ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
از ترم اول دانشگاه با فرزانه همکلاسی بودم، بعد از یک ترم کنتاک و شاخ و شونه کشیدن برای هم و عرض اندام سرانجام با تمام قوا با هم دوست شدیم و دست آخر شدیم بهترین دوست های هم ک همیشه اوقات کلاس ها و نمایشگاه و فستیوال ها و . . . را با هم می رفتیم و با هم کلی خوش بودیم. اندازه هم بودیم اصلا!
تا وقتی کارشناسی مان تمام شد، من برعکس فرزانه نتوانستم شهریه ی آن چونانی ارشد دانشگاه آزاد را پرداخت کنم و اگر چه الویت معدل برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد بدون کنکور را داشتم اما رفتم دنبال کار کردن و فرزانه رفت تا فوق لیسانس بخواند
خیلی اتفاق ها افتاد و همیشه در پستی و بلندی روزگار و بعد از بیست بار شماره عوض کردن هر کداممان آخرش ما هنوز با هم دوستیم
پریروز ها فرزانه و پسری ک تقریبا یک سال است همدیگر را میشناسند ب عقد هم در آمدند!
پیش تر ها زیاد با همدیگر خانه ام آمده بودند و در واقع از وقتی ک با هم بودند دیگر دیدن دوستم بی همراهی پارتنرش در واقع خیلی سخت و تقریبا غیر ممکن شده بود و ب همین سبب شناخت نسبی ای از آقای داماد داشتم.
عقدکنان همین پریزو تر ها بود و من مثل یک ادم دردمند رفتم و خوب می دانستم دردم چیست... درد من این بود که می دانستم! می دیدم . . .کمی آن ور تر از فردا را می توانستم ب وضوح ببینم
میدانستم و خیلی سعی کرده بودم لای دستمال حریر و در ابهام حالیه دوستم کنم ک بابا عجله نکن! الان وقتش نیست، راه را داری اشتباه می روی، اگر این ادم آدم زندگیت هم باشد الان با این فرمول داری اشتباه می روی ، میروی تو دیوار جان جانم، شیرینم . . . اما همیشه تا بوده چنین بوده ک وقتی خودت تو گود باشی نمیبینی! و آن چنان نمی بینی ک حتا حاضر نیستی بشنوی!
اشتباه است ک میروی ک رنگ و حتا مدل لباس عقدت را او انتخاب کند اما تو برای انتخاب رنگ کراواتش ک با تو ست باشد هم باید اصرار کنی . . .
اشتباه است ک والدین تو مراسمی در حد عروسی برای عقدت ترتیب بدهند و بعد او در گوش تو زمزمه کند ک کم کم به مامان اینا از فکر عروسی بیان بیرون
اشتباه است ک خانه پدری ات میدان ونک باشد و خانه ی شوهرت انور آزادی
اشتباه است ک ب خودت حق ندهی ک دلت بخواهد، دلت بخواهد لباس سفید بپوشی و دسته گل دستت بگیری و سوخوش باشی
اشتباه است ک منتظری بعد از گرفتن فوف لیسانس هنر او تو شرکت کامپیوتری شان برایت کار جور کند
اشتباه است ک پدرت با این دامادش مثل تخم دو زرده رفتار میکند
اشتباه است ک برای اینکه خانه دوستت بیایی در معذوریتی
اشتباه است ک مدل ماشینتی را ک با هدیه های عقد خریدید او معلوم می کند
اشتباه است ک یک کلام شده ای هر چی تو بگویی!!!
بعد فکرش را بکنید برای من چقدر درد داشته باشد خوب است، ک ب چشم میبینم کسی سوار همه ی این نقطه ضعف ها بشود و بتازاند تا خود خدا
پرپیشب شام دعوتشان کرده بودم و وقتی کنار هم نشته بودند مثل ننه بزرگ هایی ک قربان قد و بالای نوه نتیجه هایشان می روند قربان جفتشان رفته ام و برایشان ارزوی خوشبختی کردم و از ته ته دلم ارزو کردم ک خدا کند ک همه ی این ها توهمات من باشد، خدا کند ک همه چیز خوب و خوش باشد
خدا کند همه چیز خوب و خوش شود خدا کند خوشبخت شوند خدا کند روبروی آن دختر دیوار نباشد انسان باشد .
