ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
این روزها با تمام قوا که چه عرض کنم با قوایی مافوق تمام توانم کار میکنم
اغلب شب ها دیر میرسم خانه
و اغلب صبح ها زودتر از هفت میزنم بیرون
صبح علی الطلوع میروم شرکت و بعد از پایان ساعت کاری که ساعت سه و نیم باشد میروم طرف دانشگاه محیط زیست داشنگاه تهران که مشغول برگزاری دوره ی جدیدی از سری کنفرانس های محیط زیستی شان هستند و من برایشان کارهای طراحی پوستر و کاتالوگ و بنر و . . . را انجام می دهم
تا چهارشنبه!
که اول خرداد باشد و فولان کنفرانس محیط زیستی برگزار بشود و خیالم راحت شود که پیک کار ها پاس شده است تا با فراق بال بروم سراغ کارهای دیگر خودم که به شدت به حالت استند بای درآمده اند
خواهر خانوم میگوید کمی خلوت تر کن سرت را . . .
اگر چه اکثر شب ها کم می خوایم و مدت هاست که در آشپزخانه حتا گاز روشن نکرده ام، اما راستش را بخواهید من شرایط موقت و این چنینی را دوست دارم، دوست تر دارم که همه ی وقتم را این طوری بگذرانم، دوست تر دارم که زمانی نماند که یادم بیاید که دلم می خواست چطوری باشد و چطوری نیست.
آن طوری دلم میگیرد و وقتی بگیرد هیچ راهی برای وا شدنش نیست! این طوری اما . . . همه ی زمانم طوری سپری میشود که یا مشغول کارم یا کلاس یا مشغول کارهای کلاس یا طراحی . . .
البته یک پنج شنبه و جمعه را با خلوص نیت و بدون هیچ گونه خللی به تفریحات سالم و مفرح می پردازیم طوری که آنقدر با روزهای دیگر هفته توفیر داشته باشد که این تفاوت تمایل برای شروع هفته ی جدید و تم روز از نو روزی از نو را درم ایجاد نماید!
تازه تازگی ها چیزهای تازه را هم کشف و شهود نمده ایم
از سردرد های عصبی پشت سرم که ضربان دارد بگیر تا سوزش سر معده و افت فشار و کاهش ضربان قلب که همگی متفق القول منشا عصبی دارند و خوب میدانم فشار هماهنگ کردن این چند روزه که کنفرانس تمام شود است که از این راه ها نشت دارد و خود نمایی میکند . . .
تا چهارشنبه بشود و کیک تولد هفتمین کنفرانس را که هر دوره من می خرم با بچه های پژوهشکده فوت کنیم و . . .
روزهای تعطیلتون مستدام
عزیزم نگرانتم خیلی خودت رو درگیر کردی
یه کم به خودت رحم کن
ولی خودمونیم بهتربن راه واسه فرار از فکرهای عذاب اور کار و کار وکار
لااقل مراقب غذا خوردنت باش ابجی
مراقبم عزیزم
:)
از اینکه واسه نوشتن پست زمان گذاشتم پیداست
غیر از سوزش معده و سردردها بقیه ش کلی کلی خوبه
:)
حس خوبی به من داد! حس زنده بودن
اما این مدلی زندگی کردن کوتاه و مقطعی خوبه. همیشگیش آدم رو فرسوده می کنه
بسیار هم درست میفرمایید
به جای تمام آنطورهایی که می خواستی بشود و نشدو حالا فقط سر شلوغی ات از آنها رهایت می کند برای تو سرو سر افراز تمام خوبیهای دنیا را دعا می کنم
منم برای تو دعا میکنم
لایک به کامنت خاکستر و بانو !
شکر که هی کار داری و هی کار پلاله جانم
پس ما ساعت چهار می ریم وامیستیم دم دانشکده محیط زیست، هر خانم جوانی که با کفش سبز نقش و نگاری اومد بهش سلام می کنیم.
ای جانم
منم این روزا خواب و خوراک ندارم
یا امتحان دارم یا دارم جزوه پیاده میکنم یا درس میخونم
واقعا حالم بده
موفق باشی تو امتحانا
کار و اگه نبود خواب راه فرار من از کابوسهای زندگیه... اما زندگیت بی کابوس دوستکم...
چقدر سخت میشه گاهی
خوش به حالت پرنیان درعوض من انقدوقت خالی دارم که نگو من هم دوست داشتم همه وقتم باکار انهم کارای مفید پرمیشد
کارم زیادش خوب نیست عزیزم
اعتدال بهتر است
هر کاری را که به طور مقطعی و کوتاه هم انجام می دهی یک گواهی ای بگیر ارش و سریع تا یادت نرفته به رزومه ات اضافه کن ...
