پاپیون  به معنی  پروانه

پاپیون به معنی پروانه

قبل تر اسم وبلاگم مارگزیده بود و قبل ترش فولان و بهمان و اینا . . . اره من همون پروانه هستم
پاپیون  به معنی  پروانه

پاپیون به معنی پروانه

قبل تر اسم وبلاگم مارگزیده بود و قبل ترش فولان و بهمان و اینا . . . اره من همون پروانه هستم

قانون اول!

میگه فقط قانون تا پشت درو یادت نره؟!

براق میشم، کدوم قانون؟

یه شرم کوچولو تو نگاهش میاد و میگه ک هر چیزی ک هست فقط تا دم در خونه تموم شه

سرمو میندازم پایین و میگم اره و خیالشو راحت می کنم ک مدت هاست قانوم اول صادقه برام!

و دلم می خواد همون وقت تو آسانسور طبقه ی بیست و دوم جون بدم و جنازه ام برسه طبقه همکف، دلم می خواد دیگه فکر نکنم و نگران نباشم و دیگه لازم نباشه حواسم باشه و دیگه به هیچی فکر نکنم. دلم می خواد کسی غیر از من باشه و بره تو هم همه ی میدون ونک گم شه و با نفرت از ون های گشت ارشاد ک تازگی دوباره مستقر شده اند عبور کنه و  و سوار تاکسی های ته کردستان بشه و باز قصه بنویسه برای دست هایی ک از هم می گسلد و روی هایی ک از هم بر میگردد اینجا، تو این ترمینال تاکسی میدان گاهی، وقتی هر کدام از دو تا ادم یک وری میروند. شاید یکی رسالت و آن یکی صادقیه  یکی بلوار فردوس و  آن یکی یوسف آباد. 

دلم می خواهد زیر بار دروغ های نگفته له بشوم وقتی از پس گفتنشان بر نمی آیم و گفتنش هم عواقبی غیر از له شدن ندارد وقتی در نگاهم اینقدر دروغ منفور است حتا اگر لعامتی در آن پنهان نباشد . . . اصلا ویرانه ام می کند

ویرانه ای هزار ساله!

با هزاران تار عنکبوت و هزاران دیوار از پای بست فرو ریخته ک دیگر کسی را یارای ساختنش نیست

هزاران جوانه ی لگدکوب شده

هزاران غنچه ک قبل از اینکه تب باز شدن ب سراغشان بیاید در خواب از درخت رویا چیده شده اند و هیچ وقت حتا نزدیک خیالشان هم نشده اند

دلم ب اندازه هزار تا دریا اشک گرفته

امروز چرا یادم رفت بوسیدن روی ماه را بخرم، آنقدر ها ک از تیزر فیلم دستگیرم شد در حدی هست ک من را مثل عزاداران تکیه پای منبر روزه بگریاند و این روزها دلم گریه میخواهد، از همان ها ک وقتی تمام میشود صورتت میسوزد از شوری اشک و دماغت گرفته و پلک هایت شده اندازه بادکنک و آب دماغت آویزان می شود و حتا چشم هایت خوب نمی بیند . . . 

از این تدبیر و درایت لعنتی متنفرم، از این دروغ های الزامی و واجب

ک وقتی عیان شود ک یک بار ازدواج کرده ای

و بد تر از آن تنها زندگی میکنی

میشوی گوشت قربانی

میشوی هلوی پوست کنده ک تا کسی ظن ببرد به هویت غیرمجازت شک نکن ک برایت یک پیشنهاد دارد ک لغت بی شرمانه به نطر من در برابرش خیلی معصوم است

و من مجبورم ک عیان نباشم تا زندگی کنم

و پنهان کنم خودم را و شکل زندگیم را

وقتی حتا تو سریال های آب دوغ خیاری تلوزیون مملکتم تنها زندگی کردن یعنی خونه مجردی و خونه مجردی یعنی خونه فساد ک وقتی دو تااز دوستات بیان خونه ات و راجع به اعجاز سوره های قران هم حرف بزنی خونه تیمی را انداختی و خونه تیمی یعنی فحش! چ فحش آبداری هم!

