله
دوشنبه 30 بهمنماه سال 1391 07:57
خسته ام خسته از پیشرفت نکردن خسته از نداشتن خونه حیاط دار خسته . . . از فیلم شماره خوش شانس اسلوین
-
بهار
شنبه 28 بهمنماه سال 1391 07:49
من آمده ام های های من آمده ام دستی دستی بهار یه ماه زودتر اومد!
-
یک روز قشنگ
چهارشنبه 25 بهمنماه سال 1391 08:41
صبح که داشتم می آمدم سرکار زیر باران یک فقره خودروی گذری در عبور از یک چاله ی بسیار عمیق، جد و ابا ما را آن چونان مورد عنایت قرار داد که هم اکنون کفش هایمان را هم گذاشته ایم خشک شود. بعدش هم سر خط کشی عابر پیاده یکی از این دوستانی که بای دیفالت حق به جانبشان است دستش را گذاشت رو بوق ق ق ق ق و . . . هوا هم که سرد و من...
-
خواستنی ترین وال پیپیر دنیا
دوشنبه 23 بهمنماه سال 1391 15:08
این والپیپر مونیتورمه . . . معرف حضورتون که هست؟ یک قل از دوقلوهای آجی جون
-
قصه ی اژدها و جوراب شلواری
دوشنبه 23 بهمنماه سال 1391 08:59
تو ماشین لباسشویی من یک اژدهای بدجنس هست که عاشق جوراب شلواری است! اژدها جوراب شلواری ها را از بین بقیه ی لباس ها شناسایی میکند و بعد با یک ترفند ناجوانمردانه از پا درشان می آورد و یک لقمه ی خامشان میکند! وقتی نبرد بین اژدها و جوراب شلواری بالا میگرد ماشین لباسشویی به شدت می لرزد و از جایش تکان میخورد و بالا و پایین...
-
اما تو چی؟!
شنبه 21 بهمنماه سال 1391 11:19
همکارمون رفته اتریش اسکی این یکی رفته کویر مرنجاب اون یکی رفته کیش این یکی هم رفته شمال بغل دستیم رفته مرخصی اما نمی دونم کجا رییسمون هم نیومده اصلا و من اینجا در ژرفنای حسادت دارم پست لایت می نویسم!!! آه سرد عنایت بفرماییید
-
دل خوشی
چهارشنبه 18 بهمنماه سال 1391 08:09
همه دل خوشی من اینه که وقتی صبحا از خونه میام بیرون شیر گاز بخاری رو بچرخونم و بزارمش رو شمعک پیلوت . . . وقتی به راننده تاکسی پول خورد بدهم و چشم هایش برق بزند . . . به زن طبقه بالایی تقویمی که خودم طراحی کرده ام را بدهم . . . دل خوشی من این است که روی بخاری با شعله ی کم، سوپ جوی تند بار بگذارم و محیا وقتی ساعت 5...
-
امداد
یکشنبه 15 بهمنماه سال 1391 11:20
پر پری خانوم مشغول خواندن زبان شده است و دارد از وقت های خالیش استفاده مفید کنید! این است که چند وقتی هست که کتاب واژگان 504 را دستش می گیرد و هر جا وصال داد کلمه میخواند! اما از آنجایی که بازدهی روش مورد نظر چندان رضایت بخش نبود گفتیم از همه دوستان و رفقایی که پیش از ما این راه را رفته اند و نتیجه گرفته اند استدعا...
-
خداگونه . . . مادر
یکشنبه 15 بهمنماه سال 1391 08:19
-
پست کارگری
شنبه 14 بهمنماه سال 1391 08:48
نماینده ی تازه ی ایزو آمده شرکت و مشغول است که به سلامتی ، شرکت ایزو نه هزارش را بکند دوازده هزار یا یک همچین چیزهایی! از پنجره ی بزرگ اتاقمان ساختمان نیمه ساخته ی روبرویی را نشانش می دهیم که یک خانوم با مانتو مشکی و روسری ساتن صورتی بالای پنج طبقه به شدت مشغول کار سخت ساختمانی و بالا کشدن فرقون پر از آجر و این قبیل...
-
یک پست پر خاصیت
پنجشنبه 12 بهمنماه سال 1391 09:10
من هم مثل خیلی از شما هیچ وقت یا خیلی به ندرت طرف خریدن میوه ی زرد و بزرگی که پوست بسیار زخیمی داشت و فاقد طعم شیرین بود نمی رفتم! تا دیروز که یک عمر تحریم را کنار گذاشته و دو سه تا دانه خریدم! گریب فروت انگار در در لحاف سفیدی پیچیده شده که باید از تنش در آورد تا قابل خوردن شود! این لحاف مثل لایه داخلی سایر مرکبات است...
-
در ادامه پست زمستان
سهشنبه 10 بهمنماه سال 1391 18:51
آنچه از همه دردناکتر است فقر و بیماری نیست بیرحمی مردم نسبت به یکدییگر است ژان کریستف
-
خنده هم داره والا
دوشنبه 9 بهمنماه سال 1391 08:46
اینو یادتونه؟ محض خنده و انبساط خاطر عرض میکنم البته، در خاطر محترمتان تصور نکنید عین خیالمان هست ها! این مقال خیلی پیش تر از این ها در نظر ما مختومه بود و هیچ امیدی به اجرایی شدن آن نداشتیم . . . خواستم بگویم کل پروژه ی مهریه بعد از واریز اجباری 500 تومن و اندی از جانب بنده به حساب دولت به این نتیجه رسید که ماهی یک...
