دوست بزرگوار پری برآنیم تا بزرگترین کتابخانه صوتی برای کودکان و نوجوانان ، بویژه کودکان نابینا را ایجاد کنیم . از شما بزرگوار رسما دعوت می شود درخواست " همکار افتخاری" ما را پذیرا باشید و در اجرای این برنامه فرهنگی ما را یاری فرمائید.
منم خسته ام ا همینا که گفتی ولی پری جان خونه حیاط دار که هیچ من خسته ام از نداشتن پنجره ای که بتونم ازش بیرون رو نگاه کنم و ببینم هوا سرده یا گرم آفتابیه یا برفی... خونه ی زیر پله داشتن این مشقت ها رو هم داره
من هم سال گذشته همین احساس رو داشتم توی یه آپارتمان 70 متری جنوبی که فقط دم غروب نور میگرفت بودم و همه روز همین احساس رو داشتم یه معجزه ( برای من . شاید برای خیلی ها نه ) رخ داد همسر جایی استخدام شده که یه خونه 300 متری بهمون دادن ( موقتی ها ) بشینیم با درختای انارو خرمالو و بوته های بزرگ گل رز اتاق خواب یه در قدی شیشه ای دو لنگه داره (از این کشو اییها )که به تراس باز میشه . هنوز هم بعضی وقتها فکر میکنم خوابم امیدوارم خدا از این معجزات سر راهت قرار بده
خیلی بی انصافییییییی.. من حاضرم خونه طبقه سومم رو بدم خونه زیر زمین تورو بگیرم... هم خوش منظه است .هم دلواز..من که خیلی دوستش داشتم.. روح لطیفی توی خونه تو هست... حیاط نداری..اما حیاط رو که می بینی.
قربونت برم مامان جون این جمله ی فیلمه بود من حسای مشابه دارم اما خونه مو دوست دارم
من خسته ام از این پوچی که گاه گاهی راه گلومو می بنده..از این افسردگی که گاه گاهی اجازه ی زندگی بهم نمی ده...از اینکه می ترسم...از آدما...از فضاها...از زندگی...
خسته اماااااااا با لبخند.. خسته امااااااا با امید...:))
به خانه بر میگردیممممم
با دوتای اولی موافقم ولی از سومی چیزی سر در نمی ارم..
سومی؟
اسم فیلم منظورته؟
خسته نباشی عزیزم
من عاشق این کامنتی بخ جاتم . .
hanooz kheili az rah monde, manam khastam vali halahala ha bayad berim :)
ما نیز هم

خونه حیاط دار........ یکی از فانتزیهای منه. با درختهای میوه مورد علاقه و یه هاپوی بانمک و یک گربه
در صلح و صفا
دوست بزرگوار پری
برآنیم تا بزرگترین کتابخانه صوتی برای کودکان و نوجوانان ، بویژه کودکان نابینا را ایجاد کنیم .
از شما بزرگوار رسما دعوت می شود درخواست " همکار افتخاری" ما را پذیرا باشید و در اجرای این برنامه فرهنگی ما را یاری فرمائید.
این الان از اون کامنتاست که واسه همه میفرستن؟
پیشرفت باید تو وجود آدم باشه عزیزم
خب...ما خونمون حیاط داره...درخت میوه ام داریم...ولی هاپو نداریم که!
اگه جای بهار تو سریال زمانه بودی چی می کردید ؟
نمیبینم
این سریال زمانه را می بینی ؟
حالا اگر به جای بهار بودی چه تصمیمی می گرفتی ؟
منم خسته ام
ا همینا که گفتی ولی پری جان خونه حیاط دار که هیچ من خسته ام از نداشتن پنجره ای که بتونم ازش بیرون رو نگاه کنم و ببینم هوا سرده یا گرم آفتابیه یا برفی...
خونه ی زیر پله داشتن این مشقت ها رو هم داره
خونه من هم زیر زمینه خو
خدا قوت دوست جون
خستگی آشناترین واژه ی این روزهاست
من هم سال گذشته همین احساس رو داشتم
توی یه آپارتمان 70 متری جنوبی که فقط دم غروب نور میگرفت بودم و همه روز همین احساس رو داشتم
یه معجزه ( برای من . شاید برای خیلی ها نه ) رخ داد همسر جایی استخدام شده که یه خونه 300 متری بهمون دادن ( موقتی ها ) بشینیم با درختای انارو خرمالو و بوته های بزرگ گل رز اتاق خواب یه در قدی شیشه ای دو لنگه داره (از این کشو اییها )که به تراس باز میشه . هنوز هم بعضی وقتها فکر میکنم خوابم
امیدوارم خدا از این معجزات سر راهت قرار بده
معجزه هاتان روان ن ن ن ن
یورولما نازیم !
????
خسته نباشی ناز نازی من !
اول ترکی بود حالا فارسی .
جانممممممممممممممممم
منم بدجور با دومی موافقم.....
دلم خونه حیاط دار می خواد....
خیلی بی انصافییییییی..
من حاضرم خونه طبقه سومم رو بدم خونه زیر زمین تورو بگیرم...
هم خوش منظه است .هم دلواز..من که خیلی دوستش داشتم..
روح لطیفی توی خونه تو هست...
حیاط نداری..اما حیاط رو که می بینی.
قربونت برم مامان جون
این جمله ی فیلمه بود
من حسای مشابه دارم
اما خونه مو دوست دارم
معمولا فقط میخونم نوشته هاتو و خیلی کم پیش میاد چیزی بنویسم.اما واقعا اون پست کارگز مانتو پوش منو سرکار گذاشته بود اولش...واقعا مرحبا به این نوشتن هات
ممنون عزیزممممم
آی گفتی
مخصوصا خسته از نداشتن خونه حیاط دار
همه ی ما این احساس رو داریم پرنیان عزیز...بعضیا کمتر،بعضیا بیشتر.
این وسط مهم شمایی که تعیین میکنی با این احساس چکار کنی.
من خسته ام از این پوچی که گاه گاهی راه گلومو می بنده..از این افسردگی که گاه گاهی اجازه ی زندگی بهم نمی ده...از اینکه می ترسم...از آدما...از فضاها...از زندگی...
خونه حیاط دار هم کم کم داره می شه جزو آرزوهای سخت همه!