ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
تقاطع جلال آل احمد و کارگر شمالی . . . روی پل زیرگذر نیمه ساز،دور یک آتش بزرگ که کارگران ساختمانی روشن کرده اند،سرانجام همه ی عکس و فیلم های عروسی را سوزاندم.
حتی خود خودم را
فکر میکردم جزیی از زندگیم است و نیازی نیست که نابود شود
اما خاطره هایی هست که یادآوریشان هم تیغ دار است
دلم سوخت . . .
برای عکس هایی که باید می سوختند و خاکستر می شدند، وقتی می توانستند در آلبوم های شکیل و زیبا سال های سال خوش بیارمند و عمری یادآور روزهای خوش شوند
کار درستی کردی اما...
بعضی خاطرات رو نسوزونی میسوزوننت عزیزم...
به دردش می ارزید شک نکن!
چرا بعد از اون همه سختی این طوری شد؟؟؟
کی باید تاوان غصه هاتو بده؟؟؟
عزیزم غصه نخور دنیا بدتر از این هم میتونست باشه!
سوختن هم سوختن ققنوس بعدش نوید زندگی و زایش داره ...... عزیز ایمان داشته باش که گاهی از بین رفتن خاطرات تلخ جا رو برای اومدن خاطرات شیرین و آدمهای تازه باز میکنه . شاد باشی عزیز.
ببخشید که من فضولم اما برام سواله چرا جدا شدین.
موفق باشی.
این که یه زن به اینجا برسه که حاضر بشه عکس و فیلم عروسیشو بسوزونه یعنی گذشته تاریکی بوده. پس بهترین کارو کردی. اینجوری زودتر از یادت میرن. این تو روانشناسی هم هست.
خیانت کرد
امید داشته باش
منم یه زمانی شرایط تو رو داشتم
ولی خدا ده سال بعد برام بهترین هارو رقم زد
صبورررررررررررررررررررررررررررررررررررر باش
چرا؟!!!
چرا چی؟
واقعن.
بهترین ها وقتی سقوط کنند بدترین ها میشن.
دردناکه.
متاسفم
پری جانم چیزی از گذشته ات نمیدونم . نمیخوام دوباره یادواری کنم برات چیزهایی رو که شاید زخمی به روح خستت باشن. امیدوارم هر چه بود و گذشت و فراموش کنی و اینده بهتری برات رقم بخوره عزیزه دلم
دل مرا هم ایضا".........اگر قرار به به بازگشت نبود همان بهتر که یادش هم نماند!!!!!!!!!
دقیقا
واقعا ناراحت شدم
دلم گرفت
من در آستانه ازدواج دلم گرفت که یه دختر با چه دل و امیدی این روزها رو میزرونه و حالا حتی از یادآوریش ناراحت
موفق باشید
کار بسیار خوبی کردی
این کار رو بالاخره باید انجام میدادی
دلت نسوزه پپر جان
اون درختی که می خواستی بهش پیوند بخوری فاسد شده بود. جایی برای رشد نداشت.
رشد چی ؟ محبت عاطفه عشق ورزیدن. جایی برای اینها نداشت.
بوی عفونت می داد. جایی برای ترمیم هم نداشت.
اصلا دلت نسوزه.
دکتر شیرین نوروی می گه : زندگی ها در سه صورت محکوم به نابودی ان. ۱-خیانت ۲-اعتیاد ۳-کتک خوردن
به نظرم بدترین نوعش نوع اوله
چون در خیانت احساسی که به فرد دست می ده احساسیه که به هیچ شکلی قابل جبران نیست.
در اعتیاد طرف مقابل به خودش ضربه می زنه و زندگی هر دو نفر رو نابود می کنه.
و در کتک زدن و کتک خوردن واقعا بعد از مدتها فراموش می شه . می تونی راحت جدا شی و بعد مدتها حتی ببخشیش.
اما در خیانت غرورت له می شه و این نه فراموش می شه و نه قابل جبرانه.
هر چند مطمئنم تمام چیزهایی که نوشتی منظورت برگشتن به اون آقا نیست. درد دل کردنه.
ممنون عزیزم بابت مطلبت مفیدت
:)
متاسفم ...
نه برای تو...
برای اویی که لیاقت تورو نداشت...
خیلی متاسفم..
سلام دوست
خیلی چیزها رو باید سوزوند و دور انداخت توی دلت توی ذهنت اونا مهم تر هستند . اونا رو از بین ببر .
فدای سرت
چیزی که باعث آرامش نیست زودتر باید نابود شه
بازم فدای سرت
ینی عکس تکی های خودتم سوزوندی؟
خیلی کار شجاعانه ای بود. چند بار نشستی با خودت کلنجار رفتی که این یکی رو حداقل نگه دارم؟!
خیلی
رفیق جانم سلام . خوبی ؟
جانت سلامت . گور بابای همه چیز و همه کس . والا .
سالم باشی و شاد
یا علی ( گل )
ممنون خسته جان
زنده باشی
متاسفم عزیزم....
خیلی سخته امیدوارم روزهای بعد بخت بعد و عکسهای بعدی تو آلبوم و روی دیوار خونت بشینن....
قلبم سوخت..
باورم نمیشه چنین کاری کردی..
بذار برم وبت رو بخونم ..شاید سر درآوردم..
فیلتر شد
ارشیومو ندارم دیگه
گاهی وقتا وقتی جدا نشدی هم دلت می خواد از این کارا بکنی!!!!!
عزیزم وقت این کار الان بوده نه زودتر از این و نه دیرتر از این. من هم دلم سوخت.