یادت باشد گواهی ها به ساعت باشد نه روز یا هفته ...
خسته نباشی پرنیان عزیز
پست قبلیت ناراحتم کرد ولی با دیدن این پست واینکه خبری از آدم بده نیست خوشحال شدم برات عزیزم ..
آدم بده؟
عزیز دلم به خودت بیشتر برس ناراحتی و عصبی شدنتو میشه خیلی واضح فهمید دوست دارم زیاد
قربونت برم
ممنون
لایک به سطر سطر این پست .مخصوصا کیفیت روزهای تعطیلش و من اینقدر روزهای تعطیل کار میکنم که شب دیگه نا ندارم حتی بخوابم ! برای همین از تعطیلی بدم میاد !
الهی
خسته نباشی رفیق
عزیزی میگفت کار که زیاد باشد از زخیره چند سال بعدت از توان سال های بعدت داری مایه میگذاری و الان بعد از 5 سال که روزانه بیش از 14 ساعت کار میکنم ، حالا احساس میکنم کم آوردم
دیگه بدنم یاری نمیکنه
دیگه نمیکشم خیلی از مسائل رو
حالا متوجه میشم که بدنم مثل یه اسب وحشی باهام اومد اما حالا دیگه رم کرده
فقط گفتم بیشتر مواظب خودت باش و برداشت بی پشتوانه از ذخیره توان سال های بعدت نکن خواهر
راست میگی محبوبه جون
سعیمو میکنم
من عاشق اینم که سرم شلوغ باشه. اصلا من روانیه کار کردنم. اما کو کار...؟؟؟؟
ایشالا همه چی بخوبی پیش بره. مراقب خودت باش عزیزم.
به موقعش میریزه سرت
تنت سلامت عزیز شجاع و پر تلاش من
ممنون عزیزم
اولا خسته نباشی
دوما کامپیوترت درست شد؟؟؟؟
سوما مواظب خودت باش
چهارما خوشبخت باشی
ممنون نیلوفر جون
سلام
چقدر جالب و چقدر این دنیا کوچیکه.
من توی هفتمین سمینار 3 تا مقاله با موضوعات زیست محیطی دارم.
برام جالب بود که کارهای بروشور و لوگوی این سمینار رو شما انجام دادید.
انشاالله که موفق باشید
چه جالب
اون وقت توی روز کنفرانس شرکت هم کردید؟
میدونی من به دلیل کارهای پروژه ای همراه با شغل ثابت؛ زیاد در اینجور موقعیتها قرار می گیرم و احساس اسب دونده ای را دارم که دونه دونه باید از روی موانع رد بشه ( دور از جون شما )
کشته ی مثالتم
تو نظرسنجی شرکت کردم :
ثبت وبلاگ ها
مرحله دوم: آدرس وبلاگ های مورد نظر خود را وارد ثبت نمایید
ایمیل شما
industrial6377@yahoo.com وبلاگ های مورد علاقه شما
http://margazideh.blogsky.com/
http://thegooloobird.blogfa.com/
http://injamadresenist.persianblog.ir
قربون شما برم من
Manam tarjih midam saram sholoogh bashe
چه جالب. من فوق لیسانس محیط زیستم و گاهی برای این کنفرانس مقاله میدم. پس شما طراح بنرها و ... هستید. خوشبختم بسیااااااار. موفق باشید.
بله
من هم خیلی خیلی خوش وقتم
البته من کارای این دوره و دوره پیش رو انجام دادم فقط
آخه مشکل اینجاست که همیشه همون کفشا پاش نیست
.
کسی رو قراره از رو کفش شناسایی کنید؟
سلام/مدتهاست وبلاگتو می خوتم/با خوندن این پستت باید یگم::::دوستت دارم/کلیـــــــــــــــــــــــی بهم انرژی داد/مرسی
موفق باشی دوستم
با سلام مجدد
نتونستم روز کنفرانش شرکت کنم
چون ساکن تهران نیستم و سرم هم خیلی شلوغ بود
قرار شد یکی از کارشناسای همون دانشکده گواهی مقالات رو بگیره و برام پست کنه
موفق باشی د
چقدر جالب!!! پس اون طرحاش با شما بود... منم تو کنفرانس شرکت کرده بودم. از خوندن متناتون لذت می برم
موفق باشیددددد