ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
از بازار شهرداری رشت چوچاق و خال واش و سیر خریدم و چند تا گمج کوچک و بزرگ که مرد فروشنده میگفت می شود داخلشون غذا پخت اما من برای سرو در نظرشان دارم و شبیه ماهیتابه های کوچک دسته دار هستند که دور تا دورشان چین خوردگی دارد و رنگ های سبز و قهوه ای دارند و بسیار زیاد عاشق ریختشان هستم و دلم میخواست تمامشان را داشته باشم.
به خانه که برگشتم، سبزی ها را پاک کردم، بوی چوچاق همه جا را پر کرد و دست هایم معطر شد و یاد مادرم افتادم که چقدر خوب سبزی های کوهی را می شناخت و در بسیاری اوقات دیده بودمش که با سبزی هایی که از زیر کوه و رودخانه یا کنار جوب می چیند غذاهایی می پزد که بسیار معطر بود.
و چرا من نام و تصویر همه این دائرالتعارف گیاهی را از یاد برده بودم؟ اسم هایی که غالبا ترکیبی از یک نام و عبارت واش بود و یا پسوند ک داشت. از میان این تجربیات ارزشمند فقط نعنا و پونه و سیرک و والک و کنگر و چیزی به نام شکرلله را به یاد می آورم و سبزی خوش طعمی به نام شنگ که شیره سفید داشت و یکی دیگر هم گزنه بود که مادرم با آن کوکو درست میکرد
حس کردم چقدر قشنگ بود اگر زمان کافی داشتیم تا با هم سبزی کوهی بچینیم و او فواید و مزه های هرکدام را یادم بدهد و چقدر این تجربه و دانستنی ها می توانست گنج بزرگی باشد برایم اما تنها میتوانم بگویم یادش بخیر و با همین اندک دانسته هایم از او و دوران کودکی خوش باشم چون حسرت کشیدن هیچ سودی برایم ندارد و او قبل از اینکه ما این فرصت را داشته باشیم رفت.
به گمانم بکرترین و زیبا ترین تجربه ای که می شود بین مادر و کودکش اتفاق بیفتد همین نوع تجربیات مشترک است،انگار از جنس اصالت و عشق ورزی است و من تازگی حس میکنم چقدر مایه ی فخر است، چقدر درک هستی از این راه نزدیک است، تجربه ی لمس زمین و مزه کردن طبیعت و گیاه و چقدر این راه به عشق ورزی مادرمان زمین نزدیک است.
گاهی دلم میخواهد روی زمین دراز بکشم و خاک را بغل کنم و بعد ریشه کنم در زمین و ریشه هایم را در عمق خاک فرو ببرم بعد انگشت هایم ریشه کنند و سبز بشوم و یکی شوم با زمین مثل وقتی درختی را در آغوش میگیری و گوشت را می گذاری روی تنش تا صدای قلبش را بشنوی و خنکای پوست درخت روی صورت شبیه رد بوسه می چسبد.
انگار مادرم در دل زمین نشسته و آن تصویر زنی که ریشه دارد هم مادرم است و من اینک در دلم بذر کودکی را دارم که میخواهد سبز شود، ترد و خام و کوچولو است اما راهش را میداند و میخواهدپیش برود.
تازگی ها حس میکنم عکس العمل را هم یاد گرفته و با هم از راه ضربات مورس مانندی، ارتباط داریم، گاهی او شروع کننده ی گفتگو است و چیزی میگوید و بلافاصله من جواب میدهم و گاهی تا چند تا جمله هم بینمان رد و بدل می شود.
جملات من همه شان قربان صدقه و نوازش و جان دل است و گمان میکنم او از اینکه پیدایم میکند حرف می زند و گاهی از بازیچه اش که یا بند نافش است و یا انشگت شست که با شدت و علاقه ی وافری آن را می مکد تعریف میکند.
