ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
آیا در بین شما و یا آشناها و دوست هاتون کسی هست مطالعه زنان داشته باشه و فمینیسم باشه و اطلاعات خوبی داشته باشه و بخواد که در یک کار هنر و فرهنگی به من کمک کنه؟
آیا کسی هست که بدون خشنودی جنسی و بدون رضایت مورد تعرض قرار گرفته باشه؟
آیا کسی هست که نه گفته اما نه ش شنیده نشده باشه؟
آیا کسی هست که فکر می کرده مخالفت کرده برای روابط جنسی اما نه ش زیادی محکم نبوده؟
آیا شعر فارسی و ناز معشوق برای کسی خاطره ای رو تدایی نمی کنه؟
برای نوشتن پروپوزالی هرچند مفصل تر و هرچند همراه با کیس استادی نیاز به همراهی شما دارم. اگه تو هر کدوم از اینا چیزی برای گفتن دارین لطفا برام بنویسیدش
سلام پروانه جون
میدونم که وبلاگت خواننده های زیادی داره و حتما خودتم دوستای زیادی داری
یه خواهشی ازت داشتم
روز جمعه 4 بهمن ساعت 11 صبح در محل در شمالی پارک پردیسان مادرای نگران برای سلامتی بچه هاشون در اعتراض به آلودگی هوا جمع میشن. این اعتراض اصلا سیاسی نیست
اگه ممکنه این مطلبو تو وبلاگت و هرجای دیگه که خواستی اطلاع رسانی کن
این آدرس تاپیک این مادرها تو نی نی سایته
http://www.ninisite.com/discussion/thread.asp?pageNumber=67&threadID=696437
و اینم صفحه فیس بوکشون
https://www.facebook.com/tehranbluechildren
لطفا دریغ نکن
نفس بچه های تهران بند آمد
به نظرتون چه اسمی به من میاد؟به منی که اسمم پروانه است
میخوام یه اسم انتخاب کنم،یه برند، برای کارام، نقاشی هام و مشتقاتم و گاهی خودم حتا
برای ادمی که هر جایی نقاشی میکنه
یه طور دیگه میبینه
تو رنگا دفن میشه
وقتی دستاش رنگیه حالش خوبه
قلم مو دستشه و روی شال نقاشی میکنه وقتی داره با دوستش حرف میزنه
روی شلوارش لکه ی رنگ داره پرواز میکنه
روی ساعت دیواری خونه نقش نیلوفر کشیده
هیچ کدوم از کاراش عینه اون یکی نیس
تا جایی می دونه با کسی که قراره شالو سر کنه یکی میشه و جنس خطاش و طرحا حال و هوای اونو میگیره
گاهی طرحا مهربون می شن و ی خوان بیان ادمو بغل کنن، گاهی شیرینن و گاهی شیگ و چشم گیرن، گاهی باصفان، گاهی عاشق میشن و گاهی قدرشناس
نقاشی که میکنه هم رد پاشو انطباق میده و میره تو قالب همون چند تا خطی که می دونه
و ادامه می دهد، آنقدر ادامه میده تا اون اتفاقی که باید بیفته جاری بشه ، اون وقته که قلم موی گرد سه صفر خود به خود میره کنار
برای همه ادما و کارا قصه می بافه و قلم میزنه
قصه ی ادم هایی که خواهرند، مادرند، عاشقند، مرد خانه اند، دوست هستند برای دختری که تازه عروش شده، خواننده هستند برای بلاگری که ناز می نویسد، رخت عزا میکنند، کادوی تولد می فرستند، سورپرایز میکنند، عشقشان را فریاد می زنند . . .
آنقدر این قصه ها برایم شیرین است که نگو
همین است که میگویم همه اش نقاشی نیست که ، من عاشق این جزییاتشم!
دنیای شیرینی ساخته
دنیایی که مشتقاتش تا گیلان و کرمان و تبریز و ارومیه و ایالت متحده و استرالیا و کانادا و . . . . کش می آید و گسترش می یابد
انگار منم که پخش شده ام، تکه های ریز و کوچکی از من که پرگرفته اند و خانه کرده اند
همه ی این قصه هاست که عاشق ترم میکند
هر چی که هست دلم یک اسم می خواهد
حالا به نظر شما من چه اسمی بهم میاد؟
پ.ن:
نظرتون راجع به نقش پریا یا پری نگار چیه؟
نقش پریا منو یاد سریال آب پریای مرضیه برومند می اندازه . . . خیلی دوسش داشتم