وای خدا چقدر درد دارد

درد بودنت

ک بشنوی پدرشوهر خواهر وسطیه ب خواهرت بپرد ک خواهرت چرا تنها زندگی میکند

میشود درد 

و درد مثل هزار تا زنگوله ی بادی می نوازد

و مثل هزار تا مار زنگی زنگ می زند

و صدای زنگ تا ته مخت میرسد

و نم می دهد و کپک می زند، همه ی هرم بودنت، همه ی جنس محکم بودنت، همه تلاش سر پا ماندنت، انگار ک موریانه افتاده باشد به چوب جانت

و ریز ریز ریز جانت را می فرساید

مثل سرطان می ماند

و تو محکومی به فنا

محکومی 

وقتی دلت نمی خواهد برای هیچ کس توضیح بدهی، وقتی تنفر داشته باشی ک برای پدرشوهر خواهر وسطی توضیح بدهی ک من گناهی غیر از اینکه خواستم وبال کسی نباشم ندارم، غیر از اینکه نخواستم کسی چپ نگاهم کند

من گناهی ندارم غیر از اینکه همه ی سعیم را برای زندگی ای ک خودم ساخته بودمش کردم اما نمی توانستم از خودم بگذرم چون ماندن در چونان زندگی ای خورد شدن دنده های من بود و بس

دوست ندارم برم تو قاب تلویزیون و جار بزنم ک بابا بعضی ها هستند ک هیچ کس را ندارند

خوب ندارند

مادرشان مرده

پدرشان رفته زن گرفته و ماه ب ماه دریغ از یک تماس یک دقیقه ای ک اگر حال داشته باشد جواب بدهد

خواهر برادرش هم سرشان تو زندگی خودشان است و تا بتوانند خرج لب تاب و دوربین دیجیتال و میوه ی نوبرانه مهد کودک طوله هایشان را در بیاورند

بعضی ها نمی توانند چشم هایشان را ببندند و ازدواج کنند با هر کسی ک سر راهشان بود صرفا ب خاطر اینکه تنهایی هایشان پر شود

بعضی ها نمی خواهند 

دلم می گیرد و غمباد میگیرم و هزار تا چشمه تو دلم بغض میروید و میجوشد و می جوشد

چرا یادم رفت فیلم بوسیدن روی ماه را بخرم، حد اقل یک دریا اشک میریختم از این روزهای لعنتی ک دلم می خواهد نباشد 

دلم می خواهد نباشد روزهایی ک جرمت این باشد ک زنی

ک مطلقه ای

ک زیبایی

ک تنها زندگی می کنی

 


نظرات 88 + ارسال نظر
زهرا یکشنبه 3 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 10:49

دردت به جان من خاموش.آخ

مرسییییییییییییییییی

نسرین یکشنبه 3 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 11:05

عزیزم درد و رنجت رو درک می کنم چون منم شرایط تو رو دارم و باید حرفها رو بشنوم و دم نزنم

دم نزدن خیلی سخته

نوشین یکشنبه 3 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 11:08 http://nooshnameh.blogfa.om

عزیزم
حق داری

لیلا یکشنبه 3 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 11:09 http://leilaktart.blogspot.com

تو بهترینی پروانه
که تن به زندگی اجباری ندادی و راهت رو انتخاب کردی
بزار آدم‌هایی که فقط قضاوت می کنن حرفشون رو بزنن
مطمئن باش خیلی خیلی خیلی بیشتر از اون‌ها، کسانی هستند که از ته قلبشون تاییدت می کنن.
شهامت بیرون اومدن از زندگی ای که آزارت می داد و تحمل نکردن خفت تو جامعه مردسالاری مثل ایران کار هر کسی نیست پروانه خانوم بی پروا :>

