پاپیون  به معنی  پروانه

پاپیون به معنی پروانه

قبل تر اسم وبلاگم مارگزیده بود و قبل ترش فولان و بهمان و اینا . . . اره من همون پروانه هستم
پاپیون  به معنی  پروانه

پاپیون به معنی پروانه

قبل تر اسم وبلاگم مارگزیده بود و قبل ترش فولان و بهمان و اینا . . . اره من همون پروانه هستم

گیم اور


چند وقتی هست که نا امید شده ام.

ناامید که شده بودم حالا کلا از ریشه خشکید این امید که شاید بشود

تازه کلی مصداق و مثال هم پیدا کرده ام که به سبب همین مشخصه، پیش آمده و اگر نبود همچین انتظاری، همه چیز کلی رله تر و ریدف تر بود!

اینکه انتظار داشته باشی بفهمند، اینکه انتظار داری بدون گفتن و به زبان اوردن انتظاراتت پذیرفته و متعاقبا درک بشوی! اینکه بدون اینکه به زبان بیایی و از انتظاری که داری حرف بزنی شنیده شوی، اینکه فهمیده شوی، اینکه بدون کپشن و زیرنویس و گرز و هوار هوار صدایت شنیده شود

خیلی انتظار زیادی است

آنقدر زیاد، ناامید کننده است هر گونه دست یابی به آن غیر ممکن بنماید

این است که نمیشود که نگفت!

یعنی نمی توانی انتظار داشته باشی وقتی نمی گویی و حرفی نمیزنی انتظار داشته باشی فهمیده شوی

مشکل منم که زبان تعریف کردن و گفتن خیلی چیزها را ندارم

بگویم که چه کار کرده ام و چطور کار کرده ام و چه انتظاری دارم و . . .

کلا ناامید شدن چیز بدی است حالا اگر از یک همچین مساله ای که ابعاد جهانی در روابط بین المللی زندگانیت دارد ناامید بشوی ، دیگر اوضاع خیلی وخیم تر میشود

مثل این است که بعد از عمری بفهمی زبانت چه برای گفتتن و چه نوشتن مستعمل و ناکارآمد بوده است، آن وقت است که حس می کنی بعد از عمری تازه باید بروی و الفبا یاد بگیری

الفبای زبانی تازه که تا چند وقت پیش خیال میکردی الفبای زشت و بی قواره ای است که حتا اگر منظورت را هم منتقل کند بیفایده است و کیف نمی دهد.


نظرات 11 + ارسال نظر
مصصصبر دوشنبه 5 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 01:18

چرا پا برهنه؟ چرا گیم اور؟نبینم ناامیدی خانوم

esme veb ghablim bud
inam ke onvane poste kho

یسنا دوشنبه 5 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 01:55

حرف را باید زد
درد را باید گفت
سخن از مهر من و جور تو نیست
سخن از متلاشی شدن دوستیهاست!
.
.
.
خب واقعا تا حالا فکر میکردی نگفته مارو میخونن!ای بابا مگه قصه است مگه رویاست مگه افسانه است،اصلا مگه کتابه؟
واقعیته!زندگی همینه و همین.میدونی فقط یه نفره که نگفته میخونتت اونم...مادره،فقط مادر آدمه که میدونه تو دلت چیه بدون اینکه بگی،یادت بیاد وقتی و که دل درد داشتی و پدر فکر میکرد گشنه ای،خاله فکر میکرد پوشکت کثیفه،مادربزرگ فکر میکرد خوابت میاد و همه همینجور اشتباه حدس میزدن و این مادر بود که با یه شربت دلدرد آرامش کل دنیارو میریخت تو دلتو خلاص!

darke madar az mehreshe
?hich kas dige nemitune meh varz bashe

یه رهگذر که مشتری شده :) دوشنبه 5 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 13:43 http://viator.persianblog.ir/

وقتی زندگی سخت میگیره و کسی درکت نکنه ناامید میشی اما کم کم حل میشه

حل میشه؟
من تازه نتیجه گرفتم که نمیشه

حکایه دوشنبه 5 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 14:09 http://hekayeh.blogfa.com/

سال بسیار خوبی با زبان خوش داشته باشی

شما هم سال خوشی داشته باشید

سهیلا دوشنبه 5 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 17:58 http://nanehadi.blogfa.com/http://

پری جان تو زندگی واقعی حرف هم که میزنی نمیفهمن چون به حرفت گوش نمیدن . به حرفای ذهن خودشون گوش میدن . دنیا اینجوریه دیگه . قرن هم قرن ارتباطاته. کسی حرفش پیش میره که بهترین ارتباط رو بادیگران برقرار کنه

موافقم

نیاز دوشنبه 5 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 19:59 http://niaz87.blogfa.com/

باور داشته باش که میشه!
من مطمئنم که سال خوبی پیش رو داری!!

صامت دوشنبه 5 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 22:59 http://www.imanbikas.blogfa.com

معمولا انسانها برای تسکین دادن به هم در چنین شرایطی می گن زیر دستت رو نگاه کن...
حالا تو هم منو نگاه کن
کار به جایی رسیده که من مستقیما میگم...میگم ها...
اما کلا کسی نمیشنود یا حداقل اونکه باید٫ نمیشنود
الان من باید کی رو نگاه کنم که یکم آروم شم؟

من متوجه نشدم

یسنا سه‌شنبه 6 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 01:51

نه نمیتونه.
مگه اینکه خودت مادرشی و این مهرورزیه درونیتو بریزی به پاش و آروم شی.

نه
به نظر من همه ادما می تونن برای ه این طور باشن
شرطشم درک و خودخواه نبودنه
اینی که تو میگی یعنی تو دنیا فقط مادر حرف بچه رو می فهمه
بچه هم حرف مادر
به نظرم دنیای ناقصیه این

farrah سه‌شنبه 6 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 08:00

Salaam Pari joon,Sale no mobarak. Arezoo mikonam sali por az shadi va khoshbakhti dar pishe roo dhasteh bashi. Nemidooni az didane tagheere name webloget cheghadr khosh hal shodam. in shekli Motmaen bash rooz haye behtari barat dar pishe rooe. Hich vaght az lotfe khoda na omid nasho. arezoohaye khoob bekon ta be hamoon ha beresi.

نیلوفر چهارشنبه 7 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 11:02 http://wlootoos.blogfa.com/

یه بار به یکی گفتم هر کی معیارش پول و ثروت بود تو زندگی و انتخابش، بهش رسید اما من که فقط عشق می خواستم که ساده است و قیمتی نداره چرا بهش نرسیدم؟
جوابمو اینجوری داد: تو دنبال گرونترین و نایاب ترین ساده ی دنیا بودی!
حالا پرنیا جان تو هم آرزوی محال داری ، فکر می کنیم چیز کمی می خوایم چون مادی نیست اما اینا گرونترین و نایاب ترینن
برات از ته دلم آرزوی سالهای نوی پرباری رو می کنم اون قدر که مادرت ، شادترین روح اون دنیا باشه وقتی بهت نگاه می کنه ...

ممنون نیلوفر عزیم
موفق باشی و سال خوبی داشته باشی

... جمعه 9 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 19:13

گاهی فقط مشکل زبان نیست
گاهی خود منظورها مشکل هستند
منظورهایی که اتفاقا درست هم منتقل می شوند
و ویران می کنند همه چیز را...

چقدر جالب
کلا حرف خودتو زدی فقط

ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد