بی پروا به معنی عاشق | من یک شورشی عاشقم

بی پروا به معنی عاشق | من یک شورشی عاشقم

من ناگریزم از نوشتن، می نویسم و دوست دارم یاداشت های شما را بخوانم
بی پروا به معنی عاشق | من یک شورشی عاشقم

بی پروا به معنی عاشق | من یک شورشی عاشقم

من ناگریزم از نوشتن، می نویسم و دوست دارم یاداشت های شما را بخوانم

در احوالات یک گوشی اندروید


1- تو اپلیکسشن بازی های موبایل، فقط با ساب وی بازی میکنم و عاشق سرعت و هیجانش هستم و تا الان علاه بر خریدن سه چهار تایی از شخصیت های بازی بالغ بر شصت هزار تایی هم سکه جمع کرده بودم

و مردد بودم بین خریدن شخصیت هشتاد هزار تایی و شصت هزارتایی

بعد این وسط مسط ها پنج دقیقه این گوشی از دست من خارج شده کلا

حداکثر شیش دقیقه

ک خواهر زده ی کپل گرفته تا با پو بازی کند

فقط هم پو!!!

به هیج کجای دیگر هم کاری نداشته باشد

بعد دیشب بعد از کلی امده ام گوشی را ک دست میگرم و ساب وی را ران میکنم میبینم کلا هفت هشت تا دانه سکه دارم

یعنی کلا هشت تا دانه ها

و کپل با مناعت طبع پنجاه و نه هزار و نهصد و دو تا سکه را خرج کرده

اولش امیدوار میشوم ک لابد یکی از کرکترهای ارزان تر را خریده بعد ک چک میکنم میبینم نخیر

رفته 47 تا تخته برای پرش خریده


2- پو ک معرف حضورتان هست؟ همونی ک آیدا براش یه پست مفصل نوشته بود

خلاصه این پسرک ما همچنان لخت و پتی است و به نظرمان هیچ کدام از لباس ها ب تنش خوب نمی آمد تا بعد از دو بار آپدیت کردن یک آپشن لباس چیریکی به لباس ها اضافه شد ک چون باید تا مرحله ی 90 بروی بدون پرداخت دو هزار تا سکه حتا نمی توانی پروش کنی

بعد کلی زحمت کشیدم دقیقا هزار و نعصد تا هفتاد هشتاد تایی سکه جمع کرده ام بچه را ببرم لباس چیریکی را پرو کند

اما خوب دقیقا ده تا مانده به دو هزار تا پسرک لاله به خدمت سکه های اندوخته می رسد و یازده تا معجون انرژی فول آپشن و چند تایی هم از بقیه میخرد

بعد تازه به اندازه سه تا سکه جمع کرده آورده نشانم می دهد که خاله پروانه بیا من برات سکه جمع کردم هر چی دوست داری برو بخر!!

روز نوشت


ناخن هایم را یکی یکی لاک شبرنگ زده ام. آقا اسد، نگهبان شرکت هم مثل من، نارنجی را بیشتر از بقیه رنگ ها دوست دارد و تنها انگشت باقی مانده را هم نارنجی میکنم

سر کارهای شرکت با گلادیاتور خون خوار درگیرم و بکش بکش داریم

او میکشد

من میکشم

برای طراح و گرافیست آگهی داده اند و ادم هایی که می آیند را گاهی می بینم

یکیشان را دیروز دیدم

رزومه نداشت

پرسیدند کار چاپی داری؟

میگفت دارم اما هیچ کدامشان را نمی توانم بیاورم چون دست چاپ خانه مانده

میگفتند لب تاب بیاور اینجا یک کار سفارشی انجام بده تا سرعت و تسلطت را ببینیم

میگفت لب تاب ندارم

ترسیده بود

جلوی میز رییس بزرگ ایستاده بود و شرط میبندم قلبش تند تند میزد

حتا تمام مدت ننشت و تمام مدت ترسیده و محقر گوشه ی اتاق ایستاده بود

حیوونکی بود

دلم براش سوخت

امروز چند نفر دیگر می آیند

میپرسد این دیزاین ک لازم نیست بلد باشم؟

میگم بلد نیستی یعنی؟

میگوید نع

هورمون های کوفتی حالم را بد کرده اند

حتا هم جواب نمی دهد

بی لایحه و تبصره و قانون و ملحقات


چرا اخه


یکی از بزرگترین نعمت های خدا اینه که 

وقتی حالت خوش نیست بدونی چته؟!

