پاپیون  به معنی  پروانه

پاپیون به معنی پروانه

قبل تر اسم وبلاگم مارگزیده بود و قبل ترش فولان و بهمان و اینا . . . اره من همون پروانه هستم
پاپیون  به معنی  پروانه

پاپیون به معنی پروانه

قبل تر اسم وبلاگم مارگزیده بود و قبل ترش فولان و بهمان و اینا . . . اره من همون پروانه هستم

شرطی شدن


آدم موجود بسیار عجب و پیچیده ای است، مثل پیاز می ماند که لایه لایه است و هر لایه اش را که کنار میزنی لایه ی دیگری خودنمایی می کند که علاوه بر این که از جنس همان لایه ی پیشین است تفاوت ها و تمایزهایی نیز دارد که آن را از لایه پیشین تفکیک می کند و هز چقدر به سمت هسته و مرکز آن پیش بروی علاوه بر تردی و لطافت شاهد تمایز های شاخص دیگری خواهی بود که لایه خارجی هیچ انتظار رویت آن را نداشته ای و حتا ظنی به  وجودش نمی رفته است.


قصه از دوره کودکی مان آغاز می شود.

زمانی که خرد و ناتوان بودیم و باید ها و نباید های دنیا را دیگران تعریف می کردند، پاداش ها و تنبیه ها را آن ها و بعد از آنها مدرسه و معلم ها مشخص می کردند و ما کودکانی بودیم که با کمی بالا و پایین، قانون گریزی یا اطاعت، سرکشی یا فرمان برداری این قوانین را به عنوان الفبای زندگی اموختیم و اجرا کردیم و  گام به گام  آمدیم بالا و بزرگ شدیم و در حالی که این قوانین درونی شده بود،  برای خودمان خانوم و آقایی شدیم و سرکار رفتیم و ازدواج کردیم و بچه دار شدیم و خودمان حتا شروع کردیم به تربیت بچه هامان. 

چیزی که در این اثنا رخ میدهد، تغییر زمین بازی است.  در این سیر تکاملی ما از کودکی که مطیع و فرمان بر است به شخص بالغ تغییر موقعیت داده ایم. دیگر تایید ها و تنبیه ها و تشویق ها و تردید ها از جای دیگری نمی آید، دیگر نباید با همان فرمول ها و آموخته ها و داده ها که برای طفولیت مان بود بازی را ادامه بدهیم. باید همه چیز را دوباره دید و قوانین شخصی را دوباره نوشت تا درونی بشود و خود بدل به ابزار اعمال قدرت خودمان با فرمول های شخصی خودمان بشویم.

ماجرای بستن فیل را تقربیا همه میدانند که چه جور عمل می کند اما دوباره می نویسم که فیل بانان برای نگه داشتن فیل، که بزرگترین حیوان روی خشکی است ، از درخت نازکی بهره می گیرند که حیوان می تواند با اندک فشاری  ریشه کن کند اما با همان طناب باریک و همان درخت نحیف ، فیلم سر جایش می ماند و چرا یی ان برمیگردد به بچگی هایش که وقتی حیوان کوچک بوده به همان درخت بسته میشده و هر چقدر هم که زور میزند نمی تواند خود را رها کند، کم کم باور می کند که اگر همه تلاشش را هم که کند باز نمی تواند خود را نجات بدهد و این طور با همان ریسمان و همان درخت  اون را برای همیشه مهار می کنند

به همه این پروسه، شرطی شدن می گویند، فرآیندی که با تغییر زمین بازی و تغییر توانایی های ما همراه است اما همچنان باورهایمان به همان سمت و سوی سابق می بردمان و . . .

این پست ادامه دارد

نظرات 3 + ارسال نظر
نیمرو شنبه 23 تیر‌ماه سال 1397 ساعت 17:17

تو این گرما و قطعی های برق منم شرتی شدم شرتک پوشیدم الان

واگویه یکشنبه 24 تیر‌ماه سال 1397 ساعت 23:25 http://www.rahaey-97.mihanblog.com/

سلام
تا به حال در مورد فیل ها نشنیده بودم
جالب بود
راستی شما روانشناسی خوندین یا در این زمینه مطالعه میکنین؟

سلام
بله مدتیه که میخونم و یه سری دوره رفتم

ماهک دوشنبه 25 تیر‌ماه سال 1397 ساعت 11:38

اعتماد به نفس کاذب خیلی خوبی داری که میگی روانشناسی میخونی
من لیسانس روانشناسی دارم ولی ادعام مثل شما نیست.

ادعا کردم ینی الان؟

ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد