ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
بچه که بودم وقتی سوار اتوبوس میشدم همیشه به این فکر میکردم که اگه این اتوبوس هیچ وقت به مقصد نرسه و ادماش هم بشن،تنها ساکنین دنیا، کدوم آقا از جلو اتوبوس که قسمت مردونه بود با کدوم خانوم از قسمت زنونه اتوبوس ازدواج میکنه!
آخ دقیقا من هم همین فکرو میکردم.
بعد هم برا خودم دنبال شوهر میگشتم.
اگه میدیم کسی نیست که به دردم بخوره به یه چیز دیگه فکر میکردم.
من همیشه میام اینجا.
ببخش اگه پا برهنه پریدم وسط.
دیگه نتونستم ساکت بمونم.
خوب کردی عزیزم برام نوشتی
چقدر کارای مشترک داشتیم تو بچگی هامون ما
ع پس ایده اولیه سریال لاست مال شما بوده. دزدینش خانم جان
من ندیدم سریالشو!!!

خوب شد گفتی برم شکایت کنم
عزیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــزم
ها ها ها
چه بازی هایی
چه طرز فکری؟
چه بازی جذابی!
این پستت اونقدر خالصانه بود و بوی بچگی هامون رو میداد که دیگه منو از خاموشی درآوورد
همیشه می خونمت
چه خوب سارای عزیز
من فکر میکردم اگر یه روز از خواب بیدار شم و ببینم تنها ادم باقیمونده کره زمینم باید با کی عروسی کنم ؟؟؟؟
من همیشه احتی الان تو اتوبوس که میشنم فکر میکنم تو ذهن خانمی که بغلم نشسته چی میگذره یا اون آقایی که تکیه داره مشکلش چیه؟
شبیه فیلم دیگه چه خبر تهمینه میلانی
اره
برای منم اتفاق افتاده
جانم تصورات فانتزی! خیلی باحالی!!!
مارگزیده جانم. جان دلم همیشه خواننده خاموشت هستم. من الان دچار تعارض شدم. تقریبا همسن و سال خودت هستم و هر چی فکر میکنم میبینم که تو دوران کودکیه من اتوبوسها هنوز جدا نشده بود

من متولد 63 هستم
سال 68 دیگه اتوبوسا جداشده بودت دیگه
تازه خاطرات من از 70 به بعده
البته محلی که زندگی میکردیم هم محل اصیل و مذهبی ای بود
بی اجبار همه اصرار داشتن زنونه مردونه رو رعایت کنن
:)