ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
یادمه یه باری یه آقایی رو معرفی کرده بودن که با هم آشنا بشیم که ایشون علاقمند به رضا یزدانی بود و تو کل کنسرت هاش شرکت کرده بود و سینه چاک طوری از فن های حضرت شان بود و برای دیت اول دو تا بلیط برای کنسرت جدید اسطوره ی مورد علاقه ش خرید که با هم بریم.
قبلا هم از من پرسیده بود که دوست داری و من هم بعد از دیدن فیلم تهران تهران فکر میکردم که عاره و دوست دارم نگو که همین یه ترک متفاوت ترین اثر ایشون هست.
خلاصه که ما با هم رفتیم و اوشون در پوست خود نمی گنجید و من هم سعی میکردم همراهی کنم اما وقتی خبری از موزیک آشنا نبود و من هیچی از آهنگا سر در نمی آوردم و کم کم خوابم برد فهمیدم که نه من هیچ علاقه ای نداشتم که بیام!
فاجعه هم وقتی اتفاق افتاد که من داشتم چرت می زدم و آقای فن منو دقیقا در حالی که چشمام رو روی هم گذاشته بود دید و پرسید خوابی؟ منم که خواب از سرم پریده بود گفتم ها؟ نه! نه!
خیلی تلاش کردم به اونجا نرسه ها . . . اما خوب رسیده بود
لذا بعدش دیگه همو ندیدم و هیچ خبری هم از هم نگرفتیم و ناگفته پیدا بود که کیس مورد نظر رو از زندگی ناامید کرده بودم!
گمونم زمستون سال ۹۵ بود
خراب کردین

اگه قبل کنسرت دو سه تا فنجون قهوه خورده بودی الان متاهل بودی!
بقیه ی کنسرت هاشو چ میکردم؟
واقعا چطور خوابتون برد؟
من اصلا درک نمیکنم
یکبارم یه عروسی تعریف میکرد تو آرایشگاه زیر دست آرایشگر خوابش برده اونم اصلا درک نکردم
خیلی نا آشنا بود
رابطه برقرار نکرده اصلا
عجب دیت اول نامیدکننده ای بود :))) . دفاعیه چی شد ؟
شدم ۱۷ و هفتاد و ۵
تبریک میگم که دفاع کردین و راحت شدین