ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
در راستای کلاس های فولان و بهمان مان
آقای اوستا فرمان داده که یک هفته وقت دارید عاشق بشوید . . .
چون در پایان هفته اتفاقی می افتد که فقط در صورت عاشق بودن می توانید به کنه مطلب پی ببرید
حالا یک طوری دنبال کیس می گردم انگار که ماهی دنبال آب بگردد . . .
پلاله جونم سلام
دانشکده دست گرفته بودند که یک آگهی برایش چاپ کنند و بر روی آن بنویسند
یاد خاطره ای از ردوران دانشجویی افتادم
یکی از دوستان به مهمانی از نظر خودش مهمی دعوت شده بود از آنجایی که در آن برهه بی پارنتر بود
WANTED
1000 USD
JUST FOR ONE PARTY
( اگهی تحت تعقیب در فیلمهای وسترن رو دیدی )
جواب هم گرفت؟
این استاد فولان و بهمانتون هم یه چیزیش میشه ها
یاد فیلم "رستگاری درساعت هشت وبیست دقیقه صبح" افتادم
میشه اسمش رو گذاشت: رستگاری در آخر همین هفته !
نوشته بودید : "انگار که ماهی دنبال موش بگردد . . ."
تا بحال ماهیی که دنبال موش بگرده ندیدم !
مدتی نبودم، سلامتید انشالله ؟
درستش کردم
ممنون فیلسوف جان خوبم
شما خوبی؟
چی شده !؟ من الان چه جوری ام !؟
یعنی دقیقا احساس فامیل دور رو می فهمم !
با مخمور جان موافقم ! آگهی بزن !
آگهی فوری فوری
نه اینکه بد باشم
نه
نه اینکه زشت باشم
نه
بی ادبم نیستم
نه اصلا
ببخشید هول نشدم یادم رفت
سلام
سلام به روی ماهت
کاش من فضانورد می شدم و از کنار کره ی ماهت می گذشتم
و صد البته با خودم ایزی لایف حتما می آورم
اینقدم حواس پرت نیستم بالاخره آدمی زاد کره ماه که سهله کره ی شمالیم بره باید به فکر قضای حاجتش باشه
حالا چه برسه روی ماه شما
خوبید خانواده خوبن
ببخشید
مزاحمتان که نیستم ....
من خیلی کیس مناسبی هستم
اصلا من خود کیس مناسبم
حتی کیس هایی که دختر همسایمون داشت و رفت پس از عمل کردنش تونست حامله بشه اندازه کیس من نبود
البته بهتون بگم من از عمل و این حرفا بدم می آد
یه وقتی با رفقا کنار هم جمع می شیم ولی هیچ عملی نداریم
در کل زیاد نا منسجم نباشم بیتره
می نه
در کل من کیس خوبیم یا نه
عاشقم شو ... اگه باید عاشق شی خوب عاشق من شو
جایزه هم می دم
یه هفته وقت دارید بشتابید بازم خودتون می دونید
اصلا به من چه
خوب من عاشق کدوم ویژگی تو شم؟
ها
ها
والا
بمب اعتماد به نفس طوری رفتار می کنی هم
کیس؟؟!!! برن بمیرن همه این پسرا و مردا... من یه ازدواج کردم و بعد دوسال طلاق... اگر مرد و ازدواج و عشق و اینا، اون چیزی بود که ما تجربه کردیم، گور باباش... نخواستیم... چیه آخه ... بپا عاشق ماشق نشی ها خواهر... از تنهاییت لذت ببر. دوست پسر بگیر. اون اشکال نداره، ولی ازدواج هرگز... استادت هم دکتر شیری هست دیگه... اون میگن کارش خوبه انگار، منکه ندیدم نمیشناسمش
خوب حقیقتش اینه که من این طوری فکر نمی کنم


