پاپیون  به معنی  پروانه

پاپیون به معنی پروانه

قبل تر اسم وبلاگم مارگزیده بود و قبل ترش فولان و بهمان و اینا . . . اره من همون پروانه هستم
پاپیون  به معنی  پروانه

پاپیون به معنی پروانه

قبل تر اسم وبلاگم مارگزیده بود و قبل ترش فولان و بهمان و اینا . . . اره من همون پروانه هستم

لحظه


صدای قار قار کلاغ می آید

دانه های درشت برف، حتی درشت تر از پنبه ی زده از آسمان می بارد

یاد تنگ نیم دایره ای کودکی هایم می افتم که وقتی تکانش میدادی و دانه های برف درونش به رقص در می آمدند و ساعت ها مایه ی سرگرمی مان می شد

و در پنجره ی روبرور انعکاسی از تصویر من هست

نان شیر مال روی دستمال کاغذی را تا نیمه خورده ام

لیوان چای هنوز بخار دارد

چه کسی تماشایمان میکند حالا؟!

حالا که دانه های برف این چنین به رقص در آمده اند

نظرات 16 + ارسال نظر
مرضیه یکشنبه 26 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 09:07

مطلب زیبایی بود. از خوندنش لذت بردم. امروز روز قشنگیه اما همه شاید انقدر درگیر این ترافیک و یخبندان باشند که یادشون بره با دیدن دونه های برف یاد تنگ برفی بچگی شونبیفتند... خوب منهم نیفتادم تا مطلب تو رو خوندم. من هم از اون تنگ ها داشتم. برام عجیبه چطور ساعتها با اون وسیله سرگرم میشدم اما الان چیزهای قشنگتر از اون هم برام یک دقیقه سرگرم کننده یا بهتر بگم دلخوش کننده نیست. کاش بزرگ نشده بودیم.

نوشین یکشنبه 26 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 09:09 http://nooshnameh.blogfa.com

منم از اون نیم دایره های برفی داشتم که توش کنا و سرندپیتی هم داشت.
چقدر قشنگ بود این پستت

بانوی ناتمام یکشنبه 26 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 09:20 http://hastie.blogsky.com

بچه که بودم همیشه فکر میکردم وقتی برف میاد که خدا هوس میکنه پنبه های رختخواب هاشو بزنه . بچگیه دیگه ! از اون گوی های برفی منم داشتم . لذتش بی حد بود . اونم برای یه بچه اهوازی برف ندیده که دایم آرزوی لمس دونه های برف رو داشت . ....

آفرین یکشنبه 26 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 09:43 http://mylivesky.blogsky.com/http://

فرشته های که آن بالا پرواز می کنند و پرهای سفید بالهایشان بر زمین می ریزد، از آن بالا تماشایمان می کنند.
آخر خدا به آن ها گفته مواظب بنده های من باشید

نیلوفرآبی یکشنبه 26 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 14:02

عالی بود عسل بانو شاید خدا؟ شایدم تاریکی

وحیده یکشنبه 26 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 15:58

پرنیان جان مطلبت زیبا بود گوی برفی من جایزه چهارم دبستانم بود بخاطر شاگرد اول شدنم یادم انداختیش مرسی

نگار یکشنبه 26 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 17:26 http://eshghekaghazi.blogfa.com

سلام پری جونم بعد از کلی دلتنگی برگشتم به این دنیای مجاری
پیغام قبلیم واسه این بود که هرچی تلاش کردم نتونستم با لاله ارتباط داشته باشم
لطفا پیغاممو بش بده
کلی اتفاقای جدیدو تجربه کردم
خونوادمو ترک کردمو الا تو کرج زندگی میکنم
بی اندازه دلتنگ حال و هوای نوشته هات شدم

زنده باشی عزیزم

نگار یکشنبه 26 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 17:40

سلام
مردم از دلتنگی برای نویسنده های دنیای مجازیم
بالاخره دستم به نت رسید
کلی اتفاق جدید رو تجربه کردم

مجید یکشنبه 26 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 21:18

می خوای بزنی رو دست سهراب!

اون نیم استوانه که توش برف بودو خیلی دوست داشتم. هنوز هم دارمش ولی متاسفانه آب داخلش خیلی تیره شده
(گفتم استوانه چون حجم داره برخلاف دایره، چه افاضلاتی دارم من!)

میشه آبشو عوض کرد

[ بدون نام ] یکشنبه 26 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 22:12

آدمکی سپیدپوش پنبه های برف نو
ایستاده در حیات حریرپوش شهر
شادمانه نگاه کودکانه اش
رنگین چشم و آشنا شال گردنش
همو که با آغوش بی تابانه اش
با دست نهاده در دست بی کرانه ها
برای شادی بلورین فصل سپید
تو را
مرا
به رقص کودکانه ای صدا می کند

گل رز دوشنبه 27 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 10:29

سلام پرنیان جان خداییش خیلی حال داد البته باید بگم که تو کرج برف بیشتری بارید یاد بچگیهامون بخیر که با خواهر برادرا آدم برفی و سرسره میساختیم و شب روی سرسره آب سرد میریختیم تا فردا صبحش حسابی یخ میزد و ما رو تموم روز سرگرم میکردخداییش عالمی داشت بچگی ایکاش هیچوقت بزرگ نمیشدیم اما بیخیال بقول سهراب عزیز تا شقایق هست زندگی باید کرد به امید روزهای برفی بیشتر و بهتر

ریس دوشنبه 27 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 18:23 http://rysO.blogspot.com

سلام.
:)
دیدی نیومدی درکه، هوا سرد شد؟

نشمیل دوشنبه 27 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 19:01

عزیزم چقدر زیبا بود

:)

نیلوفر سه‌شنبه 28 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 07:30 http://wlootoos.blogfa.com/

از دوره راهنمایی بود که همیشه حس میکردم زندگیم مثل یه فیلمه و کسی داره نگام میکنه
تمثیل خیلی زیبایی بود
از لابلای نوشته هات ... میزنه بیرون
مواظب خودت باش

:)

نانازی بانو و آقا خرسی سه‌شنبه 28 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 11:14 http://www.nabat.blogfa.com

اون لحظه رو بگو که دهنمونو سمت آسمون باز نگه می داشتیم بلکه برف وارد دهنمون شه!! من از این لحظه ها داشتم پری

منم!
:)

ستاره سه‌شنبه 28 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 11:43

ما به فلک میرویم عزم تماشا که راست

ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد