پری جون من وبلاگت رو لینک کردم و به جمع یکی از طرفدارنت پیوستم هرچند که از وبلاگ قبلی و چیزهایی که بر توگدشته بی خبرم اما مهم نیست مهم اینه که حالا از خوندن نوشته های تو لذت میبرم اگر دوست داشتی من رو لینک کن و پیش من هم بیا عزیزم
سلام مهربون ما هم سرکار ظهرها سعی می کنیم برنج غذا را نخوریم و لبه پنجره به کبوترها می دهیم راستش خیلی کپل شده اند و وقتی لیه می نشینند و همدیگر را هل می دهند می ترسیم مبادا کپلک بیافتد پایین
جمله زیبایی است
مفهوم عمیقی داره
سپاس
جوونم پرینیان مهربون که پرخوری نمیکنه
شاید هم بهشان غذا تدهیم یک روزی خودمان را بخورند .
آخــــــــــــــی راست میگی....
بعضی وقتا هم ما اون کبوتره ایم
من چنین ترحمی ندارم
اما اگر داشتم اول سهم پرنده ها را کنار میذاشتم تا ته مانده حساب نیاید
باز میایم که مث هر روز برامون دونه بپاشی ...
منم غذامو کم میخورم گاهی که نکنه کبوترام و گنجشکام گشنه بمونن...
امیدوارم حکایت شان نشود حکایت: روزی افتاد دست قوزی
اینا همون کبوترهای پشت پنجره کنار میز کار جدیدتن، که ظاهرا میزبان قبلی رابطه خوبی باهاشون نداشت
.
خوش به حال کبوترها که شما ناهارتان را با انها نصف میکنید
به این هم فکر کنیم که از ما بهترانی هم هستند که چون پرخوری می کنند ما سیر نمی شویم ...
به رسم فیسبوک
لایییییییییییییییییییک!
امروز غیبت داری ها!! فکر نکنی حواسم نیست.
ما آشغال مرغها را دادیم به گربه ها، خودمان گرسنه ماندیم!
سلام
کاش همه آدم ها کبوتر بودند
فکر کنم که رفتی مسافرت، خبری ازت نیست. چون لااقل میاومدی و نظرا رو تأیید می کردی.
خلاصه هر جا هستی سالم و تندرست باشی.
جالب بود
خیلی زیبا بود پری جانم.
پری جون من وبلاگت رو لینک کردم
و به جمع یکی از طرفدارنت پیوستم
هرچند که از وبلاگ قبلی و چیزهایی که بر توگدشته بی خبرم
اما مهم نیست
مهم اینه که حالا از خوندن نوشته های تو لذت میبرم
اگر دوست داشتی من رو لینک کن و پیش من هم بیا عزیزم
سلام مهربون
ما هم سرکار ظهرها سعی می کنیم برنج غذا را نخوریم و لبه پنجره به کبوترها می دهیم راستش خیلی کپل شده اند و وقتی لیه می نشینند و همدیگر را هل می دهند می ترسیم مبادا کپلک بیافتد پایین
کپل ما قلدر بازی در میاره
تا بوده بوده همین بوده!
تو سری خور بالای توسری خور بسیار است!!!!
جالب بود.