ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
سعی میکنم به خودم کمک کنم تا خوشحال باشم. خوشحال تر
زندگی کنم، بیشتر لحظه را حس کنم
لحظه بو و مزه داشته باشند. صبح بوی توت فرنگی بدهد و ظهر مزه ی نعنا و شب مزه ی خیارشور بدهد
از پنجره ماشین سرم را درآورم تا بوی بهار باران خورده را بکشم در ریه هایم و تا انتها حس ش کنم.
هیچ مهم نیست که تحلیل مناسبی در مورد اتفاق های اخیر داشته باشم یا نه، تحلیلی در مورد عدم قدردانی فولان کس برای فولان و انتظارهای عجیب بهمان
همین که بوی نم خاک باشد خوشحال کننده است
زندگی، در لحظههایی، بازیِ شیرینیست؛ شیرین، خندهآور، و دلنشین مشروط بر آنکه خالصانه با آن روبرو شده باشی.
زندگی، در بسیاری از لحظهها، عاری از هر نوع معنا و مفهومیست. این ما هستیم که با مجموعهی عملکردهایمان، به آن، معنا و مفهوم میبخشیم.
زندگی، مستقل از زندگان، حتی اگر وجود داشته باشد هم چیزِ قابل بحثی نیست. این ما هستیم که به زندگی، زندگی میبخشیم؛ و به اینگونه، این ما هستیم که مستقیماً مسئول شکل و محتوای زندگی هستیم.
ظرف، مسألهیی نیست. مظروف، موضوع مورد بحث ماست و انسان، مظروفِ ظرفِ زندگیست. انسان امروز، فردا و فرداهای آینده.
#نادر_ابراهیمی