پری عزیزم
لطف مستمر می شود حق مسلم
کاش لای آن دستمال حریرت را کمی پس بزنی نه به خاطر اینکه افکارت را خدای ناکرده تحمیل کنی
بخاطر کنترل رفتار دوستت که کمی خوبی نکند و باز خوردش راببیند
خدا کند من و تو و همه آنهایی که از این نوشته فردایی را چون من و تو میبنند اشتباه کنیم نازنینم
خیلی خواستم بگم
نشنید
اصلا گوش شنیدن نداره
زندگی سخت شده پری جان. اگه خانومه هم بخواد راه نیادخیلی سخت تر میشه. ولی از حق نگذریم آقاهه هم دیگه زیاده روی کرده هاااااا. من هم مثل همه براشون آرزوی خوشبختی میکنم.
خانومه الان داره راه میاد ب نظرت؟ ینی چی آخههه
هنوز شروع نشده را اومدن و تحول؟
:0
موقعیت سختیه . دل آدم ریش میشه . بیا دعا کنیم بلد باشن با هم کنار بیان . نیمه راه خسته نشن . بزرگ بشن . یاد بگیرن چطور از عشق به دوست داشتن برسن . وقتی کار به اینجا میرسه فقط باید دعا کنی و به معجزه ایمان داشته باشیم
دعا میکنم
اگه بشه . . .
خدا کنه.
امیدوارم فرزانه بتونه اول خودشو بعد این اوضاعو سروسامون بده. و اگه عروسی دوست داره و نگیره مطمئنم که پشیمون میشه و تا اخرش همسرش رو نمی بخشه. سر یه چیزایی نباید کوتاه بیاد که داره میاد. و اگه این بشه عادت همسرش، ترک دادنش خیلی سخته. خدا کند به آرامش برسند.
میدونی . . . دعا میکنم
اما باز هم می دونم
:(
نمیشه
منم آرزو میکنم آقای داماد همه این آوانس دادن ها رو قدر بدونه اما متاسفانه همیهش گفتم که محبت که از حد گذشت نادان خیال بد کند...
چه میشه کرد وقتی تا کسی خودش تجربه نکنه از دیگران درس نمیگیره
خوبی ک ازحد بگذرد . . .
می دونی دیگه
یکی از بیشترین چیزایی که منو آزار می ده اینه که خانواده های ایرانی اینقددددرررر قربون صدقه دامادشون می رن! :| انگار مثلا خیلی لطف کرده اومده دخترشون رو گرفته :|
.
همین جوری گفتم اینو چون در برابر بقیه حرفات واقعا حرفی ندارم! امیدوارم وضعیتشون همین طوری نمونه :|
اخ دقیقا دختر
لطف کرده دقیقااا
امیدوارم خوش باشند عزیزم
اما دل من هم میگوید این رفتار نتیجه اش شیرین نیست و به آنجایی می رسد که نباید
خصوصا با تربیتی که مردان و پسران ایرانی در فرهنگ ما در خانواده هایشان میشوند
در این بازی کم کم آن خانم مرده این به حساب می آید که باید هرچه همسر می گوید قبول کند و اصلا وظیفه اش قبول کردن است
با توجه به رشته ام از اساتید موردهایه زیاد این چنینی دیده ام
اما باز امیدوارم نتیجه اش چیز دیگری بشود
اخ اخ اخ
من چ کار کنمممم آخه
میدونم شیرین نیست
برای دوستم چ کنم؟
:((((
kash zendegi dogmet reset dasht ! ;motasefaneh fekr
konam pishbinitan dorost az ab darbyad
کاش ک داشت
معمولا وقتى عاشقى منطقت رو از دست میدى ومتاسفانه وقتى چشم آدم باز میشه که دیگه طرف رو نمیشه ازون بالاها کشوند پایین
وقتی عاشقی گوش نداری
وقتی فارقی دستی برای جبران
سلام
انشاالله که خوشبخت بشن
ولی
باج دادن تو هر زمینه و هر شرایطی
نتیجه نخوشایندی خواهد داشت.