ممنون دوستم

نوشا یکشنبه 3 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 11:13 http://mannosha.persianblog.ir

دوست قشنگم غصه نخوریا ... ببین من خودمو جای تو که میذارم همین کاری رو میکردم که تو کردی .... حتی اگه پدر و مادر حمایتگری هم داشتم باز همین کار رو می کردم .... باز جدا زندگی می کردم ... فدای دل کوچولوت که گرفته و غصه داری ولی تو بهترین کار ممکن رو کردی .... امیدوارم بهترین اتفاق هایی که خیلی خوشحالت میکنه برات اتفاق بیوفته ...
من اون کتاب رو دارم می خوای برات فردا با پیک بفرستم ؟!

کتاب نیست عزیزم
فیلمه
تازه اومده تو شبکه پخش خونگی

رویا یکشنبه 3 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 11:22

گور بابای این آدماا خدا لعنتشون کنه

خیلی سخته مخصوصن وقتی از خودتم می گذرن و به عزیزات متلک می گن

ای کاش بتونی بیخیال این آدما بشی که اصن ارزش ندارن لحظاتتو بخاطرشون خراب کنی

سعیمو می کنم

حورا یکشنبه 3 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 11:23 http://aava-ye-daroon.persianblog.ir

:((
چقدر پدر جان شما حرص مرا در می آورد!!

یه خواننده خاموش یکشنبه 3 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 11:26

برات هزاران آرزوی خوب دارم
که تمام شود تنهائیت...
که نباشند این روزهای غمگین در زندگیت...
که استوار باشی و بتازی بر سختیهای زندگی...
که شاد باشی و
خیلی زود پیدا شود همدمی که شایسته زندگی با تو باشد..
خیلی زوده زود

تو عزیز دلمییییی

تیـــــرآ یکشنبه 3 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 11:43 http://www.tira60.blogfa.com


متاسفم برای همه ....
یه وقتایی ومیخوام یه چیزی بگم ااا اما نیماد نمیشه
بازم متاسفم
امیدوارم آرامش به زندگیت برگرده ....

:)

بهار یکشنبه 3 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 11:46 http://manevagheyi.blogfa.com

عزیز دلم
چه باشد چیزکی، چه نباشد، باز هم مردمِ بیکار بگویند چیزهــــا! پس برای خودت زندگی کن... رهـــــا و شـــاد و خوشحـــــال...

سخته . . .
اما من سعیمو میکنمممممممممممممممممم

دومین جشنواره مجازی کتابخوانی یکشنبه 3 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 11:58 http://attarlibrary.ir

دوست بزرگوار
دومین جشنواره بزرگ مجازی کتابخوانی در دو رده سنی آزاد و نوجوانان در حال برگزاری است. ضمن دعوت برای شرکت در این جشنواره،از شما خواهانیم تا در اجرای این برنامه با پذیرفتن عنوان"همکار افتخاری" ما را یاری فرمائید.

نیاز یکشنبه 3 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 12:07

کاش می تونستم طوری مرهم دردهات باشم پرپری!!

ممنون عزیزکم

نرگس یکشنبه 3 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 12:21 http://bargizard.blogfa.com

عزیز دلم
کاش نزدیکت بودم و بغلت می کردم.

:)

آیلین یکشنبه 3 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 12:26

عزیزم ....


اگه خواهر به پدرشوهرش یه خورده دیگه رو بده میگه با خواهر مطلقه ات رفت آمد نکن چون ممکنه شوهرت رو از راه به در ببره عزیزم روم به تو نیست دارم کلی می گم ، یعنی منظورم اینه که توی این فرهنگ کوفتی ما از این چرندیات زیاد می گن .

بعید هم نیودددد

بابک یکشنبه 3 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 12:46

نمیدونم مردم نمیتونن سرشون تو زندگی خودشون باشه.
حالا شما تنها زندگی میکنی
به پدرشوهر خواهر وسطیه هم مربوط میشه؟

ای بابا

هیما یکشنبه 3 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 12:55 http://hima77.blogfa.com

میدونم سخته گاهی خسته میشی و کم میاری حق داری

این جور وقتا که حرف دیگران اذیتت میکنه یه به درک نثارشون کن ، هر کاری کنی باز یه حرفی میزنن بی خیال حرف مردم پری جان

منم تنها زندگی کردم و درکت میکنم عزیزم

آنا یکشنبه 3 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 13:06

واقعا برای جامعه و فرهنگمون متاسفم. تازه تو توی تهران زندگی میکنی. وای به حال شهرهای کوچک. کاش برای مهاجرت اقدام میکردی. به نظر من زندگی زنهای جوون مطلقه توی ایران تباه میشه.

هعییییی

بهاره یکشنبه 3 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 13:25

پروانه جون
تو رو خدا اینطوری ننویس .
هیچکس حق نداره به تو که راه زندگی درست رو انتخاب کردی چپ نگاه کنه یا ایراد بگیره که چرا اینجوری زندگی میکنی .
تو شایسته بهترین ها هستی عزیزم.
واقعا نمیدونم بهت چی بگم . عزیزم دوست دارم بغلت کنم و ساعتها باهات گریه کنم ولی تو شجاع باش و قوی .
من عاشق نوشته هاتم خودت که میدونی عشق من اینه که هر روز این صفحه رو باز کنم و نوشته هاتو بخونم ولی اینقدر غمگین نباش دوست خوبم.

ممون بهاره جان
:)

خرید اینترنتی یکشنبه 3 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 13:34 http://javanbazar.com

سلام دوست و همکار عزیزم سایت بسیار خوب و عالی دارید
و اگر ازش پشتیبانی بیشتری کنید خیلی عالیتر میشه.
دوست عزیزم من مایل به تبادل لینک با شما هستم
همکار عزیزم در صورتی که با تبادل لینک موافق هستید حتما به سایت من که سایت خودتون هست تشریف بیاورید
و بگید با چه نامی لینکتون کنم و اگر مایل به تبادل لینک بودید من را با عنوان

خرید اینترنتی

لینک کنید.

هم اکنون سایت من (رتبه در گوگل 3) . خوشحال میشوم به سایت من یک سری بزنید و نظر زیبا تون را بگید

هم اکنون آمار روزانه سایت من بین 2000 تا 3000 هست.

http://javanbazar.com

منتظر نظر زیباتون هستم. یادت نره حتما بیا...

آزاده(سوته دلان) یکشنبه 3 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 13:35

بیا وبم شاید اشکت با پست جدیدم درومد!

niloofar یکشنبه 3 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 13:50

... خودت بگو:
زنجیر اگر برای گسستن نبود
پس این دست‌های بسته را
برای کدام روزِ خسته آفریده‌اند.

روزهای با هم یکشنبه 3 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 14:20 http://daystogether.persianblog.ir

میدونم که تنهایی درد داره اونهم توی این مملکته داغون که فقط کارمون شده قضاوت کردن همدیگه اما میون این همه غصه دوستهایی داری که هرکسی آرزوی داشتنشون را دارد

:/

[ بدون نام ] یکشنبه 3 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 15:00

کسی که هیچ کسو نداره، خدا بیشتر هواشو داره.
یه چیزی دیگه. خیلی حرفها بی دلیل و تو عصابنیت و از سر لجبازی به زبان آورده میشه. مثل همون چیزی که پدرشوهر خواهر وسطی گفته. یشتر مردم حرفی رو که میزنن بعد از 3 دقیقه فراموش می کنن، نباید برای هر چیزی فکر خودتو مشغول کنی،

