ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
27 | 28 | 29 | 30 | 31 |
کل هفته را منتظر اخر هفته هستم تا یار خانه باشد و با توسل به حضورش در خانه به اموراتی رسیدگی کنم که در کل هفته امکان انجام هیچ کدام مقدور نمی شود، لذا امروز پنج شنبه بود و انتظار داشتم در راستای توقعاتم پیش برود که متاسفانه ماوقع زاویه ی شدیدی با تصوراتم پیدا کرد.
یار دنبال کاری رفت و تا برگشت روز به پایان رسیده بود و از آن بدتر که با شرایط گرما زدگی شدید به خانه رسید، تهوع و سرگیجه و حالا تب هم کرده و حالش هیچ خوش نیست.
پسرک هم با مقاومت جانانه ای با همه ی تلاش هایم برای خواباندنش موفق شد خواب عصر را بپیچاند و اندکی پس از ورود پدرش، بی هوش شد و نتوانست جبهه ی مقاومت را ادامه بدهد.
لذا بنده که امید به دراز کردن پاها و استراحت و این ها داشتم متوجه شدم که باید حالا از بابای گرما زده هم مراقبت کنم.
سخت ترین قسمت رویایی با این مسایل آنجاست که در خیالت وقتی حسابی خسته ای، خوابالوده ای، نیاز به اندکی آرامش داری و یا نیاز به زمانی برای خودت داری و به خودت وعده میدهی، فردا، فردا، پسفردا شب، آخر هفته... اما آخر هفته هم می آید و می گذرد و هیچ چیز، هیچ زمانی، هیچ فرصتی پیش نمی آید تا اندکی از وعده هایت به حقیقت بدل شود
حق داری عزیزم، وقتی برنامههای آخر هفته هم خراب میشه تو میمونی و یک هفته سخت جدید و انتظار برای آخر هفته بعدی. حالا این هفته وسطش هم تعطیله امیدوارم بتونی استراحت کنی.
دقیقا همین شد که شم گفتین
تعطیلات وسط هفته عااااالی بود
خدا بد نده برای همسر و خدا قوت مادر پرکار
سلامت باشی حکیم بانو جان
شکر خوبم شما خوبین
این هفته به استراحت
تا 5 سالگی همینه
اخ قلبم
نگوووو
مهد می شه گذاشت بعد از ۱۸ ماهگی