یک اتاق کوچک با پنجره ای رو به دیوار برایش اماده کرده ایم، البته هنوز هیچی ندارد و همین که خالی شده و قرار است مال او باشد، بزرگترین اقدام در دست عمل است و به زودی با کاغذ دیواری و پرده ی با رنگ کرمی نو نوار می شود تا برسیم به بحث کمد و میز تعویض که گمانم اجتناب ناپذیر است اما بین خریدن تخت نوزاد یا تخت کنار مادر هنوز مرددم و فقط میدانم که تخت نوزاد نوجوان نمیخواهم .
این تخت ها با تغییری اندک تا سالهای طولانی قابل استفاده هستند اما بسیار جاگیر هستند و بعید میدانم بشود بیشتر از سه چهار سال با یکی شان سرکرد، هم کهنه و خراب می شوند و هم احتمالا انتخاب خوبی برای خواب نوزادان نیست.
خلاصه جان مادر، ما به تکاپوی فراهم کردن بساطی برای اسکان دادن شما در خانه ی کوچمان هستیم تا در موقع تشریف فرمایی چیزی کم نداشته باشید.
به کیفیت پوست و رنگ مو و چشم های مشکی ات فکر میکنم، به موهای قهوه ای سوخته و پف پشت چشم ها و لب های کوچک تو فکر میکنم و دلم می رود و با تمام وجود آرزو میکنم سالم و سلامت و هوشیار پیشمان باشی.
گاهی با خودم میگویم آیا برایت تعریف خواهم کرد؟
برایت از معده درد هایم میگویم یا ذوق کردن ها؟ برایت از چاق شدن می گویم یا دلگرمی بودنت؟
دنیا شبیه همین بازار شهرداری است جان دلک که بسیار باید ببینی و بو بکشی و بشناسی و بخواهی و انتخاب کنی و بها بدهی و....
این روزها تو هویت جدیدی به دست آورده ای و فقط من میدانم که چطور و چگونه و هرچه دلم بخواهد حست کنم، تکان که میخوری انگار دنیا عوض می شود، تو یک آدم دیگری که تو دلم دارد رشد میکند، تکان که میخوری میگویی هی یادت نرود من اینجا هستم و ابراز وجود میکنی و من لبخند می زنم و خنده ام می گیرد.
وجود گنگ و گمی که دیده نمیشود اما نشانه هایش پیداشت، شاید گام به گام جدی تر شدن و واقعی تر شدن حضور تو باعث شود که من کمتر از ذوق مرگی ناگهانی بمیرم چون هربار و هر نشانه شیرین و دلنشین است و میدانم اگر روزی تو را ببینم قطعا اشک هایم بند نمی آید...
چه توصیف قشنگی. مکیدن انگشت و بازی مورس
سلام عزیزم حدودا 40روزی میشه که نی نی من به دنیا اومده و از اونجایی که من هم مامانم فوت شده چند تا پیشنهاد و توصیه داشتم که امیدوارم بکارت بیاد
این پیام رو ساعت ۴نیمه شب در حالیکه منتظرم نی نی ام آروق بزنه برات مینویسم
سلام آرام عزیزم
بینهایت متشکرم از لطف و مهربانیت
برات آرزوی ارامش و شادی میکنم تا با جوجه ی قشنگت فقط خوشحالی هارو لمس کنی
روح مادرت شاد
این کامنت رو وقتی خوابم نبرد خوندم
خیلی بامزه بود ک من این حال رو داشتم و تو برام نوشتی بچه داره آروق میزنه
بوس زیاد بهت قشنگه
عزیزم مامان قشنگم اول اینکه هیچی هیچی هیچی تو این روزا مهمتر از سلامتی خودت و نوزادت نیست من ماه آخر خیلی کارای خونه رو انجام دادم و یه خونه تکونی اساسی انجام دادم چون فکر میکردم خونه باید مثل دسته گل تمیز باشه و آماده ورود کوچولوم که البته درسته اما فشار زیاد به خودم باعث به دنیا اومدن یکی دوهفته ای و با وزن کم شد پس سعی کن اگه تو هم مثل من دوست داری همه چیز ایده آل باشه حتما کمکی بگیری و کارتی خونه رو بسپری بهش ببین بازم میگم هیچی مهمتر از وزن نوزادت نیست چون بعداً نداشتن زردی و خوب شیر خوردن و تحمل واکسن و ...بستگی به همین وزن اولیه داره
این توصیه ها مثل جواهره قطعا
مرسی مرسی
من حتما برای تمیز کردن کمک میگیرم راستش نفسم بند میاد اگه کل خونه رو جارو کنم فقط
اما واقعا درسته ک تمیزی قبل از تولد جوجه خیلی خوب میکنه شرایط رو
بعد از به دنیا اومدن پسر عزیزمون امکان داره افسردگی داشته باشی من از اینایی بودم و هستم که عاشق بچه بودم و میگفتم با این همه علاقه امکان ندارد افسردگی چرا اما واقعا دست آدم نیست و انگار هورمون ها پست چشمای آدم لونه کردن و مدام میگن اشک بریز انشاءالله که اینطور نشی ولی خودت و همسرت رو آگاه کن و بدون شاید همه چیز اونجوری که میخوای عالی پیش نره امکان داره مثلا برخورد پرسنل بیمارستان خوب نباشه یا دسته گلی که برات میارن رو دوست نداشته باشی یا سیسمونی رو تکمیل نکرده نی نی دنیا بیاد من واسه یه چیزایی خیلی کوچیک تر از اینا ساعت ها اشک ریختم و الان البته میخندم بهشون اما دونستن اینکه گذراست و تکنیک های رد شدن از این مرحله بهت کمک میکنه و اینکه اطرافیان بدونن و درکت کنن
چه جالب
منم دقیقا همه ش میگم نه! برای من رخ نمیده
اما خوب حالا که نوشتی خیلی با دقت و مراقبت بیشتری بهش فکر میکنم
خیلی شایعه و خیلی هم باید مراقبش باشیم
خوشحالم که این دوران رو پشت سر گذاشتی و خوبی
راجع به سیسمونی هم خیلی حرف دارم که البته نمیدونم به کارت میاد یا نه.ببین یه تشک آنتی رفلکس و یه بالشت شیر دهی نیم دایره مارک دی روحه بخر.من اولی رو نخریدم که پشیمونم و دومی رو گرفتم که خیلی کاربردیه.حساب کردم نی نی شما حدود فروردین و اردیبهشت به دنیا میاد پس زیاد لباس های گرم و کرکی نمیخوای در حد دو سه دست عوضش کلللی زیر دکمه آستین دار بگیر.ببین کللللی ها چون زود زود کثیف میشه و با اون حال زائو شستن سریع و استفاده مجدد یخورده سخته.زیر دکمه های جورایی خیلی کاربردی ان چون مجبور نیستی جوراب هم جداگانه بپوشونی رکابی های زیر دکمه و شلوار نوزادی هم بخر.چند دست سایز صفر و دو صفر حتما تهیه کن چون معلوم نیست نوزادت تپلیه (که انشاءالله باشه
) یا ریزه نیزه تا مثل من مجبور نشی از فردای زایمان دنبال لباس بگردی
تشک انتی رفلاکس خریدم جان دلم
بالشت شیر دهی اما نه
جوجه ی من اخر اردیبهشت و اوایل خرداد به چهل هفته میرسه عزیزم
چند دستی خریدم
از صفر تا سه ماه کلا خرید کردم
اما تجهیزات فعلا هیچی نگرفتم
گمونم ماه اخر معلوم شه که وزن تولدش حدودا چقدره، تو بهتر می دونی البته
به من میگفتن لباس برا اولش زیاد نگیر چون زود رشد میکنم و کوچیک میشن اگه مثل من دوست داری نی نی آن همیشه تمیز و خوشبو باشه و روزی حداقل دو بار لباساشو عوض کنی حتما براش زیاد بگیر لباس نوزادی رو چون واقعا وقت شستن سریع نخواهی داشت و اگرم داشته باشی کلا نیازه.به نظرم لباس تکی با جنس و کیفیت خوب که البته نیازی نیست زیاد هم گرون باشه خیلی کاربردی تره تا اون لباسای سیسمونی چند تکه بسته بندی.اگه بتونی سفید بگیری خیلی بهتره و سعی کن حتی الامکان رنگ زرد و کرمی نباشه بخاطر زردی نوزاد.دستکش و کلاه فراموش نشه چند تا نیازه و اینکه هر کلاهی گشاده
پس سعی کن کلاهی که گوشارو کامل بپوشونی سایزش موزیک باشه و کشسانی باشه بخری آخه کی دلش میاد کله نوزاد رو بکشه و کلاه سرش کنه قربونش برم
ای جون دل
دو تا کلاه گرفتم فعلا و اصلا هم لباسای بسته بندی طور نگرفتم
همه شو همین طور دونه دونه گرفتم و البته چند تا سر همی و...
راستی لباسای بچه رو میشه با ماشین لباسشویی و دور تند و زمان کم شست؟
حوله و ملافه و پتو نوزادی یه دونه کافی نیست.چرا؟چون نی نیه دیگه پی پی میکنه و آروق و استفراغ و ...



جوراب خیلی ریز هم حداقل 5-6تا چون پاهاش یخ میکنه و جوراب مدام گم میشن
دیگه کلللی دیگه میتونم بگم که یخورده معذبم و هی به خودم میگم اینا رو میدونه و نیاز ندارد تو بگی
درباره پمپرز و لباسای دیگه اگه خواستی میام مینویسم
نگران هیچی نباش و از این دوران لذذذذت ببر
مرسی عزیزم
من حوله چند تا گرفتم اما پتو فعلا هیچی نداره
خیلی خیلی لطف کردی که برام نوشتی و خیلی متشکرم ازت
و تا بتونم از تجربیات استفاده میکنم
و بینهایت خوشحال میشم اگر بازم تجربیاتت رو باهام به اشتراک بزاری
سلام پروانه جان
با پسرجانت حرف بزن. انگار کنارت نشسته.
من هم همین کار را برای هر دو فرزندم میکردم.
وقتی دنیا اومدن از دور باهاشون حرف میزدم ساکت میشدن.
صدای قلبشونم ضبط کرده بودم. گاهی که گریه میکردن براشون میذاشتم . چند دقیقه ای با دقت گوش میکردن.
چوچاق!! سبزی طلایی اکثر غذاهای محلی ولایت ماست.یکیش زیتون پرورده.
نوش جان
سلام عزیزم
اره خیلی باهاش گفتگو میکنم و حس میکنم اونم میفهمه من چی میگم حس میکنم اونم میخواد باهام رابطه بگیره
ولایت تون سرشار از زیبایی هاست
سلام عزیزم آره میشه با ماشین لباسشویی که تو خونه هست شست من بخاطر اینکه بالکنم کوچیکه و آفتابگیر هم نیست زمان شستن لباس نی نی رو یخورده بیشتر میدارم که کاملا تمیز بشه و چون جا نداشتم مینی واش کودک نخریدم.لباسای جنس خوب تو ماشین لباسشویی کاملا نو و سالم میمونه راستی مایع لباسشویی کودک فیروز نخر خوشبو نیست و لباس رو تمیز نمیکنه پمپرز هم سایز یک مولفیکس خوبه و البته مارک پمپرز که عالیه ولی خیلی گرونتره
خیلی متشکرم
منم جا برای مینی واش ندارم
و میخوام با برنامه سریع ماشین لباس هاروبشورم
اره اره
فیروز اصلا خوشبو نیست کاملا درست میگی
بابت پرگویی هام ببخشید من چون مامانم نبود اینارو بصورت تجربی فهمیدم و خواستم شما برات آسونتر باشه
عزیزجان پرگویی نکردی
من کامنت هاتو چندیننن بار خوندم
بوس و بغل دو جهان نصیب تو
سلام،
خیلی روزهای قشنگیه، لذت ببر! من امروز روز موعود زایمانم بود که البته خبری نیست والبته دخترم هم پنج روز دیرتر با ضرب و زور به دنیا اومد!:)) خلاصه الان با شکم ۴۱ هفته ( و با بچه ای که پیش بینی شده حسابی بزرگه) نشسته ام!
فقط خواستم بگم که من تجربه ام از تخت کنار مادر عالی بود و بسیار برای شیردهی راحت. البته نمیدونم مدلها در ایران چه جوری هستند، مال من یکتخت چوبی کوچک بود که از سه طرف لبه ( نرده) داشت واز یکطرف باز بود که کامل می چسبید به تشکخودمون. دختر من تا شش ماهگی اون تو بود، و بعد رفت توی تخت کودک نرده دار. ببین به نظر من به هر حال اوایل بچه رو کنار خودت میخوابونی، حتی اگر شیر مادر نخوره، باز هم کنار خودت بودن هم برای تو و هم اون خواب راحت تری میاره. به جای هی جا به جا شدن وخم و راست شدن. اینجوری هم کنار توست، هم جای خودش رو داره. این تجربه من بود. سلامت و شاد باشی !
سلام عزیزم
سلامت باشن جفت جوجه هات
این ک می خوام بگیرم ایشونه
https://sismonibarny.com/product/%D8%AA%D8%AE%D8%AA-%DA%A9%D9%86%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%DA%86%D9%88%D8%A8%DB%8C-%DA%AF%D9%87%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%B2-%D8%A8%D8%B2/
تا دو سال میشه ازش استفاده کرد گویا
مرسی از لطفت برای نوشتن تجربه
چند تا توصیه با تجربه خودم.
۱- ممکنه افسرده بشی بلافاصله بعد زیمان، وقتی بدونی که این بخاطر تغییر هورمونهاست زیاد نگرانش نمیشی، مال من ۱ هفته طول کشید و اون احساس اضطراب و مستاصل بودن و غصه ناپدید شد.
۲-بچه از ماه اول ممکنه هی جوش بزنه و بدن و صورتش بریزه بیرون، اصلا نگران نباش، دکتر ببری هم هی کرمهای مختلف میده واسه اگزما، من اگه تجربه الان رو داشتم هیچی نمیزدم و به خودی خود خودش خوب میشه تو چند هفته.
۳- از این پارچه حولهها که نازک هست و رو شونه مادر قرار میگیره خیلی به کار میاد، چون بچه هم زیاد بالا میاره و اینا هم بهداشتیه هم نرم و زده حساسیت و هم مرتب میشوری لباستم هی کثیف نمیشه.
۴- اتاق بچه تا ۱ ،۲ سال اول بیاستفاده هست، در انتها پیش خودت میخوابه ، خیلی وسیله نگیر فعلا.
۵-اگه شیر خودتو میخوای بدی اصلا نامید نشو اگه ناموفق بود، اگه بیخیال و خسته نشی و روشهای مختلف رو امتحان کنی، جواب میده در انتها!!! و خیلی خیلی تجربه شیرین و راحت و سلامت تری واسه بچه. من ۳ ماه سرو کله زدم و در انتها موفق شدم و بهترین حسی هست که تاحالا که بچم ۶ سالشه برام مونده ، چیزی که دیگه تکرار نمیشه
سلام مرجان عزیز
خیلی متشکرم بابت توصیه ها
گمونم باید افسردگی رو جدی بگیرم
جوش رو نشنیده بودم مرسی ک گفتی
اتفاقا چند تا حوله آب گیری سبک گرفتم
برای اتاقش هم میز تعویض و کمد و تخت کنار مادر در نظر دارم بگیرم
شیر دادن هم خیلیییی ماجرای مفصلیه و من بسیار امیدوارم از پسش بر بیام
مرسی دوست جون
سلام مجدد پروانه عزیزم
.جوراب گرچه خوشگل نیست تو دست اما عالیه و هر چقدر هم دست و پا بزنه در نمیاد حداقل واسه تو خونه خوبه
یه نکته ای راجع به دستکش یادم اومد ببین اگه نوزاد رو قنداق نمیکنید و دستاس بازه دستکش نخی کوچولو نیاز داره که خب مطمئنا میدونی اما دستکشی بگیر که یه کش ریز تو مچ دست دوخته شده از اون مدلهایی که مچ دست کشباف هست مدام در میاد.
بهترین حالت که من امتحان کردم جوراب ریزه
واااای
این دیگه اخر فوت کوزه گریه
عالی بود
خیلی متشکرم آرام عزیزم
❤❤
سلام مامان پروانه جان
خوشحالم که روزای بارداری دارند خوب سپری میشن؛ از این که رفتی رشت حدس زدم.
توکامنتها نکته های خیلی خوبی رو گفتند. یه چیزی که یادم اومد اینه که یه پزشک اطفال خوب هم یواش یواش پیدا کنی که چند ماه اول بچه باید چکاپ ماهانه بشه.
تجربه من اینهه که خیلی خرید نکنی برای بچه. چون معمولا کوچیک و بزرگ میشه. خدا رو شکر الان این قدر سایتهای لباس و .. هست که اگه هم نتونی برای خرید بری می تونی اینترنتی خرید کنی.
راجع به تختی هم که میخوای بخری، خیلی قشنگه. تخت کوچولوی ما هم همینه. البته خیلی کم ازش استفاده کردیم چون جامون کوچیک بود. اگه خواستی با قیمت کمتر از این فروشگاه می تونم تقدیم کنم.
سلام مریم جان
منم خیلی کم خریدکردم
کلا تا سه ماه لباس خریدم و اونم زیاد نیست
گمونم باید شرایط رو ببنیم و بعد خرید کنیم
راستی شما مگه فروشگاه دارید
یا چی
نه پروانه جان
فروشگاه نداریم. منظورم تخت پسر کوچولوی خودمون بود که خیلی کم استفاده شده
اها
عزیزم
عکس و قیمتش رو اگه برام بفرستی بهت سریع میگم
خیلی متشکرم
شماره واتزاپم
09038002866
سلام
https://s2.uupload.ir/files/takht1_34gr.jpg
https://s2.uupload.ir/files/takht2_gssq.jpg
https://s2.uupload.ir/files/takht3_hwe.jpg
مریم جان تختی که میخوام بگیرم، ننوهم هست
من از تصاویر متوجه مدل این تخت نشدم
قیمتم بهم بگو عزیزم
متشکر
پروانه جان واتساپم وصل نشد
برات پیامک فرستادم
مرسی جان دل
قیمت رو پرسیدم
من پیامک نمیتونم بدم
این سیم کارت فقط نت داره
پیامک من رو دریافت کردی پروانه جان؟
این تخت کنار مادر گهواره شو هست یعنی قابلیت تبدیل به گهواره داره با در آسانسوری، تشک ضد حساسیت، قابلیت تنظیم ارتفاع، گارد پارچه ای در چهار طرفش
طول 110، عرض 60، ارتفاع 85
پشه بند هم داره
قیمتش هم قابل شما رو نداره مامان پروانه، 2500
سلام
ببافید
تبریک میگم حس شیرین مادر شدنتون رو
خواستم بگم اگه قلاب بافی دوست دارید یه پتوی خوشگل و لباسهای زمستونی هم از الان می تونید برا نی نی
سلام عزیزم
دوست که خیلی ناناسه
اما قلاب بافی بلد نیستم
بوس
اگه اجازه بدی می خوام بگم اینقدر اسونه که نگو از مربع قلاب بافی (squar crochet)شروع کن .بعد مربع ها رو بهم وصل کن میشه پتو .