-
زمستان
یکشنبه 8 بهمنماه سال 1391 12:24
بعضی شعر ها، شعر زمان است و بعضی شعرها هم شعر همه ی زمان ها و میشود برای خیلی از بازه های زمانی تعمیمشان داد . . . این روزها یکبند زمستان میخوانم . . . در خیابان که راه می روم انگار ادم ها هیچ چیزی را نمیبینند،انگار همگی دچار رخوت و بی حسی ای مضاعف شده باشیم و نگاهمان در تاریک خانه ی چشمانمان گم شده و مهم نیست آنچه...
-
نظرسنجی
یکشنبه 8 بهمنماه سال 1391 09:58
دوستی خواست تا پست زیر را که حاوی یک فقره نظر سنجی فان میباشد را به نظر شما برسانم. اگر برایتان جالب بود شرکت کنید این تست خودشناسی براساس استاندارهای ایزو چند هزارو خرده ای طراحی شده است! لطفا در هنگام پاسخگویی خودواقعیتون رو در نظر بگیرین نه اونی که دوست دارین باشین اما نیستین! 1.ساعت 7 صبح از خواب بیدار میشین یه...
-
دختر که باشی
چهارشنبه 4 بهمنماه سال 1391 14:56
یه دختر تنها دو تا دختر تنها سه تا دختر تنها چهار تا دختر تنها . . . پ.ن: اخر هفته بعد و آخر هفته ی بعدش تعطیل است، شرکتمان بین تعطیلی هایش را هم تعطیل کرده و در نهایت شده دو تا تعطیلی تپل که میتوانست در شرایطی خیلی هم اکازیون باشد! محیا میگوید برویم مسافرت، من هم خیلی هم دلم سفر می خواهد. به آژانس های مسافرتی و تور...
-
گلادیاتور
چهارشنبه 4 بهمنماه سال 1391 11:40
به مدیر بازاریابی شرکتمون میگیم گلادیاتور گلادیاتور ها ادم می کشتن حال میکردن این خانوم اخراج می کنه جیگرش حال بیاد!!! از شهریور پارسال به صورت مداوم نون هف هش ده نفری رو بریده شرکته داریم؟
-
خدا گونه . . . مادر
سهشنبه 3 بهمنماه سال 1391 12:13
-
دو پهلو
سهشنبه 3 بهمنماه سال 1391 00:10
بالاخره که یک روز نقاب ها می افتاد، روزی که همه ی دو پهلوهای فکرت جملگی یک پهلو میشوند. یک پهلوی تیغ! لبه ی تیز و برانی که تنها میبرد و رد و جراحت و زخم بر جای می گذارد، لبه ی تیز واقعیت واقعیتی که تنها و تنها در میان امیال و افکار یک نفر، رها، می توانند زنده بمانند و نه عالم واقع بالاخره همه ی سوال هایت یک جا جواب...
-
دلار
دوشنبه 2 بهمنماه سال 1391 23:33
میگویم چرا این همه گران شده؟ میگوید دلار گران شده خانوم میگویم دلار یک بار گران شد، شما تا الان قیمتت را سه بار زیاد کرده ای اما!
-
فلز
دوشنبه 2 بهمنماه سال 1391 08:33
فلز و حجم های آهنی آموزش لازم دارد. حتی شده در پایه ای ترین مقطع که آموزش جوش کاری باشد و تشخیص آلیاژ و مواد این است که اگر چه ما هی خودمان خودجوش می رویم و کار میکنیم این بار جد کردیم که برویم و دوره ی فلز را با یک استاد درست و درمان سپری کنیم. این شد که هی هی دنبال یک استاد فن میگشتیم و به سایت ها و پیج های فیس بوک...
-
حقوق
یکشنبه 1 بهمنماه سال 1391 11:09
یه ماه کار کردم یه روزه خرج شد
-
جمله ها
یکشنبه 1 بهمنماه سال 1391 09:51
بی زحمت به در و دیوارشهر، بنر ها و استند های شهری، تابلوها و بیلبورد ها، پل های هوایی، دیوار نوشته ها، تبلیغات محیطی، هدر سایت ها و سربرگ سازمان ها و تراکت های تبلیغاتی و . . . یه نگاهی بیندازید. جمله ها! جمله ها نقش به سزایی در محیط و روان ما دارند، اینجا من دو تا دسته بندی برای جمله ها حایل می شوم که می توانید به...
-
اون وختا
شنبه 30 دیماه سال 1391 11:54
مرد . . . بغض میکند! اون وختا با پا لای درو وا میکردم که برم تو خونه . . .
-
تحسین برانگیز
شنبه 30 دیماه سال 1391 08:04
به بلندای فکرم تحسینم کن نه بلندی مژه
-
من یک فمنیست هستم
دوشنبه 25 دیماه سال 1391 08:18
از خدا پنهان نیست از شما چه پنهان ، من یک فمینیست هستم. اولین بارجرقه های فمینیسم من در سن کودکی زده شد وقتی دیدم که مادر بزرگم پسرهای فامیل را شومبول طلا خطاب می کند و آنها حق دارند با شورت دور حیاط بدوند ولی اگر من جوری بنشینم که دامنم درست نباشد همه بسیج می شوند تا دامن مرا روی پاهای کودکانه و بی خبرم بکشند و مدام...
-
آقای وایت!
یکشنبه 24 دیماه سال 1391 09:06
ما خیلی شرمنده ایم آقای وایت ببخشید ما این چند روز ارواح عمه ی محترم شما را زیر سوال برده و اندکی مورد التفات قرار داده و نواختیم. اینجا هم از شما و هم از عمه نازنینتان مراتب عذرخواهی و شرمندگی را داریم باشد که مورد بخشایش قرار بگیریم، انشاالله! آقای وایت ما می دانستیم که شرکت محترم و داخلی مینو که هم اکنون قراردادهای...