-
یهو
شنبه 7 اردیبهشتماه سال 1392 16:59
همه ی مزه ی دوستی به اینه که یهو زنگ بزنه بگه من آژانس گرفتم دارم میام پیشت
-
ساناز
شنبه 7 اردیبهشتماه سال 1392 16:57
فرشته ها الزاما بال ندارند اما حس مادرانه . . . چرا!
-
عدم دسترسی
شنبه 7 اردیبهشتماه سال 1392 16:37
همه ی اینترنت های دم دستم قطع شده ...نه خانه ونه دفتر روزگار غریبی است نازنین بدون وبلاگ دنیا چیزی کم دارد
-
اولویت های من
سهشنبه 3 اردیبهشتماه سال 1392 09:02
طراحی بروشور کنفرانس مانده پوستر مورد دارد باید تصحیح شود هنوز تلفن نزده ام به فلانی چای نریخته ام برای خودم و لیوانم خالیست ظرف کثیف کرن فلکس و شیر، صبحانه هنوز روی میزم مانده ارسال فلان فایل با ایمیل را موکول کرده ام به الان خانم مهندس فلانی گفته امروز یک سر بیا طبقه ما قابلمه هم روی گاز قل قل می کند ماشین لباسشویی...
-
خانوم گوگولی!
دوشنبه 2 اردیبهشتماه سال 1392 09:15
یک وقتایی که حوصله دارم، یعنی اکثر اوقات رنگ چیزهایی که میپوشم را هماهنگ و یا مکمل انتخاب می کنم و کلا هم ، ادم رنگ پوشی هستم و یکی از نایاب ترین رنگ ها در کمد لباسم، رنگ مشکی است! با این زمینه، ادامه را بخوانید که یک همکاری داریم که خیلی با نمک است، فی الواقع دومین آبدارچی شرکت است و اکثر اوقات اگرچه محل کارش پیش ما...
-
حکایت لاغر شدن ما!
یکشنبه 1 اردیبهشتماه سال 1392 08:40
محیا رژیم گرفته و هی دارد وزن کم میکنید،تا چند روز دیگر هم عنقریب به وزن من میرسد و بعدش هم لابد ما را رد میکند و میرسد به 58 و 59 و . . . این طوری است که من عذاب وجدان چاقی میگیرم و جد میکنم اگر چه رژیمی به کار نیست اما حداقل میزان کالری مصرفی ام را کاهش بدهم! یه همچین پشتکاری داریم ما! خیلی هم لایت است و اصلا هم...
-
مادرانه
شنبه 31 فروردینماه سال 1392 11:33
برای گولو که این روزها بیشتر از همه مادرانه ها را درک می کند
-
من یک زنم . . .
جمعه 30 فروردینماه سال 1392 20:13
اینجا وطن منه جایی که زن بودن فحشه که میگه از زن کمترم اگه!!! جایی که برای کوچک کردن اراذل و اوباش و تحقیرش لباس زنانه تنش میکنند. + این + این
-
بدجنسی تا چه حد؟
جمعه 30 فروردینماه سال 1392 15:53
خواهرم با شوهر گرام حرفشان شده،آمده پیش من! از صبح دو تا فیلم خوب با هم دیده ایم ، برایم قلیان چاق میکند و چای تازه دم می آورد و پای تلویزیون تخمه میشکنیم و گوجه سبز گاز میزنیم و بستنی فالوده ای می خوریم نهار هم کباب درست کرده تازه تازه الان هم دارد خانه را جارو برقی میکشد خواستم مراتب خرسندی ام را از گل آلود شدن...
-
رستگاری
چهارشنبه 28 فروردینماه سال 1392 08:07
بعد از مدتی بالغ بر پانزده سال دوست صمیمیم را در یک شبکه اجتماعی پیدا میکنم. پیجش پر است از عکس های دو نفره و بعدتر عکس نوزادی که کم کمک بزرگ شده بود و الان دست کم دو سه سالی دارد، با همان نگاه شیطنت بار مادرش و همان حس و حال . . . به خودم نگاه میکنم و یهو یه حس بدی بهم دست میده، انگار خجالت کشیده باشم، یا انگار...
-
اسم شناسی
سهشنبه 27 فروردینماه سال 1392 00:43
ما هم مثه همه یک دانه اسم بیشتر نداریم اما روایت هایش آنقدر زیاد است که با شمارش انگشت های پا باز هم انگشت کم می آید برای سرشماری. بدین قرار که فراخور حال و روز گوینده و نوع رابطه ی دوستانه و صمیمتی موجود اسم ما هم با پسوند یا پیشوند یا تغییر کوچکی در حروف یا ترکیب با هجاهای همسایه به صورت ترکیب تازه ای در می...