سلام
من با همه اش موافق بودم .. ولی با ونک و ازادی نه .. :)
خانواده های اصیل زیادی رو میشناسم که بالاشهر زندگی نمی کنن .. و خانواده های تازه به دوران رسیده ای رو هم می شناسم که بالاشهر زندگی میکنن .. البته واقعا ونک دیگه داره به مرکز شهر تبدیل میشه .. اینقدر که تهران بزرگ شده ..
امیدوارم بهترین ها براشون رخ بده ..
عکسش ک زیاد صادقه
مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید میترسه....
اینقدر انرژی منفی براشون نفرست...
زندگی دیگرانو با زندگی قبلی خودت مقایسه نکن!!
عاشق اسمت شدم
ها ها
پری جان .ای کاششششششششششششششششش که هرگز پشیمان نشود. شما نکات بسار خوب و دقیقی رو بیان کردی .افسوس که فعلا انقدر در گیر عشقه .که حقایق رو نمی بینه . خدا کنه بامداد خماری دیگر نوشته نشه
آه ه ه
:/
با تمام اشتباه است هایی که گفتی کاملا موافقم...
با همه اش
فقط امیدوارم خیلی زود بفهمه اشتباه داره می کنه...
اونقدر زود بفهمه که سفید شدن تار تار موهاش جلوی چشمش نباشه...
اونقدر زود بفهمه که معده درد نگرفته باشه
اونقدر زود که مشکل قلبی نداشته باشه
اونقدر زود که با قرص خواب نخوابه...
امیدوارم زود بفهمه
های های فرشته . . . داغ دلمو تازه کردی دختر
خوب کردی در پرده و لفافه حرفت رو گفتی پروانه جون
ممکن بود اگر واضح عنوان می کردی برداشت و برخورد دیگری با تو می کرد
من دوستی داشتم که وارد رابطه ای شد و من به وضوح میدیدم داره ازش سوء استفاده میشه و نتونستم در لفافه حرف رو حالیش کنم با مثال و نمونه های سوء استفاده ای که پسره انجام میداد و به وضوح براش توضیح دادم اما خوب فکرکرد دارم به خوشبختیش حسودی می کنم. و نظر منو برای پسر مورد نظر عنوان کرد!! و تقریبا رابطه امون قطع شد. یکسال بعد از دوستی مشترک شنیدم آقا کل پس انداز دوستم رو بالاکشده و رفته!!!
اما امیدوارم این مورد فرزانه پایانی شیرین و متفاوت داشته باشه
آمیننننن
ترسوندیم
آخ پروانه
آخ آخ آخ .........
تو خود حدیت مفصل بخوان از این آخ ها ........
خیلی هم خوانا
حالت رو درک می کنم....گاهی ادم هیچ کاری نمی تونه بکنه و این خیلی بده....کاش که واقعا خوشبخت باشن...کاش یکی دیگه حداقل بهش بگه تا حالا که عقد کردند کم کم رابطه شون رو اصلاح کنند تا به جاهای باریک نکشه.....شاید اثر کرد
تا جای باریک رو چی تعبیر کنی
سلام فقط می تونم بگم برای خوشبختیشون دعا می کنم .
سلام عزیزم .
دوره و زمانه بدی شدی همه چیز خیلی سخت شده . من هم تو عروسی خیلی از دوستام و دخترای فامیل همین خیالا رو می کردم و می کنم . احساس می کنم تواین دوره زمانه هم خیلی از دختران هم خیلی از پسران دارن حیف و میل می شن ...............
ولی بعضی وقتا که خودم تو شرایط و محدودیتهای زندگی مجردی در خانه پدری و مسائل و مصائب خانواده گیر میوفتم می گم شاید همونایی که من فکر می کردم تصمیم های اشتباهی گرفتن الان آب خوش بیشتری از گلویشان پایین میرود
هی وای من
یک موقعی خبر ازدواج که شنیده میشد همه میگفتن مبارکه وبه سلامتی وبعدشم حرفهای خوب خوب میزدن الان متاسفانه بانگرانی وناراحتی میگیم مبارکه بعدش هم خداکنه ها وانشاالله ها را روانه میکنیم که این پیوند نامتقارن به کمک خدا ودست خدا سرانجامش خوب بشه.شدیم مردم خداکنه وانشاالله.امیدورام فرزانه هم زودتر بفهمه وچشماشوبازکنه.
ایشالله
Kash e nafar parsal in moghe in harfaro be man mizad:( kash pari
عزیزممممم
سلام دوست عزیز - اگر تمایل دارید تا با 250 سایت در مدت 24 ساعت تبادل لینک داشته باشید لطفا به سایت ما سری بزنید
بعضی از مواردی که گفتی به نظر من اشتباه نیست. مثلا عروسی نگرفتن (چون بستگی به شرایط مالی زوج داره و برای بعضی دخترها اونقدر ها هم مهم نیست) یا کار جور کردن یا انتخاب مدل ماشین (چون اطلاعات آقایون معمولا در این موارد بهتره و میتونن انتخاب بهتری بکنند)...نمیدونم شاید پسره داره در مواردی سو استفاده میکنه که باعث میشه شما احساس کنی همه این موارد اشتباهه.
چیزی ک ب نظر من اشتباهه اینه ک پسره واسه براش عقد بگیرن
بعد ب عروس بگه برو به مامان بابات حالی کن ک من نمیتونم عروسی بگیرم
اگه می خواستی نگیری چرا از اول جلو همه طرح نکردی؟
شاید.. گاهی ... این تصورات اشتباه در بیاید..
شاید
امیدوارم
این جور ادما کمتر پیش میاد تغییر کنن. مگر اینکه از اول خودتو بهشون نشون بدی, کهههه: نه باباااااا این خبراا هم نیست . من 2 بار کوتاه میام تو هم باید 3 بار کوتاه بیای ...
ایشالا خوشبخت بشن.
ﺑﻪ ﻧﻆﺮ ﻣﻦ اﺷﺘﺒﺎﻩ ﺯﻳﺎﺩ ﻫﺴﺖ ﻭﻟﻲ. ﻛﺎﺭ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺭﺳﺘﻪ ﻭﻟﻲ ﺧﻮﺏ ﻫﻤﺴﺮﺷﻢ ﺯﻳﺎﺩﻱ ﻣﻴﺘﺎﺯﻭﻧﻪ! ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺑﺎ ﻣﺮﺩا ﻳﻌﻨﻲ ﺑﺎ ﭘﻨﺒﻪ ﺳﺮ ﺑﺮﻳﺪﻥ اﮔﻪ ﺧﻮﺩﺗﻮ ﻣﻂﻴﻊ ﻧﺸﻮﻥ ﻣﻴﺪﻱ ﻧﺒﺎﻳﺪ ﻏﺼﻪ ﺑﺨﻮﺭﻱ ﭼﻮﻥ ﻣﻴﺪﻭﻧﻲ ﻳﻪ ﺟﺎﻱ ﺩﻳﮕﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﻏﻮﻝ ﺑﻲ ﺷﺎﺥ و ﺩﻡ ﻫﻢ ﭼﻴﻦ ﻧﺮﻡ ﺷﺪﻩ ﻛﻪ ﺷﻴﺸﻪ ﻋﻤﺮﺷﻢ ﺩﺳﺖ ﺗﻮ ﻣﻴﺪﻩ!
والا چی بگم
بسوزه پدرتجربه.... پری چطوری میشه به این دوستا حالی کرد که بابا عجله نکنید به خدا بی شوهری اینقدام وحشتناک نیست باورکنید همراه ناحسابی داشتن خیلی خیلی بدتره ولی چه میشه کرد که آب در هاون کوبیدنه
نمیشه دیگه
دیروز با دوستم حرف میزدم
دقیقا تو همین موقعیت . پسر 3 سال دنبال دختره دوید تا به دستش آورد ولی همون اوایل عقد هر چیزی رو که میخواست مال خودش کرد. حالا بعد یکسال و نیم به دختره میگه جهیزیه رو نخرید من تا 5 سال دیگه هم خیال ازدواج ندارم. همین جوری خوبه دیگه . تازه جریان دوست دخترهای رنگارنگش هم هست .
حالا چطور باید به دختره گفت عزیزم وقتی این طور تربیتش کردی دیگه نمیشه درستش کرد
:(
بنده خدا
شاید این مدل برخورد کردن سیاستشه. بعضی خانوما این طوری نامحسوس مردو کنترل می کنن! شما سخت نگیر.
بله
شاید
آخ آخ...
آخ آخ...
متاسفانه به نظر من هم کاملا حق با توست
دختر مثل دسته گل بزرگ کنی آخرش...
بیچاره فرزانه و پدر و مادر
:(
به خدا چیزی که از فرزانه گفتی انگار زندگی قبلی منه مو به مو..........منم همین اشتباهات رو کردم هر وقت با خودم فکر میکنم ناراحت میشم که چرا انقدر بهشون اجازه دادم پیش برن تا جایی که خواهر شوهرم جرات کنه بگه اسم بچه تون رو من باید انتخاب کنم
مصبر جونم . . .
عزیزم
سلام
شاید این دوستت تا الان خواستگار نداشته یا این بابا مناسبترین خواستگار تا الان بوده که دوستت نمیخواد از دستش بده به هیچ قیمت حتی تا این حد.
از طرف دیگه دخترای زیادی دارای دو شخصیت متفاوتن یکی همونی که دوستان همجنسش میبینن و یکی که فقط در برخورد با یک غیر همجنس بروز میکنه. فرزانه ای که تو میشناسی چهره ی دیگری هم داره که اونو فقط واسه مردی کهدوست داره رو میکنه.
همیشه درک این چهره جدید برا دوستان و اشنایان قدیمی سخته چون گاهی اوقات باور نکردنیه مثلا یه دختر خسیس و حسابرس رو میبینی واسه طرف هدایای گرونی میخره خیلی گرونتر از اون چیزی که ازش هدیه گرفته در حالی که برا دوستای همجنس خودش ...
همون بهتر که نظرت رو بهش مستقیم نگفتی چون حتما باعث سو تفاهم میشد .حتما خودش مادر یا خواهر ی داره که بهش مشورت بدن بدون اینکه خطر ایگنور شدن تهدیدشون کنه.
نه دوست عزیز
فرزانه دختریه به غایت زیبا
درس خونده
با وضع مالی بسیار خوب
وقتی یکی این قدر اون یکیو دوس داره اصن بی فایده اس آدم بخواد از این چیزا بهش بگه .
نمی گیره هر چی بگی.
ایشالا خوشبخت بشن.
ایشالا عروسی خودت با یه آدم واقعا خوب...
غصه نخور.
:/
آدم هایی هستن که نا هوشیار بدون اینکه خودشون بخوان دنبال کسی می گردن که فقط بهش تکیه کنن. در حال حاضر با این کار ندارم که شکل افراطی این وضعیت یه اختلال می تونه باشه و حتی با این کار ندارم که آیا مورد دوست شما تو این طبقه بندی جا میشه یا نه اما بحث بر سر این ناهوشیار لعنتی که خودش می بردت هر جا دلش خواست !
امیدوارم خوشبخت باشن ...
