
نامه ی زیر در صفحه آزادی های یواشکی که توسط م . ع اداره میشود به اشتراک گذاشته شده است که خواستم لذت خواندنش را با شما به اشتراک بگذارم
این یک نامه معمولی نیست، یک شرم نامه است!
این نوشته قطعا مربوط به همه مردان نیست اما روایت یکی از مردان این صفحه است که به اشتراک گذاشته می شود به همراه عکسی که زنی دیگر از ایران فرستاده است:
لعنت به تربیتی که به من آموخت که مرد برترست، چرا وقتی بچه بودم و میخواندم" پسرا شیرن مثل شمشیرن، دخترا موشن مثل خرگوشن" هیچکس به من نگفت نه اینطور نیست،چرا وقتی به خواهرم گفتم که " لباست رو عوض کن یا آرایشت رو کم کن!! " مادرم نگفت تو در کار خواهرت دخالت نکن، به تو ربطی نداره!!! چرا وقتی به خواهرم گیر دادم که با کی داری حرف میزنی؟ پدرم نگفت پاشو برو گمشو و به کار خودت برس و در عوض حمایتم کرد!!چرا مادرم به خواهرم گفت تا این وقت شب کجا بودی در حالیکه ساعت ۸ شب بود ولی وقتی من ساعت ۲ صبح به خانه میآمدم, هیچی نمیگفت؟چرا وقتی با خواهرم بحثم میشد مادرم به خواهرم میگفت به برادرت بی حرمتی نکن ولی هرگز به من نگفت که به خواهرت بی احترامی نکن!! !! چرا وقتی یک زنی که از شوهرش کتک خورده بود به مادرم یا دیگر زنان خانواده پناه آورده بود، مادرم، خالهام یا عمهام میگفتند: حالا شوهرت یک سیلی هم زد، مرد است دیگر!! و من آموختم که میتوانم بزنم چون مردم دیگر !!چرا همیشه خواهرم باید حتی در خانه مواظب لباس پوشیدنش میبود تا مبادا که من تحریک شوم!! لباس تنگ نپوشد تا مبادا که بر آمادگی رانهایش مرا تحریک نکند!! و چرا مادرم همیشه کیف خواهرم را میگشت آنهم در مقابل چشمان من، به راستی دنبال چه بود؟ حرفهای عاشقانه، حرفهایی که حتی خودش(مادرم) هم نتوانسته بود بزند و نمیخواست که دخترش نیز از آن حرفها بزند؟!چرا به من میگفت که دنبالش بروم و من آموختم که باید مواظبش باشم، باید شکاک باشم!! چرا مادرم شده بود عامل اجرای دیکتاتوریهای پدرم و چرا آنگونه مسخ شده بود؟! مگر فراموش کرده بود که روزی خودش هم دختر بود، شاید حسودی میکرد که مبادا دخترش آزادی هرگز نداشته خودش(مادرم) را به دست آورد !! و من هر آنچه از بر خورد با یک زن آموختم از پدر و مادرم آموختم، یاد گرفتم که میتوانم زور بگویم، کتک بزنم، میتونم بگویم چگونه باش یا چگونه نباش، میتوانم برایش تصمیم بگیرم حتی برای کمترین حق از زندگی اش یعنی همان نفس کشیدن.شنیدم که مادرم در اعتراض خواهرم به اینکه چرا "او" یعنی (من -مرد) میتواند هر کاری دلش خواست را انجام دهد، گفت : "اون مرده و هر کاری هم که بکنه کسی براش حرف در نمیاره ولی این توئی که حرف پشت سرت زده میشه" و من یاد گرفتم که میتوانم در مورد دختران حرف بزنم. من یاد گرفتم که کلا یک زن چیزی شبیه شیطان است و حتی نقشی دیدم از صورت زنی،نصف زن و نصف گربه !! و به من گفتند که زن گربه صفت است.و من در کتاب خدا خواندم(قران) که ۲ زن میتوانند در مقابل قاضی شهادت بدهند در حالیکه برای مرد "یکی" کافی است !! و من آموختم که زن عقلش نصف مرد است!! حتی فهمیدم که دیه اش برابر بیضه چپ "من مرد" است!!