اره
فقط گاهی ادم میترکه
فقط گاهی

یاس یکشنبه 3 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 15:51 http://yass-jookjook.blogfa.com

ممنونم که سر زدی

بغض ها و درد هاتو فراموش کن و یادت بیار که تو فقط و فقط یه بار این زندگی تو این جهنم و دنیای مسموم رو باید تحمل کنی....
شاید بهتر باشه که بی خیال حرف پدرشوهر وسطیت باشی....
بی خیال تفکر سنتی جامعه که مجردی زندگی کردن رو مساوی با خیلی چیزا می دونن.... بیخود نمیگن....
هرکسی از ظن خود شد یار من!
خودت و فقط خودت انقدر ارزش داری که این زندگی پر از درد رو واسه خودت پیچیده تر و دردناک تر نکنی....

شادزی

ممنون

مهرسا مستقل یکشنبه 3 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 15:52 http://roozhayebehtar.persianblog.ir

با گوشت و پوستم درکت میکنم!!

عزیزم

یک زن یکشنبه 3 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 16:33 http://manam1zan.persianblog.ir

تمام حرفهات رو قبول دارم منتها اون لحظه توی اسانسور دلم میخواد حتی جنازم نباشه تا یه نگاه بهش بندازن و بگن بیچاره .....گریه خواهرکم تا بتونی تنها عقده دلت رو تو خلوتت خالی کنی چون هیچ کسی نمیدونه چی میگی پری کاش الان پیشت بودم

مرسی عزیز دلم

nahal یکشنبه 3 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 17:02 http://1nahal.blogfa.com

ﺁﺥ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ....

ماهور یکشنبه 3 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 17:10 http:// mahboobeh60.blogfa.com

من خاموش اما همیشه خواننده دلم از این حرفها گرفت
نمی دونم چی بگم
اما ناگزیر روشن شدم تا بدونی نگاه من به تو زیباست غم نخور نمیشه همه رو راضی کرد
مهم خودتی که به پاکی خودت اعتقا د داری

مرسی ک روشن شدی دوستم

بهاره جون مهربون یکشنبه 3 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 17:57

ذره ذره . کلمه به کلمه اش رو چشیدم.

عزیزم

سوزان یکشنبه 3 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 19:22 http://firouzabadi55.blogfa.com

با کلمه کلمه پستت اشک ریختم . چقدر متمدنیم ما و چه فرهنگ مترقی ای داریم . همه دردهایت را با پوست و خونم ، با همه وجودم درک می کنم .

اینجا برای نفس کشیدن من و تو باید کسب اجازه کنیم . همه قوم و خویش ، اصلا همه مردم شهر شوهران ما هستند و هرروز هزار بار دنده هایمان را خورد می کنند و بدنمان را کبود ...

اما چه باک ؟! من و تو این راه را انتخاب کرده ایم و این از ضعف انهاست که این را بر نمی تابند ...

خاری در چشمشان هستیم و کورشان می کنیم !

دل قوی دار عزیزکم .می بوسمت

مرسیییییی سوزان عزیزم

شلمچه یکشنبه 3 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 19:29

خدا بزرگه

مونا یکشنبه 3 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 19:35

عزیز دلم واقعا متاسفم.

gholi یکشنبه 3 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 19:51

khahar, hamin ke too in salha az in hameh moshgelat sar boland kardi va khoodet roopayeh khoodet hasti kooli hameyeh ma ke khanandatim va mosalaman hameyeh doostat behet eftekhar mikoonan, khoodetam be khoodet eftekhar koon, too be kheali az khanoomhayeh digeh ham yad dadi ke misheh tanhayee ham az zireh bare zoor sar boland kard, khoolase be hameyeh ma kooli chiz yad dadi

ممنون گلی جان

داروگ یکشنبه 3 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 20:16

من اگه جای خواهرت بودم به پدرشوهرم میگفتم به تو مربوط نیست
دوره این فضولی ها و خاله زنک بازی ها سر اومده
یعنی باید که سر بیاد
مثل من و مثل تویی باید تموم کنه این دوره رو
به درک که بقیه چی میگن و راجبت چی فکر میکنن
مگه اگه دردی داشته باشی پدرشوهر خواهرت میاد به دادت برسه؟؟
گور بابای همشون بزار هرجور میخوان فکر کنن و زر بزنن
تو فقط یه بار زندگی میکنی پس فقط واسه خودت زندگی کن!!