-
دایره
دوشنبه 26 فروردینماه سال 1392 08:50
هیچ میدانستید این ادم ها که در خیابان ایستاده اند و با دستشان دایره می کشند قصد ندارند انگشتشان را نرمش بدهند؟ شاید دنبال سکه ای پنجاه تومنی ای که گم کرده اند میگردند شاید هم دنبال سوراخ موش میگردند شاید هم دنبال یک خانمی میگردند که صورتش عین قرص ماه است شایدم دنبال نون تافتونی میگردند شاید هم میخواهند با یکی حرف های...
-
همه امید من
دوشنبه 26 فروردینماه سال 1392 08:37
همه امید من کارمند،بیست درصد افزایش حقوقی است که بعد از سال نو قرار است به حقوقمان اضافه شود وقتی قسط هایم همان قدر میماند. . . ینی در حد بشکن و بالاها فقط دست به دعا و التماس دعا گویانیم که سایر قیمت ها با همان نرخ افزایش حقوق رشد قیمت نداشته باشند.
-
عدم دسترسی
شنبه 24 فروردینماه سال 1392 20:15
آدما یه وقتایی هوس میکنن با تمام ملحقات و التزامات و مخلفاتشون برن تو غاز تنهایی! یکی از عدم دسترسی های وبلاگ هم اینه نمیشه همه شو بغل کنی و با خودت دوتایی برین تو غار تنهایی قایم بشین هیشکی نبینتتون این ویزیبل بشه همه اش تا غار طلبیتون تموم شه من الان غارم میاد . . . دلم میخواد پیله ببافم دور خودم، هم باشم هم نباشم
-
رفیق 2
شنبه 24 فروردینماه سال 1392 18:24
در ادامه رفقای ما رو باش تو رو خدا: وقتی می خوان قربون عزیزترین عزیزاشون برن میگن: جونور با تاکید روی حرف ر یه همچین رفیقایی داریم ما ماشالله همه شون جونوررررررر :))))
-
رفیق
پنجشنبه 22 فروردینماه سال 1392 22:07
رفقای ما رو باش تو رو خدا! میخوان از هم تعریف کنن مثلا، این یکی به اون یکی میگه: دیوونه! (یعنی خیلی آره، خیلی ok) اون یکی بعد از اینکه کلی حالش خوب شد و کیف کرد ،چی جواب می ده حالا؟! میفرمایند: مشنگ! (یعنی هلاکتم رفیقققققق) بعد تیکه ی شوخی کردنی مون چیه؟ تو رفیق بشو نیستی! بعد تازه ردیابی کردن عامل مشترکی که همه ما رو...
-
بازی
سهشنبه 20 فروردینماه سال 1392 08:26
مثل یک بازی خیالی تصور کنید! داخل خانه میشوید ناگهان با یک منظره ی ترسناک روبرو می شوید سقف خانه تان ریخته است پایین همه جا پر از تکه های بزرگ و سنکین گچ و کنتکس است دست و پایتان شل می شود اگر میز وسط حال کمی این ور تر بود حتما تکه تکه شده بود پرش تکه های گچ همه جا را پر کرده است دست پاچه میشوید دست و پایتان را گم...
-
دوای همه حال های بد . . .
یکشنبه 18 فروردینماه سال 1392 20:18
روزهایی هست که حالم آنقدر بد میشود که آدامس اکالیپتوسم تا آنجا روی شکاف دندان بالایی که پوسیدگیش تا عصب رسیده فشار میدهم که ناگهان درد میپاشد تو دهنم و یادم می آید آنقدر حالم بد هست که یادم نباشد دندان درد در حال بد هم شوخی بردار نیست! روزهایی که غده ی گیگیلی زیر گلویم را که قرار بود لیپید (چربی) باشد مثل جوش، فشار...
-
هفت
جمعه 16 فروردینماه سال 1392 17:40
امروز قبل تر از نیمه شب میشود هفت سال هفت سال است که سنگ سیاه برزیلی گرمای تنت را محصور کرده برای فقط خودش و خاک آغوشت را در بر گرفته به تمامی و عطر تنت با بوی خاک و حلوا در هم می آمیزد هفت سال است برای طبقه ی بالای خاکت برنامه ریزی میکنم تا زود تر از هر تازه واردی بیایم و در کنارت آرام بگیرم تا شاید ارامش حضورت دلم...