من یاد گرفتم که دختر باید باکره باشد ولی من میتوانم هر کاری که دلم خواست بکنم و کردم!! من یاد گرفتم که میتوانم تجاوز کنم و حتی میتوانم از لحظه "تجاوزم" فیلم هم بگیرم و گرفتم "او" از ترس آبروی پدر و برادر و خانواده حتی نمیتواند شکایت کند و شنیدم که قاضی به دختری میگفت : چرا به گونهای لباس می پوشیدی که مردان را تحریک کردی؟ و آموختم که پس این تقصیر خود زن است به وی تجاوز میشود.!!در مدرسه در کلاس بینش اسلامی به این "بینش" رسیدم که موی زن اشعهای دارد برای تحریک من !! در مدرسه آموختم که آغاز تمام گناهان از زن است، در مذهب آموختم که "حوّا، آدم را گول زد در خوردن میوه ممنوعه" و من از بهشت رانده شدم بخاطر "او".و تو ای "زنی" که تمام اینها را میخوانی، ٔبر من زیاد خورده مگیر که من خود نیز قربانی ام، قربانی جهل و نادانی که گریبان سرزمین من و تو را گرفته است.خواهرم مرا ببخش که ندیدمت، دختری که در خیابان راه میرفتی و زشتترین حرفها را در قالب متلک از من شنیدی مرا ببخش، زنی که قضاوتت کردم مرا ببخش. نگاه هیز و دریده مرا ببخش. مرا ببخش که اجازه ندادم که باد از لای موهایت عبور کند که مبادا ایمان من ٔبر باد رود . مرا ببخش که در تابستان گرم و سوزان با آستین کوتاه و تی شرت، بدون هیچ شرمی از کنارت رد شدم، آری تنها رد شدم و هرگز نیندیشیدیم به اینکه "تو" چگونه تحمل میکنی این گرما را. مرا ببخش. به خاطر تمام مظالمی که از جانب من, "مرد" بر تو "ای زن" رفته است مرا ببخش.من نماینده مردان سرزمینم نیستم اما میدانم که بسیارند کسانی که اینگونه فکر میکنند و ما دست در دستان شما، کنار شما، "شریک آزادیهای یواشکی شما" برای تبدیل آن به "آزادی همیشگی شما" به امید آزادی و ریشه کن شدن جهل و نادانی و سنتهای غلط (ارادتمند همگی شما - مازیار بنی اسدی).
به امید انقراض مردان ترسویی که ضعف و ناتوانی خود را پشت جنسیتشان پنهان می کنند و مادران ترسویی که چنین مردانی می پرورانند.
مردان سرزمینی که من زندگی می کنم اصلا هم شبیه این آقای بنی اسدی نیستن !!!!
90% این طوری نیستن .
احتمالا ایشون هم اینطوری نیستن . اینها را تحت تاثیر فیلم های سیاه نمایی نوشته .
من خودم تو یه خانواده سنتی و مذهبی بزرگ شدم . اصلا اصلا هیچ یک از رفتارهای اشاره شده را ندیدم . تو فامیل هم ندیدم ، حتی از همسایه ها هم نشنیدم .
اما همه اینها را تو فیلم های سیاه دیدم ،
همه شناخت من از مردهای جامعه شناختی بود که از این فیلم ها بدست آمده بود ، اصلا مردهای اطرافم را نمی دیدم . می گفتم مرد اونیکه تو فیلم بود یه موجود وحشتناک .
برای همین هم نمی تونستم با هیچ مردی یک رابطه سالم برقرار کنم ، همش فکر می کردم می خواهد سو استفاده کنه !!!!!!!
تا اینکه رفتم روانشناس گفت تو از اعتماد کردن به مردها می ترسی !!!!!!!
این شناخت ، از فیلم ها و توصیف های مردهای خیالی بدست
آمده !! نه مردهایی که در اطافم زندگی می کنن
می خواین اعتراض کنین ، اعتراض کنین . این قوانین رسمی کشوره باید عوض بشه .
