ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
1- پراید سفیدls مدل نودی را که مال دوست شوهر خواهر نازنین بود را خریدم و پنج شمبه ساعت هفت و پانزده دقیقه صبح در خیل جمعیت تعویض پلاکیون اولین پلاکی که با مشخصاتم صادر میشد را دریافت کردم و تمام عدد و رقم هایش را در جا قورت دادم! یک نمره فرد ایران 88. بعد از کندن برچشب دودی سایه بان و برچسب روی صندوق و تعویض ضبط و باند و آمپیلی فایر و ساب و خالی کردن صندوق و . . . سرانجام ماشین کوچولوی سفیدم را صاحب شدم که البته هنوز پولش را کامل نداده ام و باید تا یک مرداد ، چهار و پونصد تتمه اش را جور کنم.
2- هنوز نمیدانم ماشینم دختر است یا پسر! بهار میگه خوب چک کن! میگم نمی شه باید از سایر شبهات فهمید! اما به نظرم یک پسرک نوجوان است که شونزده هفده سالی دارد و تازه تازه می خواهد دانه دانه ریش و سبیلش جوانه بزند و سبز بشود! اما بچه ی خوبی است
3- اولش مثل خرچنگ ها بودم، حالا از آن شدت خشکی حرکات کاسته شده ، راننده نشده ام اما لک و لکی میکنم و دارم تلاشم را میکنم و می دانم عنقریب شدنی است که بروم دنبال چیله و دو قلوها و رژی و بندازمشان صندلی عقب و ببرمشان شهربازی!
4- من خوبم! ممنون که نگرانم می شوید :)
سی و پنج دقیقه کم و بیش زمانی بود که پیره زن ردیف جلویی اتوبوس صرف نوشتن پیامکی کرد که کلهم چهار خط هم نبود
فونت های گوشی آنقدر درشت بود که به وضوح می شد خواند:
حسین جانم
میدونی دنیا چرا قشنگ و زیباست؟ چون تو هستی عزیز دل مامان زینب
دوستت دارم