ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
شب های متوالی است که خواب منظم و آرامی ندارم، تا دیر وقت هوشیارم و وقتی هم می خواهم تصمیم بگیرم بخوابم سیر سفر های تخیلی آغاز می شود و از چه جاهایی که سر در نمی آورم. غالب این شرایط هم شبیه دادگاه هایی است که برای محاکمه ی من است و همه چیز به اینجا ختم می شود که چرا در چونان موقعیتی چنین بوده ام و یکی یکی در مجموعه ی دادگاه ها محکوم میشوم و مغلوب می شوم و می بازم. سعی میکنم خودم را از این فضا برهانم و نجات پیدا کنم اما هر بار تلاش میکنم از یک موقعیت خارج شوم وارد موقعیت دیگری می شوم که دوباره همان بازی تکرار می شود و من می مانم و جایگاه محکوم و شروع محاکمه ای که واقعا بیهوده و بی سود است.
به اینجا که می رسم اغلب تخت خواب را ترک میکنم و خوب می دانم باید در این موقعیت کار نامربوطی را شروع کنم و ذهنم را به سمت دیگری بکشانم. دیشب چند صفحه از کتابی را خواندم ، سعی کردم اصطلاحات انگلیسی معادل کلمات تخصصی طراحی را پیدا کنم و روی کاغذ شروع به طراحی کردم و با پوست پرتقال حروف اسم تو را ساختم.
یک قلب پرتقالی هم بریدم
خوابم میاد اما نمی دانم چرا نمی توانم بخوابم
نخوابیدن ربط و بارداری و تغییرات هورمونی و اوضاع نابسامان مملکت و روحیت داره
بله بله
ارتباط مستقیم با میزان هورمون ها داره