لطفا سیاه نمایی نکنین ، از اونور بام می افتین
این رشته سر دراز دارد خواهر جان عمق ریشه خیلی بیشتر از این هاست که بشه یک شبه یا حتی هزار شب درستش کرد
به نظرم همین اشاره شدن ها و مطرح شدن ها میشه جلو ناثواب بودنشو بگیره
همین که بخونی
ته ذهنت باشه هم بسه
در ضمن این حرفا برای دهه 50 و 40 این حرفا بود الان دقیقن برعکسه.من دقیقن تو خیلی خانواده ها برعکسشو دیدم مادرایی را دیدم که پسراشون حتی تو خونه اجازه ندارن رکابی بپوشن اما دختراشون هر جور دوست دارند می پوشند، اجازه ندارند 11 به بعد بیان خونه اما دختراشون اشکال نداره البنه این شاید تو دلشون نباشه اما از دخترا شون می ترسن. در ضمن احترام و محبت و خوشبختی و مردم داری همون دخترا با این دخترا قابل مقایسه نیست. البته مدلی هم که شما مثال زدید هستند حرفای شما برای اون مدل سنتی قابل قبول امیدوارم که این جماعت بتونن صداتونو بشنون.
همین که بعضی از آدمهای این جامعه بفهمن و طرز فکرشون رو عوض کنن قدم خیلی بزرگیه امیدوارم این شعور مثل یه بیماری مسری هر روز تعداد مبتلایانش بیشتر بشه :)
دقیقا
همین مهمه
واقعا متاسفم واسه این آقا و بیشتر واسه خودمون خانمها که ایشون اینقدر نرم و نازک داره مخ خانمها رو می زنه واسه رواج بی حجابی و بی عفتی
واقعا دیگه مردانی نیستند که متجاوز باشند؟ پس این آمار جهانی که راجع به زنان و دخترانی که بهشون تجاوز شده چیه؟
واقعا دیگه دخترا هر جور دوست دارن می گردن و هیچکسم هیچی نمی گه بهشون؟
اون جامعه ای که تو فیلما دیدیم یعنی نیستند؟ فقط سیاه نمایی بوده؟
یعنی دیگه این جمله شنیده نمی شه که: اون پسره. پشت سرش حرف نیست؟
درسته یه جاهایی از این متن کم رنگ شده تو خانواده ها اما هست.
تازه اون دردهای عمیق که کلا سرجاشه.
خوش بحالت yagish که تو همچین خانواده ای نبودی. منم نبودم. با اینکه تنها دختر خانواده بودم و سه تا برادر داشتم هیچوقت هیچوقت بی حرمتی و بی احترامی بهم نشدو از گل نازکتر از برادرام نشنیدم.
اما مستند فیلم اون دختری رو دیدم که برادراش تو خیابون شلوارش رو درآرودن و جدول خیابونو تو سرش چند تیکه کردن.
و این واقعیت ها کم نیست.
و میزان آسیبی که اینجاد میشه از این باور چقدره تا سیاه نمایی ای که اگررررر بخواد ایجا بشه
موافقم سرن جان
و ممنونم برای نوشتن این کامنت
از خوندن متنش بغضم گرفت چقدر قشنگ بود
راستش من تو خونواده ای بزرگ شدم که مردان خونواده هیچ گونه ظلم و تبعیضی نسبت به من نکردند و جالبه حتی وقتی مادرم بخواد یکم سنتی فکر کن برادرم بهش یادآوری میکنه که این تفکرات برای قبله
ولی خیلی ناراحت میشم که بعضی دخترا حتی باید برای نیم ساعت دیر اومدن یا بعد تاریکی بیرون موندن جواب پس بدن
فضای سنتی جامعه ی ما این طور بوده و خدا کنه که نگاهمون و دیدمونو بهش تصیح کنیم
موفق باشی نانای عزیز
اصلا جالب نبود و پر از سیاه نمایی
چرا همین آقا با وجودی که تو این جامعه و خانواده ای که تعریفش رو کردن بزرگ شدن نگاهشون نسبت به زنها تصحیح شده ؟ چون از این قبیل نوشته ها حالا به یه نوع دیگه شاید خوندن و چون وجدان بیداری دارن تغییر رو پذیرفتن جایی که خیلی از ما زنا خیلی چیزارو از خودمون دریغ می کنیم .. خیلی کارت درست و به جا بود عزیزم لذت بردم .
ممنون ماه گل عزیز
من باور نمی کنم
باور نمی کنم که این همه کامنت از طرف خانمها باشه که منکر این مسائل باشن !
درسته بخش مربوط به خانواده ها کمرنگ تر شده اما واقعا جامعه دیدی که به خانمها داره معادل آقایون هست؟ یعنی ماها هیچ مشکلی نداریم؟ خیلی همه چی خوبه؟ یعنی الان هر کاری که برای آقایون عیب نیست برای خانمها هم عیب نیست؟ تجاوز نداریم؟ هیچ کس تا حالا براش پیش نیومده که مردی مزاحمش بشه و در جواب اعتراض یا شکایتش بشنوه تقصیر خودته با حجاب ناقصت؟ هیچ کس ندیده که دید جامعه نسبت به مردهای زن باز اینه که حداکثر میگن شیطونه !!! اما اگه دختری با یه نفر فقط یه نفر از روی احساس دوست باشه خراب و فاسد لقب بگیره؟ هیچ کودوم ندیدین که یه مرد به همسرش خیانت کنه و همه بگردن دنبال دلیلی که خانم حتما یه جاهایی برای آقا کم گذاشته و آقا بی تقصیره؟ هیچ کس ندیده که خانمی سالها دنبال طلاق گرفتن باشه و با اینکه از همه حقوقش هم گذشته باز نتونه طلاق بگیره اما مردها خیلی راحت بگن دوستش نداریم و دو سه جلسه ای طلاق بگیرن؟ هیچ کس ندیده مادری دور از بچه اش خون گریه کنه چون سرپرستی با مرده؟ خوبه من هم تو پایتخت زندگی می کنم وگرنه حس می کردم من تو یه جامعه روستایی دور از تمدن هستم و این فضا در شهرها حاکم نیست !
عزیزم
ممنون برای نوشتن همه ی این ها
منم همین قدر تکون خوردم با خوندن این کامنتا
شاید خوش به حال اونایی که اصلا تصوری ندارن از داشتن هیچ حقی و احترامی که اینجور نوشته ها خوابشون رو آشفته می کنه و "سفید نمایی" رو ترجیح می دن...
دقیقا سفیدددددددددددد نمایی
اینایی که میگن سیاه نماییه جز همون دسته از زنایی هستند که مثل کبک سرشون رو زیر برف میکنند تا حقیقت تلخ جامعه رو نبینند
این همه بی اخلاقی دور و بر ماست واقعا نمیبینین یا دلتون میخواد خودتون رو به اون راه بزنین
اگر مشکلی تو خانواده ما نبود یعنی هیچ جا نیست؟ واقعا که
متاسفم برای این طرز تفکر
موافقم مارال عزیزم
چون خوب نظر کرد پر خویش در آن دید, گفتا ز که نالیم که ازماست که برماست. حکایت پاک کردن صورت مسئله است که تعدادی از خانمها دچارش هستن. سیاه نمایی!!!!! واقعا شاید بعضی ها از آمار و اخبار بی خبرند. یا اینکه بی خبر باشند به نفعشونه ایضا"... به هرحال از خانم مسیح عزیز هم تشکر می کنم بابت اون فراخوانشون تو فیس و از شما هم هکذا :)
من که دلم می خواد بغلش کنم واسه اون حرکت عالیش
ممنون ناهید عزیز
سلام. خیلی خوبه که یه مرد پیدا شده که مرد باشه و عادلانه حرف بزنه.
راستی فصل قایم شدن تموم شد. حالا کامنت بذاریم تا دیده بشی؟
اره عززززززیزکم



خوب خوبم
ویل دورانت معتقد است بعد از جنگ جهانی دوم و همزمان با اتقلاب صنعتی ، به بهانه آزادی زن و در واقع برای سو ء استفاده از او ، مردانی که طالب حذف شرم و حیا بودند ، زنان را به عرصه فحشا کشاندند . درست شبیه حرفای این آقا . کسانی که خانواده های مرد سالار دارند یه تفکر غلط خانوادگی دارند اما قبول کنید که امروزه بعضی زنها در بی عفتی بیداد می کنند
دیگه الان کسی کسی رو کتک نمیزنه و کسی هم نمیشینه کتک بخوره! کسی هم نمیگه مرده یه سیلی هم زد فدای سرت. زنها و مردها به حقوقشون تا حدی آشنا هستند. خیلی از چیزهایی که ایشون نوشته خاطره ایست از اجداد ما و تنها به ایران محدود نمیشه. اما بعضی موارد هنوز تو ایران هست، مثل دیه و شهادت و آستین و ... .
فکر میکنم دیگه عصر متنهای احساسی سر اومده و مردم حرفی که سندیت داشته باشه بیشتر میپذیرند :)
خدا کنه همین طور باشه که شما فکر میکنید
عفت، حیا ... (که فقط هم کاربردش در مورد زن هاست)
چه کلمه های احمقانه ای
شاید همه این ها دیگه تو یه خانواده جمع نشده باشه. اما همه این ها هنوز توی جامعه هست
بله
هنوز هست
خیلی هاش
متن خیلی زیبایی بود و حقیقت محض
سیاه نمایی؟؟؟
من توی محیطی زندگی میکنم که تمام این حرف ها توش رواج داره
که زن های اطرافم به خودشون توهین میکنند که تمام این جمله ها کاملا توی زندگیشون هست
که من اجازه خیلی کارها رو نداشتم که برای ذره ذره ی آزادی که به دست آوردم تلاش کردم و با خانوادم مقابله
ولی میدونی عزیز من خوشحالم که توی خانوادم تابو شکنی کردم که الان خواهر کوچکترم آزادی خیلی بیشتری داره .
همیشه اولین ادما آسیب می بینن و بقیه اونایی که اون راهو میرن راحت تر از اون نتیجه استفاده میکنن
اما به هر حال یه نسل قرباین میشه
پلاله جانم... ممنونم بخاطر به اشتراک گذاریش... حس خوبی میده که بفهمی بالاخره هستن مردایی که بفهمن این ظلم ها نباید باشه... و پیش قدم بشن برای اصلاح
حس منم خیلی خوب بود
:)
@ ماه
مشکل ما از همین طرز فکر ناشی میشه که زن رو یه موجود مسخ شدهی بیاراده میدونیم که به حرف و سیاست به عرصهی فحشا کشیده میشه و برای جلوگیری از اون باید بهش دهنه و افسار زد و مهار و محدودش کرد.
ولی اگه مثل یه موجود انتخابگر و عقلانی به زن نگاه کنیم دیگه نه نیازی به اجبار هست نه نیازی به ترس از آگاهی و رشدشون.
باید قبول کنین تعابیری که شما از شرم و حیا و عفت دارین، مفاهیم مطلقی نیستن. شما نمیتونین خطکشی کنین که اینی که من میپسندم حیاست و اونی که نمیپسندم بیحیایی.
و البته اینم در نظر بگیرین که همهی این مفاهیم در نهایت انتخابی هستن.
ما چه بخوایم چه نخوایم این فرهنگ مریض ما بالاخره باید اصلاح بشه. فرهنگ غلطی که حتا به قبل از انقلاب و سالیان خیلی دور برمیگرده. هزار راه غلط رو باید بریم تا بالاخره راه درست رو پیدا کنیم. نباید از تغییر بترسیم. تغییر لازمهی رشده.
منم لذت بردم از خوندن کامنتت
ممنون
:)
از بعضی زن ها تعجب می کنم. واقعا یکی بیاد غضنفرو بگیره!