-
خباثت
پنجشنبه 15 فروردینماه سال 1392 18:49
چقدر لذت بخش است که روبروی برادر عرزشی نازنین، در بسیج تحصیلات تکمیلی،دانشگاه تهران در جلسه طراحی پوستر کنفرانس محیط زیست بنشینی و یواشکی پست هوا کنی یوها ها ها صدای خنده ی شیطانی عنایت بفرمایید
-
هی هی تعطیلات
پنجشنبه 15 فروردینماه سال 1392 12:48
بعد از تقریبا بیست روز تعطیلات نوروز به سلامتی داریم به روزهای عادی زندگی بر میگریدیم! آقا این رفیق ما که تشریفش را برده خارجه، سر ویزا گرفتن خورد به تعطیلات سال نوی مسیحی و وقتی داشت ترک می خورد که یحتمل چند روز کارش عقب میافتد شاهد دو روز تعطیلی بودیم که پس از آن به روال عادی و صدور گذرنامه در وقت مکفی به حالت عادی...
-
چشم انداز سال 92
چهارشنبه 14 فروردینماه سال 1392 11:33
در راستای نام گذاری سال جدید بر اساس تحول ما هم می خواهیم متحول شویم همگی می خواهیم بزنیم تو کار تحول و حول حالنا الی احسن الحال یعنی ما یه همچین موجودات ولایت مداری هستیم حالا تحول سیاسی اقتصادی اجتماعی فرهنگی از تمامی جهات چهار قبضه راستش را بخواهید ما هر سال دلمان هوای تحول میکند اما تا کنون که تحول حتی نیم نگاهی...
-
بالاخره من این پرده ها رو نقاشی کردم
دوشنبه 12 فروردینماه سال 1392 12:15
تکنیک: رنگ اکرلیک روی پارچه نخی که بعد از شستشو هم رنگش ثابته
-
دلتنگی
جمعه 9 فروردینماه سال 1392 18:02
دلتنگی مثل حشره ای است با پاهای زبر که روی پوستت راه می رود وقتی که دستی برای پراندنش نداری
-
بهشت زهرا
جمعه 9 فروردینماه سال 1392 17:23
خوب شهرداری بهشت زهرا موقوف کرده سنگ قبرهای ردیف ها و قطعات جدید ارتفاعی بالاتر از سطح زمین داشته باشند و کسی حق ندارد سنگی کار بگذارد که بالاتر از سطح زمین باشد تا زیر پای ادم هایی که زیر پایشان را نگاه نمیکنند لگد مال نشوند خوب بعد مردم اسم عزیزشان را نوشته اند روی سنگ خوب بعضی ها هم عکس متوفا را هم روی سنگ تراشیده...
-
:(
جمعه 9 فروردینماه سال 1392 17:03
ارام جان شنیدین؟ من نارام جان دارم
-
دختر و مادر
پنجشنبه 8 فروردینماه سال 1392 19:06
مادر چیله از دستش عصبانی می شود و فریاد می زند: گوسفـــــــــــــــــند چیله بر میگردد می گوید: مامانی من ببعی ام گوسفند نیستم
-
تعطیلات عید خود را چگونه سپری میکنید
سهشنبه 6 فروردینماه سال 1392 12:16
بنویسید برنامه ریزی بخوانید ترکمون قبل عید برنامه ریختم چه کارها کنم حالا قسمت عمده ی وقتم به بچه داری برای خواهر گرامی می گذره هعی
-
گیم اور
یکشنبه 4 فروردینماه سال 1392 23:01
چند وقتی هست که نا امید شده ام. ناامید که شده بودم حالا کلا از ریشه خشکید این امید که شاید بشود تازه کلی مصداق و مثال هم پیدا کرده ام که به سبب همین مشخصه، پیش آمده و اگر نبود همچین انتظاری، همه چیز کلی رله تر و ریدف تر بود! اینکه انتظار داشته باشی بفهمند، اینکه انتظار داری بدون گفتن و به زبان اوردن انتظاراتت پذیرفته...
-
قصه ی برنز و عشق
جمعه 2 فروردینماه سال 1392 21:38
حجم برنزی (پرداخت نشده) - تکنیک معکوس - دو رو با پایه ی چرخان - موسسه ماه مهر - کلاس مقدماتی مبانی مجسمه سازی استاد پرویز تناولی قصه ی برنز و عاشقی قصه ی لاله ی سرخ و مغروری است که سایه سار قامتش تکیه گاه نهال ترد و نرم و نازکی است که در سایه اش مجال شکفتن میابد