گاهی ب درک گفتن جواب نمیده . . .

فروید کوچک یکشنبه 3 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 20:23 http://www.feroidekuchak.blogfa.com

گریه کردم، گریه ای سخت برای فرهنگ جامعه، برای شما، و اعتراف می کنم برای خودم هم گریه کردم که هرچند سنی ندارم و ازدواج هم نکردم اما تصمیمم به تنها ماندنم قطعی است و باید در سالهایه شاید دور شاید نزدیک طعم همه ی این زخم زبانها را بچشم
گریه کردم که وقتی حرف ازدواجم وسط کشیده میشود فقط انگار معنی اش این است که مراسمی برای دیگران با حضور دامادی برگزار شود و اینکه اصلا به درد هم میخوریم مسئله نیست و من خود خوب می دانم وقتی فرد دیگری را در ذهن دارم به درد هیچکس نمی خورم، و من خود خوب میدانم که آن فرد نیز برای دیگری است پس باید تا آخرش تنها باشم
اینها آمد و من سانسورش نکردم شاید سبک شوم شاید سبک شوی ...
اما بگویم از طرفی هم خوشحالم، حداقل معیارهایم را به اندازه ی معیار های اطرافیانم پایین نبردم و میدانم شما نیز پری جان در عمقت از این رضایت برخورداری

امیدوارم با کسی ازدواج کنی ک برای دیگران نباشه عروسیت عزیزم

رویابانو یکشنبه 3 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 21:09 http://royabanoo.blogfa.com

نمی تونم این حجم عظیم غم رو از رو دوشت بر دارم اما اینو میدونم که تو شجاعی. قدری که حتما از قبل همه این برخوردها و مشکلات رو میدونستی. و متاسفانه برخورد بعضی ها و دخالت و قضاوت نا به جاشون رو و باز مثل خیلی ها نترسیدی و خودت رو از اون زندگی کشیدی بیرون. که صد البته لیاقت تو نبود. پس زیبای من باز هم قوی باش که با وجود تمام ظرافت هات بهترین و عاقلانه ترین تصمیم رو می گیری

ممنون دوستم
:)

آ . د . م یکشنبه 3 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 21:39 http://1adam.blogsky.com

:(

رویا یکشنبه 3 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 22:12

خواستم شکلک گریه بذارم نداشت...
چه آدمای بی انصافین اینا...
مواظب خودت باش. یه کاری بکن خوشحال بشی...
الان شکلک بوس می خام بذارم کوووو؟؟؟؟؟؟

مرسی عزیزم

مخمور یکشنبه 3 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 22:12 http://masti0mastoori.blogfa.com

پروانه آغوشم را باز می کنم و مامنی می سازم برای اشکهایت .
به قول جان جانم گریه کن گریه راه رو باز می کنه
دلا بسوز که سوز تو کارها بکند ...........

ممنون بابت کامنت خوشایندت عزیزم

مهاجرت یکشنبه 3 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 22:26 http://canadaexpert.net

وبلاگ خیلی خوبی دارید. موافق و پیروز باشید.