منم
http://yekpanjare.blogspot.com/2013/08/blog-post_9.html
با اکثر مواردی که گفتی مخالف بودم، دنیا رو نمیدونم از چه زاویه میبینی اما واقعا میخوام بدونم با فوقلیسانس هنر شما فکر میکنی کار واسه دوستت ریخته، دوست من در ایران با فوق کامپیوتر کارمند ساده بانک. یه رابطهٔ مستقیمی بین خونه اون طرف آزادی و نداشتن شرایطی واسه عروسی گرفتن در حدی که خانواده عروس عقدکنون گرفتن وجود داره. خوب واقعا کسی که عقد کنون در حد عروسی گرفته بیاد یه عروسی بگیر تو این شرایط میلیونها تومن اول زندگی خرج کنه که چی بشه؟ یه چیزی رو مطمئن باش که اگه خدایی نکرده بزنه اینها جدا شن هیچ کدوم از این اشتباهاتی که نوشتی نمیتونه دلیل جدایشون باشه.پرنیان جان به مسائل سطحی تو ازدواج نگاه نکن، ایشالا خودت هم به زودی برات موقعییتهای مختلف پیش میاد و پیشنهاد من بهت اینه که کمی اینبار فرمولهات و عوض کنی. اینم یادت باشه بدترین چیزی که آدمها میتونن با آدم کنن اینه که همیشه حقو بهطرف بدن اونوقته که هیچ زاویه رو جز اون چه میخوای ببینی نمیبینی
اگر تایید کردم ب معنی موافقت نیست
چون کاملا مخالفم
جالبه همه چیز از نشر شما سطحیه
بفرمایید ما هم بفهمیم کنه مطلب چیه؟!
مارگزیده جان من حدود دو سال که خواننده نوشته هات هستم. قلم خوبی داری، خوش به حالت. اما چیزی هست که دلم می خواد بهت بگم، و اون اینه که چرا جدیدا که و به و..را ک و ب می نویسی؟ راستش خوندش سخته. میدونم که اینجا وبلاگ توئه و هر جور دلت بخواد می نویسی، قبول اما بعضی از این نوع اشتباهات عمدی جدید یواش یواش باب می شه و این اصلا خوب نیست. امیدوارم بهت بر نخورده باشه. شاد باشی
باشه
ممنون
:)
منم با این صحبتتان درباره محل زندگی دو خانواده مخالفم به نظرم این یکی رو بد قضاوت کردید.این قدر پسر خوب و همه چی تمام دیدم که از نظر مالی از خانواده دختر پایین تر بوده اند.این که دلیل بر سطح پایین بودنه پسر نیست.
شما پست منو خوندید؟
من فقط راجع به پولش نوشتم؟
قصه دوستت برای من مثل یک خاطره میمونه و میفهممش ولی کاش دوستت بدونه:
یکروزی میرسه که ظرفیت نداشتنهای آدم تموم میشه
یکروزی دیگه ندارم شنیدن برات مثل سوهان روح میمونه
یکروزی ظرفیت تمام ندید گرفتنها و کوتاه آمدنها و ... به آخر میرسه
عشق و این حرفها قشنگه ولی زندگی خیلی بی رحمه
وقتی داغی همه چی به نظرت قشنگه، حتی زور گفتن طرفت هم به دلت میشینه و جور دیگه تعبیرش میکنی ولی وقتی یه مدت گذشت تازه میبینی دیگه خودت نیستی، خودت را نمیشناسی و این تازه اول سردرگمی است
کاش قصه دوستت تکرار تمام ماجراهایی که همه دیدیم و میدونیم نباشه
کاش اینبار بشه به یک استثنا دل خوش بود...
کاملا موافقم عزیزم
میفهمم چی میگی
سلام مجدد
(خوشگل وتحصیل کرده وپولدار و...) حیف که من 18 سال پیش ازدواج کردم وگرنه اگه مجرد بودم حتما ازت میخواستم یکی دیگه از این فرشته ها رو بهم معرفی کنی. دختر خوب پیدا میشه اما همه شرایط فرشته شدن رو که ندارن -به خصوص شرط پولدار بودن

1-من هم مثل"حدیث" مدتی هست کلافه ی این ک و ب و...هستم حتی رفتم پستهای قدیمیتر رو هم دیدم تا ببینم این وضع از کی بوده که الان برا من انقدر غیر عادی به نظر میاد. اما میترسیدم جوابت تهاجمی باشه من هم حساس :( و از طرف دیگه گفتم این هم یه هوس دخترونه هست کوچک ظریف و غیر جدی و گذرا به دلایل بالا چیزی در موردش نگفتم اما الان خوشحالم از جرات حدیث که بیانش کرد و خوشحالتر از جواب مودبانه و دلپذیرت .