اینجاست که باید گفت از ماست که بر ماست. تا وقتی ذهن این خانم ها که این قدر راحت منکر حق و حقوق خودشون می شن تصحیح نشه چیزی عوض نمی شه.
من با خوندن این نامه اشک ریختم و دلم واقعا به درد اومد. با این که در خانواده ای بزرگ شدم که همیشه آزادی دخترها اگه بیشتر از پسراش نبود، کمتر هم نبود، اما نسبت به واقعیت های جامعه مون کور نیستم. تعریفم هم از پاکدامنی و انسانیت با تعاریف این خانم ها فرق داره.
خوشحالم ک برگشتی آنی عزیزم
منم با خوندن این مطلب اشک ریختم
و متحیر شدم از این عکس العمل ها
مثه اینه ک کسی. بگه آره
من حقمه ک اذیت بشم
ما سال 56خونمون بندر انزلی بود هر روز میرفتیم ساحل زنایی رو میدیدیم که لخت فقط دوتیکه لباس یا بامایو تو ساحل افتاب میگرفتندمردا از کنارشون خیلی عاد ی میگذشتن ولی الان زنا نوک دماغشونو میگیرن مردابیشتر میرن تو نخشون حریصتر شدن انگار البته من خودم چادری هستم ولی اجبار درحجاب رو قبول ندارم همین دیشب تو میدان شهر یه زن محجبه رو نمدونم یه اقا جه کارش کرده بود که داد میزد کثافت مگه خودت خواهر مادر نداری با گوش خودم شنیدم که مردا میگفتن کرم از خودش بوده خدایا زنهای بی دفاع این مرز وبوم را به تو میسپارم
دقیقا
این همون چیزیه ک ما نیازمندشیم
عاشق اونی شدم که نوشته سیاه نمایی

اینا همونان که سرشون رو کردن زیر برف و دنیاشون خیلی سفید به خیال خام خودشون فقط از خیلی چیزا بیخبرن و اگه بخوای کله شون رو از زیر برف دراری تا چشاشون وا شه میشه سیاه نمایی
کاش اون بود
اوناااا
سلام
با خیلی از جاهای این به اصطلاح نامه موافق نیستم
با اونجاش موافقم که نباید به زن یا مرد فرق نمیکنه توهین کرد و به خاطر جنسیتش که اصلا دست خودش نبوده مورد تمسخر قرارش داد
اما ....
یه چیزایی دستور خداست
ما هم جای خدا نیستیم
جنس زن ویژگی های خودشو داره
جنس مرد هم ویژگی های خودش
اینکه در یه سری از قوانین به ظاهر به نفع مرد هست دلیل بر برتری مرد نیست به زن نیست
تنها عامل برتری انسانها نسبت به ایمانشونه همونطور که توی قرآن گفته
اینکه خانمها بکارت دارن و آقایون ندارن
مجوزی برای گناه کردن آقایون نیست
هرکی گناه کنه چه بی بکارت چه با بکارت دائمی
مجازاتشو میبینه
مجازات تمام گناهان برای همه یکسان
چرا اونجاهایی که خانمها از انجام عبادت مستثنی شدن اعتراض نمیکنید؟
چرا اونجا که زنها از جنگ کردن منع شدن اعتراض نمیکنید؟
چرا اونجا که زنها مسئول خرج و دخل خونه نشدن اعتراض نمیکنید؟
یکم انصاف داشته باشید
و ویژگی های خودتون رو دلیلی بر بی عدالتی ندونید
مثل این می مونه منکه مرد هستم
بگم خدایا من چرا نمیتونم مادر بشم این چه بی عدالتی بود که در حق من کردی!!!
یا بگم چرا من نمیتونم مثل زنها زیبا و طناز باشم آخه این چه بی عدالتی بود کردی!!!
اینکه زنها بکارت دارن و باعث میشه گناه نکنن واقعا چیز بدیه؟
یعنی دوست داشتین بکارت نداشتین و به قول خودتون مثل آقایون هر غلطی دلتون خواست میکردین؟
خنده داره که حتی در غلط کردن هم فکر میکنید بهتون ظلم شده و شما هم باید مثل آقایون غلط میکردین!