هنوز فکر میکنم یه مرد خوب و یه ازدواج خوب چیزیه که حالمو بهتر میکنه
تا داشتن دوس پسر
البته هر رابطه ای از یه جا شروع میشه
کلا دوست پسری که ختم به ازدواج بشه رو دوست می دارم
گاهی انسان همین که فقط افکارش رو سوای جنسیتش ، طبقه اجتماعیش ، سوادش حتی هر دسته بندی دیگری از سوی کسی تقریبا مثل شما جدای جنسیتتون ( مرد یا زن) مورد بررسی حتی به اجبار قرار می گیرد خوشحال می شود


بخدا ما پیر بشیم عقده ای می شیم
البته شما رو نمی دونم
دستت درد نکنه ج می دی
فدای ج
بازم متذکر شم سوای جنسیتت ممنونم
دنبال این نیستم که جنس شما چیست
فقط از سنگ نباشه
کافیه .....
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
سوای جنسیتتون.
اه
من تحت تاثیر قرار گرفتم
. . .
بزهایی در تویله هایی زندگی می کنند که پر است از گوسفندهای سر به زیر وگاو وخر هایی که به تنهایی ده تا مرد تهرونی رو حریفند . چه شیرهایی که از سینه های سفید ومرمرین این گاوها تحویل جامعه که نشده است . .. ولی همیشه این بزها هستند که به خاطر ذهن بلند پروازانه ای که دارند در هرجا حتی همان تویله در جایی بلند تر از جاهای دیگر تویله مثلا بالا ی آخورها یا بالای دیوارها ی مرزی داخل تویله زندگی می کنند ... خصوصیات واخلاق منحصر به فردشان آنهارا حیوانات جالبی نسبت به سایر هم تویله ای هایشان کرده است . حتی بدن خوش استیل و ورزش کارانه اشان آنهارا نسبت به گوسفندان خپل و گاوهای فربه وحتی الاغ های صبور داناتر و زیرکتر نشان می دهد تا جایی که در سریال پر طرفدار پسر شجاع نقش دکتر به این حیوان تعلق یافت ....
در ادامه ودر آینده از نقش برجسته بز در فرقه ای مختلف از جمله فراموسونری چه حرفها خواهم گفت که شاخ در بیارید مثل بز
چ خوب نوشتی
این اطلاعاتو از کجا داری تو
برام جالب شد
چقدر میدی بزارم عاشق من شی؟
کوفتم نی می دم
سلام
جلل الخالق به اوستا فلان بهمانتون
یعنی چی ؟ مگه عشق و عاشقی زمان داره ؟
چه چیزااااااا
آنیما و آنیموسه قصه مون
حالا عاشق شدی یا نه؟ مهلتت داره تموم میشه ها
فک کنم یه دستاوردایی داشتم
یییییه چیزایی
هیچ حیوانی مثل بز نمی تواند درک کند موقع آب خوردن حتما باید از سرچشمه آب بخورد .بز بازی گوش ترین حیوان در گله است .فقط یه چوپان استرالیایی که خیر نگه داری بز را به لقایش عطا کردند می فهمند چقد مشکل ودر عین حال لذت بخش تر است . بز حس سر بودن را در چرا وخوردن گیاهان تازه و بلند نشین مثل آویشن کوهی و تازه ی بالا ی سنگها مثل مرزه وغیره حفظ می کند واز علفهای تر وتازه وفقط نوک گیاه را برای خوردن انتخاب می کند وخوردن علفهای پایین دست تلخ مثل بو مادران وعلفهای جون سخت وخاردار را به هم تویله ای هایش می سپارد البته نباید گمان کرد سایرین نفهم و تنبل می باشند نه بالاخره آنها بر حسب ذات وذائقه و گرایششان انتخاب می کنند وشعور شان محدود به همان جاست ..بز حتی در حرکت همیشه جلوتر از سایر حیوانات را ه می رود و مسیر را با توجه به تیزی در دویدن وبا توجه به تیزی هوش خود گاها برای چوپان نیز نشان می دهد من گاهی رام شدن بز توسط انسان را معجزه می دانم در کل یک بز بخرید ودر خانه نگه دارید
