ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
یک صفحه ی آ چهار که مطالبی روی آن نوشته شده را تصور کنیدِ حالا پرانتزی را تصور کنید که محتوای مشخصی ، در چند دو خط را تفکیک کرده است. حالا تصور کنید پنداشت ما این است که هر چیز داخل پرانتز صحیح و هز چیز که خارج آن باشد را اشتباه فرض میکنیم.
فرض کنید نوشته های روی کاغذ یک داستان کوتاه است که داستان زندگی یک آدم معمولی از ابتدا تا انتها باشد و آنچه داخل پرانتز تفکیک شده تنها بخش کوچکی از زندگی سوژه ی داستان در زمان اتفاق خاصی مثلا نوجوانی او است که بسیار تحت تاثیر هومرمون های رشد قرار داشته است.
دنیا شبیه آن تکه کاغد و همه نوشته های آن است و دین همان پرانتزی است که سایر بخش ها و جزییات دیگر را ابتر و بی ارزش می پندارد و نمی خواهد که دیده یا خوانده بشود
امنیت و آرامشی مقطعی می سازد که همه واقعیت را در برنمی گیرد. احکام و قوانینی می سازد که تنها در هما بازه ی محدود جوابگوست.
دین ساخته ی دست بشر است و در هزاران سال ساخته شده است و در نهایت آرامش و امیتی به همراه می آورد که ناشی از فکر نکردن و عدم استفاده از نیروی تعقل آدمی است چون برای هر شرایطی جوابی دارد و نمی گذارد که شما با مشکل روبرو شوید
انسانیت نام آن صفحه ی کاغذ است که کافی است همه ی آن را ببینیم تا بدانیم تنها انسانیت است که پاسخوگی تمام نیازهای انسانی است!
کافیست دنیا را از ابتدا تا جایی که پیش رفته ببینیم تا بدانیم که چقدر آن پرانتز تنگ و غیر واقعی است
برای همین بود که کتاب ارزشمند انسان خردمند از کتاب فروشی ها جمع و ممنوع الچاپ شد!
به نظرم بهتر از این نمیشد تعبیر کرد
متشکرم از تعریفت دوست جان
چقدر کافی و خوب
توضیح دادین