مهتاب یکشنبه 3 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 22:40 http://ghazalkhanum.blogfa.com

سلام . زنی که زیبایی و تنهایی خودت را برای حرفهای مردم ناراحت نکن . انها که حرف می زنند در هر صورتی حرفی برای زدن دارند . چرا شوهرش چنین است . چرا تا حالا ازدواج نکرده ؟ چرا از شوهر به این بدی جدا نشده و هزار تا جرف دیگه . فقط به خود باید افتخار کنی که یک تنه از پس زندگی خود بر میایی و همین الان خیلی ها شاید شرایط سختی رو تحمل می کنن ولی شهامت و قدرت جدا شدن و مستقل زندگی کردن را ندارد . تازه برو یه فیلم شاد هم بگیر بشین برا خودت ببین و شاد باش عزیزم

چشم
:)

[ بدون نام ] یکشنبه 3 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 22:49

سلام نازنین
با اینکه نه مطلقه هستم و نه زیبا کاملا درکت مى کنم و بسیار متاسفم که از سى ودو سال پیش که پدرم را از دست دادم و مادرم تنها شد تا امروز که خواهرم مجبور شد از زندگى با یک حیوان انسان نما استعفا بدهد فرهنگ عوض نشده .یعنى کى آدم مى شویم و مى فهمیم قضاوت کردن دیگران کار ما نیست و قاضى القضات خداست

کاش ک بفهمیم

آرام یکشنبه 3 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 22:54 http://mankhoshbakhtam.blogfa.com

میفهممت پرپری عزیز .. خیلی سعی کردم باز هم خاموش بدونم اما حس کردم اینجا دیگه سکوت خیانت در حق تواه..

فقط بدون همیشه همیشه و همیییییییشه به تو افتخار کرده ام .. تو در فکر و قلب من یک شیرزنی. از نگاهها و حرفای دیگران نترس. بجنگ و خودت باش..من خود خود تو رو دوست دارم .

مرسیییییی

Miniani یکشنبه 3 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 23:32 http://havijoory-khargoosh.blogfa.com

تف توی روح هر چی حیوونه.*
حیف حیوون! حیوون معصوم! اسم نمیشه گذاشت روی بعضی ها
پری جونم

(*گلاب به روتون البته )

بیخیال دوستم

آیدا یکشنبه 3 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 23:41 http://1002shab.blogfa.com/

عزیزم...

چقدر بهش نیاز داشتم . . .

مهری یکشنبه 3 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 23:42

عزیزم چه دل پری. این درده همه زناس حال هر کس به نوعی

همه زنای مملکتم

زهره دوشنبه 4 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 00:48

بمیرم برات؛تو آدم خوبی هستی؛انسانی؛جامعه مارو گندوگه گرفته.خواهر منم دقیقا موقعیت تورو داره و میفهمم ک خیلی سخته.کاش میتونسم بغلت کنم و باهات گریه کنم ولی تنها کاری ک میتونم بکنم اینه ک در آینده ب بچه هام یاد بدم دنیارو اینطوری نبینن.امیدوارم زود آروم شی عزیزم.

کارت سازنده است . . .
:)

goli دوشنبه 4 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 04:18

پرنیان عزیزم! مثل من و تو زیاد هست...همه یک جرم داریم و محکوم بی تنهائی هستیم...دست به دلم نگذار که خونه

سرت سلامت رفیق

عسل خان دوشنبه 4 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 08:17

سلام...همه آن چه نوشتی درد است،دردی که گاه راه گلو مبندد،نه گریه میکنی نه نفس بالا می آید...
ولی خب که چه؟که چه؟همه این ها که چه؟
نمی فهمم مگر می توانی شاد نباشی به خاطر همه آن ها؟
نمی فهمم مگر می توانی نخندی به خاطر همه آن ها؟
نمی فهمم مگر می توانی زندگی نکنی به خاطر همه آن ها؟
نمی فهمم مگر می توانی بمیری به خاطر همه آن ها؟
عاشق خودت باش...خدا که هست!!

ک چی!؟
بیخیال

سعیده(مامان آرین) دوشنبه 4 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 08:22

عزیزممممممممممممممممممممممم
دلم گرفت خیلییییییییییییییی

ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد