پاپیون  به معنی  پروانه

پاپیون به معنی پروانه

قبل تر اسم وبلاگم مارگزیده بود و قبل ترش فولان و بهمان و اینا . . . اره من همون پروانه هستم
پاپیون  به معنی  پروانه

پاپیون به معنی پروانه

قبل تر اسم وبلاگم مارگزیده بود و قبل ترش فولان و بهمان و اینا . . . اره من همون پروانه هستم

لایحه


پدر خانواده، کارمندی است دون پایه که در یکی از شرکت های دولتی با درآمدی متوسط مشغول به کار است، ریزه میزه و لاغر با رویای داشتن خانواده ای شلوغ. 

تازه پسر دوم و بچه ی سومش به دنیا امده که چغر ایستاده و میگوید یکی دیگر هم می خواهم. دو پسر و دو دختر که جفت کند جنسش را!

دختر بزگش هفت هشت ساله است.

ارزوی بزرگ زندگیش این است که روی تخت خواب بخوابد و از الان مهریه اش را یک فقره لب تاب انتخاب کرده است. از بس که دور از دسترس به نظر می رسد برایش و دست نیافتنی، گمان می کند لبتاب آنقدر می ارزد که مهریه اش شود.

دخترک مهر امسال، کفش نو نخرید برای مدرسه و کیف پارسالش را شست و دوباره امسال استفاده کرد. از رویای داشتن ام پی فور و همشاگردی هایش که سی دی من دارند حرف می زند، اما بلافاصله می گوید که باید قانع باشم و زیاده خواهی نکنم . . .

پسر بزرگش چهار پنج ساله است و با وجود هوش سرشار و استعداد درخشانش هیچ وقت در هیچ کلاس آموزشی ای ثبت نام نشده است.

مادر چروک خورده است و خسته ، موهایش را مدت هاست به پیرایشگری نسپرده که از ژولیدگی درش بیاورد و تارهای سفید مو را که نم نمک کنار گوش هایش جوانه می زنند، رنگ جوانی بزند تا صورتش حالی بیاید و رنگ و طراوت سال های نه چندان دور اوج جوانی و زیبایی اش را باز یابد.

برای پسرکی که تازه به دنیا آمده، یک تشک و یک لحاف نو خریداری شده و مقادیری لباس و بقیه ی وسایلش همان هایی است که هشت سال پیش خواهر بزرگتر استفاده کرده و چهار پنج سال بعدش برادر بزگتر. 

پدر خانواده اما برایش خیالی نیست که داشتن تخت خواب آرزوی دخترش باشد، یا پس فردا اتاق جداگانه ارزوی پسرش . . . پدر خانواده برایش مهم نیست که دخترش نمی رود کلاس زبان و انگلیسی یاد نمیگیرد، نمی رود کلاس شنا. برایش مهم نیست دخترش هیچ وقت نمی تواند چیز گران قیمتی را بخواهد و هیچ وقت نمی تواند غیز از ارزو ببافد، هیچ وقت نمی تواند داستان مسافرت های داخل و خارجش را برای هم کلاسی اش که تابستان در افریقای جنوبی بوده تعریف کند، هیچ وقت نمی تواند دنیا را آن ور از بیخ گوشش نشان دخترش بدهد.

فعلا هدف بزرگ کردن خانواده به هر قیمتی که باشد می چربد و برای دخترک توضیح می دهد که برایش بهترین بابای دنیاست اما فعلا نمی تواند برایش تخت خواب بخرد، لب تاب هم کلا به دردش نمی خورد و با همین کامپیوتر خانه شان سر کند. بهترین بابای دنیاست اما  . . .


کاش پدر می دانست، اگر قید آن سه تا بچه ی بعدی را می زد الان می توانست برای دخترش یک تخت خواب بخرد و بگذارد کوشه ی اتاق. کاش می دانشت شادی دخترک می ارزد به رویای خانواده ی پرجمعیتی که هیچ وقت نتواند از بچه هایش حمایت کند، نه برای آموزش و نه تفریح و نه رفاه و  . . . کاش پدر می دانست اگر قید بچه ی سوم را می زد الان می توانست پسر کوچک و شیرینش را بهتر پرورش دهد . . .




پ.ن:

از درک ماجرای فوق در مقیاس یک خانواده ی شش نفره عاجزم چه برسد به وقتی که با همین فرمول نسخه ی مملکت را بپیچند!


نظرات 32 + ارسال نظر
بانوی ناتمام شنبه 8 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 10:58 http://hastie.blogsky.com

اتفاقا تا دلتون بخواد از این جور آدما زیاد دیدم. بحث هم زیاد کردم اکثرشون معتقدن مگه خودمون چه جور بزرگ شدیم؟ یه تیکه نون سق میزدیم کتابامون رو با کش میبستیم پیاده گز میکردیم مدرسه . .... نمیدونم چرا فقر اقتصادی با فقر فرهنگی کاملا در ارتباطه. نمیشه هم کاریش کرد و حتی جلوی رشد قارچ گونه این افراد رو گرفت.....

چه جالب
این حرفا واسه منم اشناست
دقیقا

نیلوفر آبی شنبه 8 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 11:06

کاش می فهمید!!!

کاش

سکینه کچل شنبه 8 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 12:09

میزان،"تولید" ملت است!

آنا شنبه 8 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 12:18

کاش...

آفرین شنبه 8 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 13:43 http://afarin55.persianblog.ir/

ولقعیت داشت بانو؟

لینک را چک کنید

پونه شنبه 8 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 13:56

زیبا بود

مینا شنبه 8 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 14:25 http://marriedwoman.blogfa.com

باورم نمیشه هنوز چنین کسانی وجود دارند و چنین فرهنگ هایی منسوخ نشده..
بعد از انقلاب اگر یادت باشه خیلی خانواده ها از روش های جلوگیری از بارداری استفاده نمی کردند چون می گفتند دخالت در قضا و قدر خداست..
..درد ما را نیست درمان الغیاث...

باور کردنی هم نیست آخه!!!

میچکا شنبه 8 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 14:28 http://ghasedak1086.blogfa.com/

لعنت به بی فرهنگی

فاطمه مامان مریم خانم شنبه 8 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 14:57

با تو موافقم
داشتن یک لب تاپ می ارزد به داشتن خواهر و برادر .
رفتن به افریقای جنوبی می ارزد به داشتن همبازی دوران کودکی
داشتن کفش نو می ارزد به خواهری که با او دردل کنی و برادری که کمکت باشد
....
این را من می فهمم که از داشتن خواهر و برادر محروم بوده ام تازه نه لب تاپی داشتم نه می دانم این افریقای جنوبی کجای نقشه است
می فهمم که بچه ام نه خاله دارد نه دایی نه عمو نه عمه چون پدر مادرها فکر می کردند ارزش ام پی فور بیشتر است!!!!!!!!!!!
درک بعضی چیزها عقل و منطق می خواهد که نه من نه همسرم نه فرزندم از ان بهره ای نبرده ایم
اما به دخترم قول داده ام به جای این چیز های پوچ برایش خواهر یا برادری اگر خدا بخواهد بیاوریم

قول یه هم بازی را بدهید!
دمتان هم گرم
اما سه تایش را . . . .

رایا شنبه 8 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 15:31

متاسفانه الان دوباره فرهنگ ما رو میخوان چند صد سالی عقب ببرن با ترویج خانواده های پر جمعیت خانواده هایی که همه کنار هم زندگی کنن به روش سریال پدر سالار چند زنی و صیغه دلیلی هم نداره بچشون بره کلاس زبان امکانات داشته باشه مهم اینه که جمعیت زیاد بشه که اگه جنگ شد مشکلی پیش نیاد امکانات و فهم نباشه رشته های علوم انسانی نباشهمتاسفانه اطراف خودم زیاد از این موارد دیدم و همچنین کسانی که به علت مشکلات مالی و اینکه نمیتونن بچه هاشونو تامین کنن حتی به یه بچه هم فکر نمیکنن و کسانی که با همین امکانات چند تا بچه میارن بدون اینکه به آیندشون فکر کنن

این سیری که ما توش حرکت می کنیم خدا می دونه چه مقصدی داره!!!

عاصی شنبه 8 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 16:13 http://ac55.blogfa.com

درد را کسی میفهمد که خواهر و برادر آوردند تنها نباشد اما همه ی امکانات و محبت مال آنها شد و او میبایست فداکار میماند و چیزی نیمخواست!! زیرا او بزرگتر بود و آنها بچه بودند و دلشان به رخت و لباس نو خوش میشد و او بزرگتر بود و باید عاقل میبود و از خواسته هایش چشم پوشی میکرد!!! مدرسه ی معمولی میرفت و لباسهای کهنه اش را میپوشید و دوچرخه برایش نخریدند و آتاری اش را دادند به کوچکتر ها و شهریه ی دانشگاهش پرداخت نمیشد چون قرار بود کوچکتر ها مدرسه ی غیر انتفاعی بروند و او مجبور به کار شد!!!
چون خواهر و برادر و همبازی برایش آورده بودند!!
فرهنگ های غلط و طرز فکر های مزخرف کم نداریم در این آب و خاک!!!

عاصی شنبه 8 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 16:16 http://ac55.blogfa.com

درد را کسی میفهمد که خواهر و برادر آوردند تنها نباشد اما همه ی امکانات و محبت مال آنها شد و او میبایست فداکار میماند و چیزی نیمخواست!! زیرا او بزرگتر بود و آنها بچه بودند و دلشان به رخت و لباس نو خوش میشد و او بزرگتر بود و باید عاقل میبود و از خواسته هایش چشم پوشی میکرد!!! مدرسه ی معمولی میرفت و لباسهای کهنه اش را میپوشید و دوچرخه برایش نخریدند و آتاری اش را دادند به کوچکتر ها و شهریه ی دانشگاهش پرداخت نمیشد چون قرار بود کوچکتر ها مدرسه ی غیر انتفاعی بروند و او مجبور به کار شد!!!
چون خواهر و برادر و همبازی برایش آورده بودند!!
فرهنگ های غلط و طرز فکر های مزخرف کم نداریم در این آب و خاک!!!

بسیار هم موافقیم!!!
اگرچه ته تقاری

افسون شنبه 8 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 16:36

متاسفانه همین قشر جامعه هستن که گوش به فرمانن و افزایش جمعیت از این قشر جامعه بدترین فاجعه برای یه مملکت میتونه باشه

نوشین شنبه 8 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 16:40 http://nooshnameh.blogfa.com

++++++++++++

بچه های باشگاه بدنسازی شنبه 8 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 16:51

زبان اینجور بچه ها:

اصلا هم سفر خارجی خوب نیست ایرانمون از همه جا

زیباتره!

مهمونی دوستانه دوست ندارم بیام!

موبایل واسه زنگ زدنه فرقی نداره چه اپل باشه چه

صاایران!

دل اینجور بچه ها:

خوش بحالشون همهش میرن خارج ما بزرگترین سفرمون

پارک سر کوچست!

حیف لباس نداشتم وگرنه باهاشون میرفتم!

چه گوشیهایی دارن من روم نمیشه گوشیمو جواب بدم!

مثبت: فقر , تلاش و پشتکار برای پیشرفت

منفی: فقر , عقده , بزه , فحشا

سینا حجازی یه اهنگ داره...
داشتیم شما نداشتید!!!
مصداق داره . . .

سانا شنبه 8 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 17:22

وای به حال پدران بی فکر...وای به حال حاکمان بی فکر...

وای به حال ما

بانوی ناتمام شنبه 8 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 17:45 http://hastie.blogsky.com

یه چیز دیگه این که این طور افراد فرهنگ و اعتقاداتشون رو دقیقا به فرزندان منتقل میکنن . اینه که میبینی در زمان کمی یک آدم تبدیل به چندین آدم شبیه خودش میشه . پس بی فرهنگی نه تنها کم نمیشه بلکه مرتب در حال زیاد شدنه . از اون طرف قشر فرهیخته و با فرهنگ جامعه دائما روی همون تک فرزندی و نهایت تعداد کم فرزند مانور میدن . این دفعه بعد مدتی این قشر کم و کمتر مشن . بنابراین با کمال تاسقف میشه گفت جامعه ما به سمت چه دید گاهی داره میره ....

بانوی ناتمام شنبه 8 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 17:46 http://hastie.blogsky.com

ببخش خیل حرف میزنم ولی حداقل نظرات ناجور رو تایید نکن به خدا حیفه دوباره.....

بسیار منطقی بود
دیلیت شد

متنفرم از این جور آدما
حالا که چی مثلا میخوان نسلشون و زیاد کنن
متاسفانه وقتی رهبر یه مملکت همچین کاری میکنه از بقیه چه انتظاری هست

نوا شنبه 8 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 18:30 http://navaomom.persiablog.ir

بچه شیرینه خانواده بزرک هم جذابه اما ازهمه مهمترعقل وامکانه .جناب اسپیلبرگ میگن 13تاببچه داره خوش به حالش اما یه جزیره اختصاصی هم داره تازه اعصابشم راحته هیجان واسترس بیخود هم نداره بجه های جفت جفت عصبی ومنفعل وناتوان تواین روزگاربه چه کاری میان؟معلوم نیست دوره بعد هم یارانه ای درکارباشه ها !

فکر کن به امکانات اون سیزده تا جوجه

▼فـــــری▼ شنبه 8 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 19:18

کدوم نسخه الان درسته؟

هر کدوم صلام می دونید

فاطمه شنبه 8 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 20:27

کاش ما آدمها هم سعی میکردیم به جای خط کشی زندگی بقیه بر اساس منطق های خودمون،معیار های همدیگه رو به رسمیت بشناسیم و بفهمیم که وقتی از درک طرز تفکر آدمای دیگه عاجزیم، لازم نیست فوری انکارشون کنیم. شاید راه های انسانی دیگه ای هم باشه به جز انکار

بله . . .

پری خله شنبه 8 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 23:53 http://www.babaee1.persianblog.ir

پریه من! نمیدونم چی بگم... ما مردمان ابله

ابله تر هم میشیم تازه پری جانم

فریبا(افسون) یکشنبه 9 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 00:30 http://www.27salegi.blogfa.com

فریبا(افسون) یکشنبه 9 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 00:34 http://www.27salegi.blogfa.com

اقا فکر کنم من کامنت خالی فرستادم
ببین دختر من شما و من متوجه نیستیم نسل مسلمون باید زیاد شه امکانات و درست تربیت شدم مهم نیست که جانم ما باید اونقدر زیاد شیم که یهو بترکیم و هر کدام مانند مشتی پرتاب شویم به سمت دهان است ..کبار جهانی

بعله!
دقیقا همینه که میگید
سریع بردی تو کار ازدیاد

فریبا یکشنبه 9 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 01:05

لایحه افزایش جمعیت به مجلس میرود ..میدونی چرا؟/چون از تعداد پابرهنه ها کم میشه اگه خانواده ها فقط یک یا دو فرزند داشته باشند
کیفیت آموزش اون بچه هایی که تو خانواده های کم فرزند هستن میره بالا..ممکنه انسان های فرهیخته ای بشن با درک اجتماعی بالا
مادرای یه همچین خانواده هایی وقت برای فکر کردن و پژوهش دارن
خوب اینا مساوی با چیه؟؟ ......
====
هر چی تعداد پا برهنه ها بیشتر باشه ..دهن های باز و وابسته به یارانه بیشتر خواهد بود .

و این چیزیه که ما لازم داریم م م م م

آفرین یکشنبه 9 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 13:30 http://afarin55.persianblog.ir/

باورش سخته که در این دور و زمانه چنین آدم های احمقی پیدا شوند که به چنین حرف های صد تا یه غاز یه احمق تر از خودشان بها دهند.

خودم یکشنبه 9 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 18:41

سیستم بازتولید عظیم حماقت!
خوب داره کار می کنه

+

F.GH دوشنبه 10 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 01:25

معیارهای آدما برای خوشبختی و خوش حال بودن فرق می کنه. سلیقه ست. نمیشه یه نسخه رو برای همه پیچید. خیلی خوبه که آدم یاد بگیره -هرچند دیر- که نخواد همه مثه خودش زندگی کنن یا اونجوری که خودش دوست داره یا فکر میکنه درسته، زندگی می کرده یا بکنه، زندگی کنن. من نمی تونم به شما بگم که چرا رفتی هنر خوندی چرا عقلت نرسید مثه من مهندس شی!!! یا بر عکس. (من نه هنر خوندم نه مهندسم، مثال گفتم) و استدلال کنم که درآمد متوسط مهندسا بیشتر از درآمد متوسط هنرمنداست. (اینا مثاله) چرا فکر می کنید عقل کل هستید و شما تشخیص میدید بقیه چه جور بهتر زندگی می کنن؟ شاید اونا واقعن خوشحال باشن (نمیگم خوشحال ترین). یه اپیزود از سریال لاکی لویی هست که خیلی دوستش دارم، زنه به شوهرش اصرار می کنه که دوباره بچه دار شن، شوهره استدلال می کنه که نمی تونن از پس هزینه ی بچه ی دوم بر بیان. میرن قبض های برق و گاز و تلویزیون رو بدن و حقوقشون تموم میشه، زنه با گریه میگه ما واقعن نمی تونیم بچه دار شیم حالا می فهمم، واقعن دوست داشتم یه بچه دیگه داشتیم اما ما واقعن از پس هزینه ش بر نمیایم. شوهره میگه اما من نمی ذارم اداره برق و گاز و کیبل تی وی برای زندگی من تصمیم بگیرن! (البته که من خیلی در پیتی تعریف کردم ولی اصلش همین بود)

شاید جمله ی قشنگی باشه
اما میشه بگی هزینه ها و قبضا رو کی میده؟!
بیشمار ارزوی یه بچه رو کی پرداخت می کنه؟
بیشمار حسرت؟

تک بچه!!! سه‌شنبه 11 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 00:41

و اگه در سن 25 سالگی یه تک بچه آرزوی خواهر و برادر داشته باشه چی؟اونوقت کی میتونه این رو براش تامین کنه؟؟؟؟شما نمیفهمین.منی که تک بچه ام و تمام امکانات در اختیار خود تک نفره ام بوده میفهمم که یه خواهر برای درآغوش کشیدن میارزه به هزار تا از این امکانات.
آدم ها همیشه حسرت نداشته هایی رو میخورن که تمومی نداره

چیزی که من نوشتم برای امثال والدی ن شما نیست که امکان مهیای شایط پایه رو داشتن و بچه دار نشد
پست رو بخونی می فهمی با دختر بچه ی قصه هیچ وجه شبهی نداری

فرزانه جمعه 28 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 09:56

akhe alan dg be shokraneye tavarom hichki gooshesh bedehkare 7in harfa nist.ye 2 daheye pish bud are.ahmaghan ba in mamlekat charkhundaneshun.mage too dahata ziyad shan.

استار دوشنبه 12 خرداد‌ماه سال 1393 ساعت 16:24

با حرفایی که زدی موافقم اما من از اون ادمایی هستم که دلخوشی های کوچیکم دارم. تا افسرده نشم .مهریه نه اما لب تاپ مو د.وس دارم و یادم مونده چقد صب کردم تا یکیشو داشته باشم

ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد