ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
هیچ وقت فکر نمیکردم تنها مایه ی ارامش و دل گرمی ام روزی بشود صفر کردن قسط اعم از بانکی و غیر بانکی
حقوق مرداد را دیروز واریز کردند و با همه ی حساب ها تا یک ماه دیگر بی حساب میشوم.
فقط یک قسط بانک کشاورزی عقب مانده
خنده ام میگیرد وقتی به انگیزه های بی مزه ی پول در آوردن فک میکنم
ک چی
ک قسط بدم؟ اصلا شیک نیست
پس انداز بود یه چیزی
تازه لاله یک بار به عنوان متخصص گرفتن وام ازم خواست یک نفر را راهنمایی کنم وام بگیرد!
قسطای من مال بانک ملی و بانک کشاورزیه
شنیده بودم میشه یه سیستمی داشته باشه ک سر ماه خود پوله از حساب آدم کم شه
کسی بلده آیا؟
من همچنان نیاز دارم کامنت دونی بسته باشه
کسی اگه جواب سوالمو میدونه برام تو کامنت خصوصی (گوشه سمت راست بالا) بنویسه
ارامش خیال نصیبتان باد
:)
دارم برای یکی از محصولات شرکتمون یه پوستر طراحی میکنم ، محصول مربوط به یک نوع مکمل غذایی و گیاهی هست، با اب میوه و شیر به صورت یک مکمل مصرف میشه و . . .
طرحی که زدم یه میز چوبیه ک روش یه دستمال سفره سفید و یه بشقابه و من یه بسته از محصول خاطی و یه ساشه های داخلشو گذاشتم تو بشقاب و کنارش هم قاشق تا نشون بدم که این که تو بشقابه خودش غذاست و پشتش هم آب میوه و شیر گذاشتم و کلا فضای خوراکی و ایناست و ب نظر خودم خوب شده
خلاصه طرح رو میبرم ب دکتر فلانی نشون بدم
میگه طرح قشنگی شده
اما . . . اینا رو بردار!
بعد ک دقیق میشم میفهمم اینا یعنی: این بشقابه و دستمال و لیوان آب میوه و پارچ شیر و قاشق و میز و . . .
چشمام گرد میشه بازم میگه طرح قشنگ شده فقط (با تاکید روی ط بخونید) همینا رو بردار
تاکید میکنم باشه، حتما
فقط همونا رو میدارم آقای دکتر
گاهی آدم دلش میخواد دو خط بنویسه
حتا شده از دستهایی که موقع عکس گرفتن از خودت ک میشه، خیلی کوتاه ب نظر می رسه
ازهوایی ک اندازه گندیدن گرمه
از حسی که برای مصداق پیدا کردنش کلمه کم میاری
از میخ ته گلوت ک وقتی روزه میگیری حسش میکنی
از سندل های قرمز ک با شلوار گشاد از همیشه خوشگل تر میشن
از چشم هایی ک آدمو خوشگل میبینن
و عکس هایی ک توشون خوب میفتی
و حس مشترکی ک بین این دو تا
از خونه نشستن
از دعا نخوندن و فیلم دیدن
گاهی ک کلمه ها خوب لیز میخورن رو کلید هایی کیبورد
حتا اگه کیبورد گوشی باشه
فقط دلت میخواد بنویسی و روزانه هاتو قرقره کنی
صدای کولر
صدای تلویزون
صدای جیرجیرکی که به دنبال جفتش میگردد
صدای ترافیک
صدای جوشیدن آب
موسیقی متن این روزهای منه
تازگی ها کشف کرده ام موسیقی متن باشد همه چیز خوش تر میگذرد، روانم نرم تر میشود و خیالم راحت تر . . .
میگه
اگه یه کاری رو بلد نیستی برو درسشو بده
اگه یکم بلدی برو مشاوره اشو بده
اگه بلدی برو انجامش بده
خانه را ک مرتب میکنم و تلوزیرون را جا ب جا میکنم، سه پایه نقاشی و بوم رویش را میگذارم عجالتا وسط حال تا سر فرصت جاب جایش کنم . . .
جلو لب تاب که سریال میبینم همان جا خوابم میرد، ساعت یک و نیم با یه صدا که نمی دونم از کجا اومد از خواب پریدم و تو تاریکی فضا یه ادمو دشت هیکلو دیدم که روبروم ایستاده وداره میخره تو تاریکی و با بیدار شدن من فرار کرد
تو این فاصله ک بلند شم و چراغو روشن کنم از ترس سه تا سکته ی ناقص میزنم و حتا مزه ی چاقوی زیر گلو و تبعات دزدی و جنایت و تجاوز و قتل و و هر چیز دیگه رو دوره می کنم. . . به یقین یه دزدی کسیه که لابد الان یه جا قایم شده و کمین کرده من حواسم نباشه تا بتونه فرار کنه
چراغو روشن میکنم و همه جا که روشن میشه می فهمم که سه پایه و بوم نقاشی رو تو تاریکی دیدم و فکر کردم یه ادمه و با یه نگاه فیل خاکستر کن براندازش میکنم!
این طوریه که مجبور میشم تمام طول شب رو با چراغ روشن بخوابم، البته واضح و مبرهنه که تا حالا با روشن بودن یه نور شمع هم خوابم نمیبرده ها
بعد تو تاریکی های گوشه موشه ها بازم دنبال اون آقاهه که قایم شده میگردم، اما وقتی پیداش نمیشه مطمعن میشم سه پایه دیشب با یه توطئه با بوم دست به یکی کرده بودن میخواستن خونه رو خالی کنن!!! خلاصه عوامل خاطی اش رو به دورترین جایی ممکن از تیر رس نگاهم تبعید کردم
بعد جالب ترین قسمت ماجرا اینجا بود که وقتی بلند شدم و میخواستم همه جا نگاهی بندازم اولش یه اهنگ با صدای بلند گذاشتم، انگار آهنگه دارای قدرت جادویی حمایتگری یا یه همچین چیزایی بود
پ.ن:
یه سری ادم مریض هستن که همیشه دوست دارن آزار دهنده باشن، فعلا کامنت دونی رو برای سبک شدن سایه شون می بندم
کارم داشتید برام با کامنت خصوصی گوشه سمت راست پیغام بزارید، ایمیل هم بزارید تا جواب بدم