چرا فکر میکردم ممکنه وقت جواب کامنتی مرتبط به ب و ک تبدیل به یه هیولا بشی؟
2- اونی که تو در جواب من نوشتی دختر نیست که فرشته رویاهای همه پسرهاست
3-پیر مرد هم خودتی 18 سال تاهل که چیزی نیست
1- ی بار خواستم خاص باشیم ها
نمیزارین ک
باشه قبول
دیگه نمینویسم اون شکلی
2- واقعا هم هست
3-://///
:)
چرا ناراحت میشی خوب هر کی یه نظری داره شاید شوهر دوستت واقعا لیاقت محبت همسرش رو داشته باشه و به مرور زمان اون هم رفتارشو تغییر بده خیلی ازدواجها هست که در ابتدا مناسب به نظر میاد ولی دوام پیدا نمیکنه و بر عکسش هم هست
بله منم موافقم
اما دلیل نمیشه ادم یکبند سواری بده
ان شائ ا... تو این مورد شما اشتباه کرده باشید
ولی تجربه مهمه
خدا کند .......
آمین
سلام
بله.... پس حق داشتید که درد داشته باشید اما مشخصا قسمت بوده که به هم برسن و این حتما شخصیت و ذات دوستتونه که آدم صبور و مطیعی باشه.....
براشون آرزوی خوشبختی و تعادل تو زندگیشونو دارم
اگه دوست داشتین به وبلاگ منم سر بزنید
حتما
چقدر سخته چیزی رو بدونی و ببینی برای آینده دوستی که برات مهمه زندگیش و اگه حرفی بزنی نه تنها جبهه گرفته میشه بلکه حتی گاهی برخوردی دور از توقعت هم میشه....
این تجربه رو داشتم و بعد از چند وقت همان شد که من فکر میکردم و اون روز ها من بیشتر از دوستم سختی کشیدم
به هرحال امیدوارم خوشبخت بشن کنار هم
راستی چه رشته ای خوندی؟؟
یه جور حس خوبه وقتی کسی میبینم که هنر خونده
من گرافیک خوندم عزیزم
:)
دقیقا الان ذوق مرگ شدم تأیید کردی با اینکه مخالف بودی. دوست عزیز با قشری مثل شما که دمکراسی اسلامی دارید وارد بحث نمیشه شد. شما همسن خواهر کوچکتر من هستی که مسلما تجربه کافی در زمینه ازدواج نداری،بنده تو این زمینه سالها در خارج و داخل کشور کار کردم و تحقیق. به هر حال هر جا هستی موفق باشی من عدم مثل شما زیاد دیدم فقط انرژی آدم رو میگیرد و در انتها دوست دارید فقط تأیید شید. در ضمن من دیگه به اینجا بر نمیگردم پس نه تأیید کن نه جواب بده. کماکان مثل همیشه مطمئن هستم که یک زندگی خوب خواهی داشت نه به خاطره طرز فکرت واسه اینکه بهت ظلم شد و حداقل اشتباهت رو با بخشیدن طرفت تکرار نکردی.
خیلی خوشحالم ک میری جایی ک حداقل ادیتت نکنه دوست عزیز
بای بای
چقد حس بدیه این حس.
این که ببینی آدم ها چقدر راحت اشتباهی می کنن که خیلی سخت می شه جبرانش کرد، اگر جرئت جبرانش رو داشته باشن
فقط دعا ممی کنم
اشتباه است ...
این یکی را از قول من به او بگو ...
مسئله گفتن نیست عزیزم
مسئپله شندین است
متنتىن جالب بود،من تازه وبلاگتون رو دیدم اما اون قسمت ازادی و ونکش اصلا درست نیست،گاهی ادمهایی از ونک میان که قابل تحمل نیستن و ادمهایی از پایین شهر میان که واقعا ادمهای بزرگی هستن،محل زندگی ادمها شخصیتشون رو تعیین نمیکنه،
برداشتتون کاملا اشتباهه
من همچین چیزی نگفتم