من با این حیوانات از نزدیک آشنا شده ام و سالها زیسته ام ویک روز گاو وگوسفندانمان را خواهیم فروخت
اوخی
چ خوب
چ باحال
چراغهای نفتی گاهی فیتیله هایشان یه موقع در اثر یک اشتباه کودکانه چه توسط یک بزرگتر چه به وسیله ی یه بچه بازیگوش تنها در خونه بجای بالا دادن برعکس پایین می اومد و می افتاد تو نفت دان چراغ بچه بودم یه بخشی از کتک هایی که می خور دم به خاطر همین کار بود ... بایست انگشت یا یه وسیله ی دیگر رو می کردیم تو ش تا فتیله رو در بیاریم همین اتفاق برای چراغ خوراک پزی هم اتفاق می افتاد اون دیگه واویلا بود ...الانم یادم می افته گرمای سیلی مادرم رو پشت گردنم حس می کنم کاش اون موقع هر روز فیتیله تموم چراغها رو می کشیدم پایین تا همیشه پشت گردنم گرمای سیلی مادرم رو از یاد نمی برد ...
تو ای بال پر من ، رفیق سفر من
میمیرم اگه سایه ات نباشه رو سر من
بسیار زیبا نوشتی اوستا
من که از این کامنتهای بزانه عشق وبز را قاطی کردم حالا باید عاشق بز بشی؟ یا عاشق کسی که مثل بز بهت زل میزنه
یحتمل هیچ کدام از این گزینه ها
برات آرزوی موفقیت می کنم!!!
پروانه جان سلام
بالاخره قصه آنیما و آنیموس رو فهمیدی یا که بیخودی هزینه کلاس هدر رفت!!!
فهمیدم
هدر که نمی ره
خودم دارم هدر می رم بوخودا
یه موقع خودت چیزی ننویسی
هی هی بخند
...
اشتباه میکنند بعضیها
که اشتباه نمیکنند!
باید راه افتاد،
مثل رودها که بعضی به دریا میرسند
بعضی هم به دریا نمیرسند.
رفتن، هیچ ربطی به رسیدن ندارد!
"سیدعلی صالحی
آقا از کجا به کجا رسیدی؟
بزا رو ول کردی به امون خدا ینی؟
عاشق شدن خوبه، مخصوصا اگه مال موقعی باشه که آدم حالیش میشه وگرنه عشق های بیست سالگی بیشترشون به هیچ جا نمی رسن!
ازدواج هم خوبه به شرط این که آدم ازش توقع بیجا نداشته باشه و بتونه به تکراری شدن اش عادت کنه!
کلا همه ی روابط انسانی اگر کمی عقل توش باشه خوبه دیگه!!
بسیار باهات موافقم خانوم سحر
توقع زیادی و بیجاست که خیلی از این موضوع ها ک ازش اسم بردی رو به خاک سیا نشونده
سلام
ولی همین که دستاوردهایی داشتی خوشحالم
دیر رسیدم و نمیتوانم کمکی بکنم
ای جون

دستاوردام به خاک سیاه نشست رفیق جان
سلام مجدد


خـب این هم خوبه دیگه
دستاوردی که قراره به خاک سیاه بنشیند همان بهتر که زودتر بنشیند تکلیف آدم مشخص شود
اره والا
قربون دهنت
اولش اما درد داره
ب خدا
دوست نازنینم؛سلام [ ترجیحاً تصور کنید با سری فروهشته و کلاهِ برداشته]

خب میدونی.. راستش "یه هفته" زمانِ( نه وقت) اُکازیونیه برای این منظور نظرگیر. فرازتر از میزان نیاز، اگه در راستاش قرار بگیری!! کار اونجایی بیخ پیدا میکنه که راستای عشق، بی راستاییه!
از آب گفتین، آب هست ولی کم هست! خیلی کم هست! (خدا تکثیر کنه).
بی حقّه و تکلف بگم، حق به تمامی سمت شماس. امان از این هفته های بی در و پیکر، خاصّه که آخِر به خیر نیز نشوند.
درد بی عشقی از شما دور، فرسخ ها/
با آرزوی بهترین فولان ها و بهمان ها.
دم شما گرم
سرتون سلامت