مطمئن باشین اگر حجاب دستور خدا بود من اولین مردی میبودم که چادر سرم میکردم و مطمئن باشین اگر حجاب دستور خدا نبود من اولین مردی میبودم که روسری از سر مادر و خواهرم بر میداشتم
اصلا صحبت سر تحریک شدن یا نشدن من نیست
صحبت سر خواست خداست
اگر چیزی دستور خداست و شما به عنوان یه زن بهش انتقاد دارید این به این معنیه ضعف خودتون رو پذیرفتین و در واقع دارید به زن بودن خودتون اعتراض میکنید
اما اگر چیزی دستور و ساخته خود انسانهاست و شما بهش اعتراض دارید اون میشه در موردش بحث کرد
در مورد دستورات خدا بحثی وجود نداره
این نامه هم ایشون نوشته تا خودشو پیش فمینستها شیرین کنه و افه روشن فکری بزاره
متاسفانه مد شده هرکی میخواد روشن فکر بشه به دین و دینداری فحش و بد و بیراه میگه
خبر نداره که این کار عین تاریک فکری و حقارتشه
واقعن سیاه نمایی در چه حد؟ ما الان مثل کشورای غربی هستیم که اولویت اول بچه ها و بعد زن ها هستن. کسی بهمون چپ نگاه کنه 911 رو میگیرم میان میبرنش اونجا که عرب نی انداخت.
به نظرم یا من ایران زندگی نمیکنم جامعه ای که میبینم جامعه ی ایران نیست. یا بعضیای دیگه!
البته ممکنه با ماشین زمان چند صد سال اومدن عقب دارن وضعیت اون موقع رو شرح میدن.
moteaser shodam
سیاه نمایی کجا بود اینا همه واقعیت جامعه ماست که هرگز عوض نمیشود
جامعه منم همین جاست . ..
سیستریک عزیز من اعتقاد به افسار زدن به دهن زن ندارم که خدا رو شکر امروزه ما زنها افسارهای بسیار محکمی بر دهان مردها زدیم ، من از شما یه سوال داشتم که ممنون می شم جواب بدید حیا و عفت از نظر شما چیه ؟ بگید تا من از اشتباهم (به زعم شما) بیرون بیام . به خانم آنی دالتون محترم هم باید بگم من نه منکر حق و حقوق خودم می شم نه از اون زنهایی هستم که بشینم و تو دهنی بخورم ، خیلی زیاد هم تو اجتماع و خیابونها هستم در خانواده ای هم که این اقا گفته بزرگ نشدم اما به دینمون اعتقاد دارم و به قران و کلام خدا . من سرم زیر برفه ؟ آهای اونایی که سرتون زیر برف نیست آیا تو جوامع غربی که ازادی از هر نوعی وجود داره و برادر کسی بهش گیر نمی ده هیچ مشکلی نیست اونجا که مشکلات اخلاقی بیداد می کنه ...........
@ ماه
شما از شرایط اینجا لذت ببر عزیزم و حال کن
مطمین باش بهشت هم دربست به تو و امثال تو تعلق داره
بازم حرفی داری؟
ماه... ایکاش می تونستم بهتون بگم... اما افسوس.
افسوس!!!
سیاه نمایی نیست
یه واقعیت پنهانه..
دوس داریم مثل افراد مدرن بگیم نه ما همچین نگاهی نداریم ولی تو گوشه های ذهنمون مثل چراغ کوچک چشمک میزنن
موافقم
خانم مارال محترم نه من در مورد بهشت صحبت کردم نه تقسیمش دست شماست ، خانم یا اقای سپیدار هرگز افسوس نخور هرچی دلت می خواد بگو مارگزیده جان شما هم افسوس نخور و بگو
نمی تونم بگم ماه. یه روزی شاید نوبت گفتن امثال ما هم برسه. اما امروز، مجبوریم سکوت کنیم. وگرنه...
