ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
بی زحمت به در و دیوارشهر، بنر ها و استند های شهری، تابلوها و بیلبورد ها، پل های هوایی، دیوار نوشته ها، تبلیغات محیطی، هدر سایت ها و سربرگ سازمان ها و تراکت های تبلیغاتی و . . . یه نگاهی بیندازید.
جمله ها!
جمله ها نقش به سزایی در محیط و روان ما دارند، اینجا من دو تا دسته بندی برای جمله ها حایل می شوم که می توانید به راحتی مصادیقش را ببینید!
جملات قصار! (اول با جمله حال می کنی بعد میبینی مال کیه)
جملات غیر قصار! (جمله ای که می دونی مال کیه و باهاش حالم نمیکنی)
جملات قصار ممکن از انبیا، امامان، رهبران، دانشمندان ، فیلسوفان، اندیشمندان و جامعه شناسان و تاریخ سازان جهان باشد که نشان از عمق بینش و اندیشه ی روشن این جماعت دارد که خواندنش جماعتی را متحول و متفکر و انگشت به دهن می کند که شما می توانید به صورت انگشت شما که عرض کنم بسیار نایاب و . . . در سطح شهر و سایر منابع نامبرده مشاهده بفرمایبد!
جملات غیرقصار هم که حاوی هیچ نکته ی خاصی نیست اما گوینده ی آن شخصیت است! یعنی به واسطه ی شخصیت بودن فلان شخص بیاناتش نیز اتوماتیک وار ارزشمند و خواندنی میشوند! که الی ماشالله در هر سوراخ سمبه ای مشهود است!
مثلا اگر میخواهید در باب آلودگی هوا و وجوب بهره گیری از وسایل نقلیه ی عمومی بهره بگیرید نیازی نیست در باب چیستی و چرایی و چگونگی ماجرا بنویسید، همین که جمله ی مذکور متعلق به فلان شخص باشد کفایت میکند حتی اگر گفته باشد : آلودگی هوا خیلی بد است! فی المثل عرض می کنم البته! این است که با خط خوش و بنرهای آن چونانی و هزینه های فلان قدری حسنی بده بده بد را میکنند تو چشم آدم!
و من نمی دانم چرا این روند همچنان ادامه دارد . . . یعنی میدانم ها! اما خوب هر چیزی که گفتن ندارد! اما خوب برایم سوال است هی هی
ای کسانیکه ایمان اوردید آنقدر هر چیزی برایتان سوال نشود هی هی . این برای همه شما بهتر است.
جملات قصار رو خوب اومدم ؟
خدایی
کاش چند تاشو هم مینوشتی بخندیم دور هم!
جرعت نکردم آزی جان
میدانید لاکن نیاز به توجیه دارید و کمی بصیرت
کمی؟
فقط؟
وقتی از تهران حرکت کنی، شش کیلومتر مانده به دروازه قرآن یزد، سمت راست را با دقت نگاه کن... یک بیلبرد به چه عظمت با «کاشی کاری» و «خطاطی» و تهذیب» و مخلفات به انضمام چهار نورافکن که شب ها روشن می شود می بینی که چهره رهبر معظم انقلاب با لبخند ملیحشان رویش نقش بسته و در کنارش نوشته: «من میدانم مساله ی یزد مساله ی آب است!» و زیرش نوشته مقام معظم رهبری...
واقعا جمله ی پر مغزی است و فکر می کنم یک نفر باید ساعت ها شاید روزها بلکه هفته ها و ماه ها و سال ها وقت بگذارد تا بفهمد مساله ی یک شهر کویری مساله ی آب است و وقتی به این حقیقت همیشه زنده دست یافت و آن را به اطلاع مردمش رساند صد البته که باید بیلبرد شود و...
عجب جمله ای بود . . . .
از یک سخن رانی یک جمله را کشو می رن
بعد هم چراغانی می کنند به کاشی و نستعلیق آذین می دهند
باشد ما که تحملمون زیاد است
اسم بنویسید هم بد نیستا؟