ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
برنامه ریزی کرده بودیم با ماشین برویم سفر شهر های خیلی دور! اما ناگهان بعد از صرف زمان و هزینه طولانی برای کاپوتاژ و گواهی رانندگی بین المللی و . . . کاشف به عمل آمد که مرز مزبور برای اتوموبیل های سواری مسدود بوده و امکان تردد برای ما حاصل نمی شود. لذا با دماغ سوخته (مشخصه خواستم مودب باشم؟) رفتیم و بلیط چارتر طیاره به همان مقصد را خریداری کردیم و انگار کسی که خودش را برای کنکور آماده کرده بود اما با یک امتحان کلاسی روبرو شده باشد حس میکنم که سهم اعظم ماجرا جویی و به خصوص جذابیت سفر دود شد رفت هوا!
راستش سفر به قصد و منظوری است و داریم برنامه ریزی می کنیم که از این خاک ریشه مان را درآورده و در مسافتی آن طرف تر در خاکی که فاصله ی آنچنانی با اینجا ندارد و خودمان را بکاریم تا بلکم برگ جدید در آوریم در این بی آبی و عطش و گرما و باغبان بی مهری که نه باب گفتگو را می گشاید و نه بند که رسن کرده دور حلوق مان را شول تر کند تا حداقل نفسی تازه کنیم. . .
من همیشه از همه ماجراهای جدید و ماجرا جویی های تازه، استقبال کرده ام و تجربه و رویارویی با شرایط جدید برایم مثل قند و نبات شیرین است اگر چه که می دانم دشواری های فراوانی دارد اما باز هم رفتن و کندن و دیدن و تجربه ی جاهای جدید برایم جذاب تر است
شوق و ترس هر دو به صورت موازی همراه و یکنواخت دلم را همراهی می کنند و لحظه ای تنهایم نمی گذارند
ترس از روبرو شدن و همچنین شوقی در رویارویی با دنیای تازه
خود را دلداری می دهم و گاهی خودم را آرام میکنم که بالا و پایین نپرم
حس میکنم زندگی های تازه و روز های تازه ای پشت این پیچ نهان شده و انتظارم را می کشند . . .
ای داد
ای داد که اگه میزاشتن توی همین خاک قد کشیدن چقدر بهتر بود...
هعی دل خون ما
انشالله که خیر باشه خوش بگذره ،امیدوارم چرخ روزگار بر وفق مرادت بگرده موفق باشی و خوشحال
سلامت باشید
بیا به منم سر بزن :(
عه
کجاشی
امیدوارم هر جا قرار است بروید سلامت و موفق باشید.
این پست این بیت شعر فاضل نظری را برایم زنده کرد:
کوچ تا چند؟!
مگـر می شود از خویش گریخت
بــال تنهـــا غـــــم غــــربت
بــه پرســتو ها داد ...
وای تووهم میری ترکیه
چه کردن با ما
آخرش من میمونم و آخوندا
ترکیه چیه ماجراش
سلام به سلامتی امیدوارم موفق باشید مثل همیشه و روزای خوبی رو پیش رو داشته باشین به قول خودتون اصلن راحت نیست ولی مطمنا دیگه سخت تر از موندن تو این شرایط نخواهد بود فقط وبلاگ نویسی یادتون نره و این صفحه رو تعطیل نکنید
به روی چشم
مهاجرت، سخت ترین و تلخ ترین تصمیمی بود که گرفتم .
هیچوقت هم هیچ کدوم از کسانیکه حق یه زندگی بی دغدغه تو خاک خودمون رو ازمون گرفتن و وادارمون کردن به این انتخاب رو نمی بخشم .
تصمیم درستی بود بزرگ کردن دخترم تو جاییکه براش ارزش قائلن ، بهش اعتماد به نفس میدن و براش سرمایه گذاری میکنن . ولی برای ما ، کنده شدن از هزار هزار تار خاطره بود و دردش از بین نمیره.
میفهممت