ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
گاهی حس میکنم تو یه غارم
تو غار خودم تنهای تنهای سر میکنم
تو دلم چیه
نکه نخوام بگم
گاهی حرفم میاد
اما ادامه اش گره می خوره و میره تا ته غار و نمی تونم بقیه شو مثل سر نخ بکشم و بیارمش بیرون
دلم می خواد حرف بزنم
غر بزنم
دلم می خواد هوار بزنم بگم بابا مگه همه چیزو گفت؟ مگه همه حرفا گفتنیه؟ مگه همه چیزو میشه توضیح داد؟
به اطرافم نگاه می کنم و بیشتر تو غار لعنتی فرو میرم و زبونم ناقص تر میشه برای گفتن
الکن تر میشم
خیلی ها رو میشناسم که هوار هوار و ادعاشون هواست بعد طرفشون میرم میبینم تو خالی بودن
می بینم که فقط حرفه و فقط حرف
اونایی که تو رو می بینن تو صف، میبینن که حق با تو ا، نوبت تو ا ! اما خودشون مهم ترن، اصلا خودشون از همه دنیا هم مهم تره
اگه یکی بغل دستشون در حال جون دادن هم باشه پرده رو میکشن راحت چرت بعدظهرشونو بزنن
این بی شعوری ها منو دیونه می کنه و گاهی حس می کنم دلم می خواد بر تو چشای طرف نگاه کنم بگم ببین! تو هم یه ادمی! مثه بقیه! حجم انسان بودنتم ارجحیتی به سایرین نداره
اما لال میشم
و این لال شدن مثه یه آتش فشان برعکس کار میکنه
به جای اینکه بریزه بیرون میریزه تو و هر چی خاکستر و مذاب لعنتی هست به خرد روح و روان من میره
بعد دلم میگیره
هی بیشتر می گیره
از ادما
از حرف زدن
از حرف زدن و جواب نگرفتن
از سکوت کردن
از آتش فشان های برعکس
سلام
امیدوارم که حالتون خوب واوقات به کامتون باشه
خسته نباشید و خداقوت
وبلاگ جالب و پرمحتوایی دارید
و باید بگم که بی نظیر و معرکس
خواستم بهتون بگم اگه موافق به تبادل لینک باشید من خوشحال میشم وب قشنگ شمارولینک کنم وباعث افتخارم میشه
پس یه سر به وب سایت من بزنید اگه موافق بودید منو با نام آموزش نرم افزار CATIA لینک کنید و بعد بگید که شما رو با چه اسمی لینک کنم
منتظر شما هستم
موفق باشید
یاعلی
چرااااااااااااااااااااااااااا
این روزا باید خوشحال باشی..........
ان شالله زودتر از غار بیایی بیرون برای همه پیش می اد
:)
سلام خوبی راستی از سپیده خاطرات من خبر نداری ؟ چرا آپ نمیکنه؟
سلام عزیزم
نه متاسفانه
عزیزم،
تو کجایی سهراب ؟
تو کجایی سهراب ؟
آب را گل کردند
چشم ها را بستند و چه با دل کردند ...
وای سهراب کجایی آخر ؟ ...
... زخم ها بر دل عاشق کردند
خون به چشمان شقا یق کردند ...
تو کجایی سهراب ؟
که همین نزدیکی عشق را دار زدند،
همه جا سایه ی دیوار زدند ...
ای سهراب کجایی که ببینی حالا
دل خوش مثقالی است! ....
دل خوش سیری چند ؟
صبـــــــــــــــــر کن سهـــــــــــــــراب...!
قایقت جـــــــــــــــا دارد ؟؟!؟
همه جا سایه ی دیوار زدند ...
ای سهراب کجایی که ببینی حالا دل خوش مثقالی است! ....
دل خوش سیری چند ؟
صبر کن سهراب...گفته بودی قایقی خواهی ساخت...!
قایقت جا دارد؟
من هم از همهمه ی اهل زمین دلگیرم
تو مسنجر ادت کردم دوست نازنینم
:(
اخرشم یقه ی خودمونو میگیریم
من که می دونم
این آتشفشان برعکس رو خوب می فهمم. و حرف هایی که نمی شه برای هیچ کس گفت. ودردهایی که شاید خودمونم ندونیم چی هستن
شاید ندونی چه حسی هستن
اما درداشون درده
و درد رو خوب میشناسی سرن عزیزم
سلام قربونت برم
کجااااااااایی تو؟
چه خبر؟
حالی از ما نمی پرسیا؟
نمی گی یه مینا هس که دلش برات تنگ میشه؟
جووون دلم
دلم برات تنگ شده خب
دوستت دارم یه عالمه
مرسی دوست جونم
منم خیلی دلم برات تنگ شده
تواوج خوش حالی ها یهو چنان دلم میگیره که بغض میشه تو گلوم و راه نفس رو هم میبنده نمیدونم چرا با وجود همه ی این خوشحالی ها این روزها بیشتر احساس تنهایی میکنم
جانا سخن از زبان ما میگویی
بعد اگه فکری واسش نکنی منزوی می شی مثل من
آتشفشان برعکس؟ هوم! عجب تعبیری! یعنی الان تو دلت یه عالمه آتیش داری. مارگزیده اژدها می شود.
میگن انقدر مار خورده که افعی شده، تو رو انقدر مار گزیده که اژدها شدی.
من می خوام برم تو غار... رهایم نمی کنند...
درود .
دلتنگی های آدمی را باد ترانه ای می خواند ...
شاد باشید .
یک زن چاقم. زندگی شغلی و اجتماعی ام و سلامتی ام در خطر افتاده. دارم گروه درمانی می کنم. در این روزای شاد می خوام تغییر کنم