درکت میکنم با تمام وجود، با این تفاوت که آلبوم ما قبل از جدایی به دست مبارک آن وجود نامبارک معدوم گردید.
آدرس نذاشتم !!!!؟؟؟؟
مثلا لینکمان کرده بودید ...
اما ما آمدنتان را خواسته بودیم
زنده باشیبد
سوزوندی تموم شد و رفت دیگه فکر نکن کجا می تونستن باشن به چه شکلی و ...
در این زندگی یا باید رنج کشید و عاشق شد یا اگر میخواهی راحت باشی باید عطای عشق را به لقایش ببخشی...دستان خدا در دستهایت دوستم...درد داشت این پستت از نوع خار دارش...
خوب کاری کردی عزیزم خاطرات بد باید برای همیشه محو بشن و جاش خاطرات قشنگ بشینن برات ارزوی خاطرات شیرین رو میکنم
ممنون دوست عزیزم
:)
برمطمئن باش خواست خدا برایت در منتهای کمال است و پایدار و استوار.
بهترینها را برایت آرزو می کنم.
کار بسیار خوبی کردی عزیزم .
ممنون پوران جون
در عوض هزار تا عکس قشنگ می گیری که با نگاه کردن به هر کدوم لبخند به لبت میاد...لزومی نداره عکسایی که خاطرات بدو تداعی می کنند نگه داری...خ.وب کاری کردی عزیزم...
خوب کردی عزیز دلم
منم از بچگیم هیچ عکسی نذاشتم بمونه
عروسی هم نگرفتم
کلا از عکس متنفرم
حتی عکس آدمهای دیگه
چون آدمها هر روز عوض میشن بعضی ها هر روز از روز قبل بهتر و بعضی هام بدتر و هر دو حالتش آدمو ناراحت میکنه
الان من کلا از خودم فقط چند تا عکس 3*4 دارم
والا به خدا
عکس چیه دیگه هی آدم نیگاه میکنه و غصه میخوره به داشته هاش و نداشته هاش
فدای سرت عزیییییییییییییییزم
من آدم خاطره بازی هستم
عکس ها یه دنیا یاد و خاطره دارن
نمی تونم
:0
سلام از وقتی وبلاگ جدید رو شروع کردی خواننده ات شدم و شیفته نوشته هات- تبریک میگم به خاطر قلم زیبا و جذابت.
با اینکه تجربه نکردم ولی سوز دلت رو حس کردم
ممنون آذر جون
یادم رفت مشخصات بذارم
ﺍﺯ ﺧﺎﮐﺴﺘﺮ ﺍﯾﻦ ﺁﺗﺶ ﻗﻘﻨﻮﺳﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﺘﻮﻟﺪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ
واقعا به کجا رسیدی که این عکس ها رو اونم در اون محل سوزوندی
یه حسی بهم دست داد که الان از روی رها شدن و فراموش کزدن خاطرات این کار رو کردی یا خودتو مجبور کردی
خواستم هیچی ازش نمونه
نمیدونم چی بگم
شاید بدون اونا روزهای خوش تری در انتظارته
بی خیال....عکسهای بهتری خواهی گرفت...مطمئن باش
قربون اون لحظه هات برم وقتی جلو چشات میسوختن عکسا...
حالا واقعن حس بهتری داری؟؟
اینکار ب آرامشت کمک کرد؟؟
امیدوارم اینطوری بوده باشه
چون تصمیم سخت مهم و شجاعانه ای گرفتی دختر
الآن من ته دلم دارم بهت افتحخار میکنم و از خودم خجالت میکشم ک نمیتونم حتی عکسای توی گوشیمو پاک کنم
پاکش نکنی همیشه درگیرش می مونی
پرنیان جان امیدوارم روزی برسه که اونقدر خوش باشی که به این روز ها هم بخندی
ممنون عزیزم
من همونی هستم که گفتم نه ساله جدایییم رو پنهون کردم. منم یه روز همشون رو پاره کردم ریختم دور. واقعا دلم خنک شد. فکر کن مثلا من الان عکس خواهرشوهر و مادرشوهرم رو تو آلبومم نگه میداشتم
تصورش هم زجرآوره .
بهترین کارو کردی.. حالا میتونی یک نفس راحت بکشی و به آینده زیبا فکر کنی..
زندگی بازی بازیگرهاست.
تو بازی زندگی نقش اول باشی
پرنیان؟ خوشحالم که تونسی خودتو از شرشون خلاص کنی..
جانم....
کارت منو یاد یکی از دوستان قدیمی انداخت که خانمش قهر کرد و رفت اونم عکس های عروسی اش را همه پاره کرد و ریخت تو ظرف زباله و یک لیتر بنزین هم ریخت وروش و همه را سوزوند و خاکسترش را هم جمع کرد و رفت تو قبرستون دفن کرد بعد یک ماه رفت دنبال خانمش
حالا هم هم عروس دارند و هم دوماد و هم چند نوه جورواجور اما عکس عروسی ندارند
کاشک شما یک زاپاسی از عکسها بر می داشتی
نه
اگه قراره زاپاس بود تو این یک سال و اندی لازم می شد
نشد
افرین بر تو
تصمیم درستی گرفتی خاطرات ازار دهنده رو بایدمدفون کرد سوگواری کردن خاطرات جسم وروح را فرسوده میکند واین کارت قدمی بزرگ به جلو میباشد
البته این کارهم جرات وشهامت بسیار میطلبد
موفق باشید ارزو میکنم روزهای بسیار زیبایی پیش رویت داشته باشی تا در اینده خاطراتش را با عشق برای ایندگانت بازگو کنی...
ممنون دوست عزیز
:)