من کلن خیلی از این صفحه آزادی های یواشکی خوشم نمیاد چون واضحه هدفش چیزه دیگه ایه، سیاسیه و متاسفانه این روزها هرچی سیاسیه مردم رو به بازی میگیره! چه از موافقین خط بگیره چه مخالفین
اما به شددددددت با حجاب اجباری مخالفم!! مگه خود خدا نگفته " انا هدیناه السبیل، اما شاکرا و اما کفورا" ؟؟
وقتی راه رو احبار کنیم دیگه این آیه قرآن چه معنی میتونه داشته باشه؟ کمااینکه من هنوزم شک دارم حجاب داشتن همون راه راستیه که خدا میگه :)
منم دقیقا با این قسمت احتیار موافقم!
کاش . . .
بچه تر که بودم دوست داشتم برم مسجد رفتم برا نماز مغرب و عشا و صحبت های اقای اخوند. همش از شرم و حیا می گفت و نهیب اش به زن ها بود من هم از پشت پرده ای که زنانه را از مردانه جدا میکرد بدون اینکه حتی بتوبنم صورت حاج اقا را ببینم فقط گوش میدادم چند بار حرفاش انقدر به همم ریخت که خواستم اعتراض کنم اما فقط پرده حائل روبرویم بود اعتراض به کی؟!!!
دیگه مسجد نرفتم از اون جای تنگ و دراز پشت پرده که به زنانه اختصاص داده بودند و اون سالن مجلل با لوسترهای بزرگش که مخصوص قسمت مردانه بود تبیض اشکار بود دیگه چه حاجتی به اعتراض بود یعنی خانمهایی که اینها را سیاه نمایی می دونید تا حالا مسجد نرفتید هیچ وقت فکر نکردید در نمازها یا مراسم احیا قسمت خانمها یه گ.شه کوچک از خانه خدا است؟!!!!
راست میگی النازی
همیشه مسجد و شبستان و . . . فقط مال مرداست
یه پرده کلفت و یه جایی که یا رو طبقه است یا زیر زمین مال خانوما
:(
امروز یه بنر دیدم روش نوشته بود محجبه ها فرشته اند !!! گفتم حتما ما هم که از چادر اجباری بیزاریم شیطان
چ فرهنگ سازی ای هم
سلام
ای کاش میشد گوشه ای از این دردها را به آن عده ای که دم از سیاه نمایی می زنند نشان داد! شما به هر دلیلی آگاهانه یا ناآگاهانه دارید آتش بر خرمن نادانی و سوءاستفاده جامعه از این بی عدالتی می زنید... اگر ذهن بی طرفی داشتید می تونستم نمونه های بیشماری در همین تهران نشانتان دهم. بد نیست کمی در مورد قتل های ناموسی، خودسوزی زنان و.... در همین کشور بدانید. البته هیچ انتظاری وجود ندارد که با حرکت های اینچنینی بعضی از زنان از خواب خرگوشی بیدار شوند چون هنوز الفبای حقوق خودشون را نمی دانند و هرچیزی که بهشون تلقین شده را بدون فکر می پذیرند.
این قصه سر دراز دارد.....
ممنون سروین عزیزم
برای نوشتن این کامنت
همه چیزی رو که نوشتی درک کردم با جون و دل قبول دارم
کاش کمی به خودمون بیاییم
خدایی فوق العاده بود.انقدر قشنگ بود که نتونستم بغضمو نگه دارم.
مازیار عزیز مواظب باش کشته نشی عزیز ، حقیقتهایی که گفتی وقتی میخونی تصویر واقعی همه نوشته هایت روبرویم بود ، واقعیاتی که نوشتی حقیقت محض است
موافقم
فقط قوانین جامعه نیست که حجاب رو تحمیل میکنه برخی از خانواده ها هستند که از این قانون ها بدترند نمونش خانواده خود من که 2-3 سال با من دعوا داشتند سر اینکه من باید چادر بپوشم حتی با اینکه حجابم هم کامل بود بدترین قسمتش هم این بود که اگر دختری در سن من میدیدند که چادر داشت اون رو تو چشم من میزدنند و حتی به من بی احترامی میکردند.واقعا دیگه خسته شدم از این نوع تفکرشون...................