در مثل جای هیچ مناقشه نیست

وقتی کامنت دونی رو میبندی و خصوصی میزارن برات

مثه اینه ک یائسه شدی اما یهو بهت میگن حامله ای

عذر تقصیر

سلام خدای عزیز

امسال ماه رمضان تصمیم داشتم همه ورزه هایم را بگیرم، به جون خودم راست میگم. 

بعد ب اینجای قصه ک رسیده حالا نمی دونم ایمانم به فنا رفته یا نه روزه گرفتن خیلی سخت شده؟



شما ک دستت سبکه این یکی جعبه رو هم طراحی کن!


اطلاعاتتو به روز کن

نرم افزارهای روز دنیا رو یاد بگیر

همیشه سعی کن از آخرین ورژن نرم افزارها استفاده کنی

شرت کات ها و کلید های میون بر نرم افزار رو یاد بگیر

بین نرم افزار ها لینک ایجاد کن 

از هر نرم افزاری تو زمینه ای که بهره وریش بهتره استفاده کن

از آپشن های جدید برای جلوگیری از کارای تکرری استفاده کن

تا در نتیجه مهارت و سرعت عملت به بالاترین حد ممکن برسه

 اون وخ: 

خانم مهندس فلانی بهت زنگ بزنه بگه:

حالا شما ک دستت سبکه . . . 


ارامش خیال


هیچ وقت فکر نمیکردم تنها مایه ی ارامش و دل گرمی ام روزی بشود صفر کردن قسط اعم از بانکی و غیر بانکی

حقوق مرداد را دیروز واریز کردند و با همه ی حساب ها تا یک ماه دیگر بی حساب میشوم.

فقط یک قسط بانک کشاورزی عقب مانده

خنده ام میگیرد وقتی به انگیزه های بی مزه ی پول در آوردن فک میکنم

ک چی

ک قسط بدم؟ اصلا شیک نیست

پس انداز بود یه چیزی

تازه لاله یک بار به عنوان متخصص گرفتن وام ازم خواست یک نفر را راهنمایی کنم وام بگیرد!


قسطای من مال بانک ملی و بانک کشاورزیه

شنیده بودم میشه یه سیستمی داشته باشه ک سر ماه خود پوله از حساب آدم کم شه

کسی بلده آیا؟

من همچنان نیاز دارم کامنت دونی بسته باشه

کسی اگه جواب سوالمو میدونه برام تو کامنت خصوصی (گوشه سمت راست بالا) بنویسه

ارامش خیال نصیبتان باد

:)

مصائب تایید گرفتن تو کار گرافیک


دارم برای یکی از محصولات شرکتمون یه  پوستر طراحی میکنم ، محصول مربوط به یک نوع مکمل غذایی و گیاهی هست، با اب میوه و شیر به صورت یک مکمل مصرف میشه  و . . .

طرحی که زدم یه میز چوبیه ک روش یه دستمال سفره سفید و یه بشقابه و من یه بسته از محصول خاطی و یه ساشه های داخلشو گذاشتم تو بشقاب و کنارش هم قاشق تا نشون بدم که این که تو بشقابه خودش غذاست و پشتش هم آب میوه و شیر گذاشتم و کلا فضای خوراکی و ایناست و ب نظر خودم خوب شده

خلاصه طرح رو میبرم ب دکتر فلانی نشون بدم

میگه طرح قشنگی شده 

اما . . .   اینا رو بردار!

بعد ک دقیق میشم میفهمم اینا یعنی: این بشقابه و دستمال و لیوان آب میوه و پارچ شیر و قاشق و میز و . . . 

چشمام گرد میشه بازم میگه طرح قشنگ شده فقط (با تاکید روی ط بخونید) همینا رو بردار

تاکید میکنم باشه، حتما

فقط همونا رو میدارم آقای دکتر


  ادامه مطلب ...

روز نوشت

گاهی آدم دلش میخواد دو خط بنویسه

حتا شده از دستهایی که موقع عکس گرفتن از خودت ک میشه، خیلی کوتاه ب نظر می رسه

ازهوایی ک اندازه گندیدن گرمه

از حسی که برای مصداق پیدا کردنش کلمه کم میاری

از میخ ته گلوت ک وقتی روزه میگیری حسش میکنی

از سندل های قرمز ک با شلوار گشاد از همیشه خوشگل تر میشن

از چشم هایی ک آدمو خوشگل میبینن

و عکس هایی ک توشون خوب میفتی

و حس مشترکی ک بین این دو تا

از خونه نشستن

از دعا نخوندن و فیلم دیدن

گاهی ک کلمه ها خوب لیز میخورن رو کلید هایی کیبورد

حتا اگه کیبورد گوشی باشه

فقط دلت میخواد بنویسی و روزانه هاتو قرقره کنی


موسیقی متن


صدای کولر

صدای تلویزون 

صدای جیرجیرکی که به دنبال جفتش میگردد

صدای ترافیک 

صدای جوشیدن آب

موسیقی متن این روزهای منه

تازگی ها کشف کرده ام موسیقی متن باشد همه چیز خوش تر میگذرد، روانم نرم تر  میشود و خیالم راحت تر . . .

مثل انگلیسی


میگه

 اگه یه کاری رو بلد نیستی برو درسشو بده

اگه یکم بلدی برو مشاوره اشو بده

اگه بلدی برو انجامش بده

وقتی زهره ام ترک ترک می شود!


خانه را ک مرتب میکنم و تلوزیرون را جا ب جا میکنم، سه پایه نقاشی و بوم رویش را میگذارم عجالتا وسط حال تا سر فرصت جاب جایش کنم . . .


جلو لب تاب که سریال میبینم همان جا خوابم میرد، ساعت یک و نیم با یه صدا که نمی دونم از کجا اومد از خواب پریدم و تو تاریکی فضا یه ادمو دشت هیکلو دیدم که روبروم ایستاده وداره میخره تو تاریکی و با بیدار شدن من فرار کرد

تو این فاصله ک بلند شم و چراغو روشن کنم از ترس سه تا سکته ی ناقص میزنم و حتا مزه ی چاقوی زیر گلو و تبعات دزدی و جنایت و تجاوز و قتل و  و هر چیز دیگه رو دوره می کنم. . . به یقین یه دزدی کسیه که لابد الان یه جا قایم شده و کمین کرده من حواسم نباشه تا بتونه فرار کنه

چراغو روشن میکنم و همه جا که روشن میشه می فهمم که سه پایه و بوم نقاشی رو تو تاریکی دیدم و فکر کردم یه ادمه و با یه نگاه فیل  خاکستر کن براندازش میکنم!

این طوریه که مجبور میشم تمام طول شب رو با چراغ روشن بخوابم، البته واضح و مبرهنه که تا حالا با روشن بودن یه نور شمع هم خوابم نمیبرده ها

بعد تو تاریکی های گوشه موشه ها بازم دنبال اون آقاهه که قایم شده میگردم، اما وقتی پیداش نمیشه مطمعن میشم سه پایه دیشب با یه توطئه با بوم دست به یکی کرده بودن میخواستن خونه رو خالی کنن!!! خلاصه عوامل خاطی اش رو به دورترین جایی ممکن از تیر رس نگاهم تبعید کردم


بعد جالب ترین قسمت ماجرا اینجا بود که وقتی بلند شدم و میخواستم همه جا نگاهی بندازم اولش یه اهنگ با صدای بلند گذاشتم، انگار آهنگه دارای قدرت جادویی حمایتگری یا یه همچین چیزایی بود



پ.ن:

یه سری ادم مریض هستن که همیشه دوست دارن آزار دهنده باشن، فعلا کامنت دونی رو برای سبک شدن سایه شون می بندم 

کارم داشتید برام با کامنت خصوصی گوشه سمت راست پیغام بزارید، ایمیل هم بزارید تا جواب بدم


ندید بدید


این آقاهه که داره کتاب رو می خونه هی میگه عزیز دلم! خیلی هم خشگل میگه!

بعد من برام تازگی داره هی میزنم عقب از اول گوش میدم

:)

تکنولوژی فکر


دارم کتاب صوتی تکنولوژِی فکر رو گوش میکنم

میگه ایمان داشته باش که همه ادما از نه قلبشون دوستت دارن

 . . .

پاوز میشم!

آخه میدونی! من پوستم کلفت شده

من یاد گرفتم ک منفعت طلبی غلبه میکنه به عشق


حالا یا باید کتاب را بی خیال شم یا پوستمو را دوباره نازک کنم . . .

لایه بردار سراغ ندارید آیا؟

D:

bella ciao


دیروز یه سری به هارد اکسترنال متروکه ام زدم

یه اهنگ ایتالیایی توش پیدا کردم

بگدریم که هزار بار گوش دادمش

هر بار بعد از تموم شدن نمی دونم من بلند شم دست بزنم

یا خواننده و گروه نوازندگان دارن کرنش میکنن

یه همچین تصوراتی

یه همچین اهنگایی